سلام دوستان صغری هستم یک همسفر:
زمانیکه وادی هفتم را میخوانم بیشتر از هر چیز به این فکر میکنم که ما انسانها بسیاری از زمان را به دنبال حقیقت هستیم؛ اما راه رسیدن به آن را درست پیدا نکردهایم. من قبل از ورود به کنگره۶۰ فکر میکردم راه درست این است که بیشتر مراقب مسافر خود باشم، بیشتر حواسم به رفتار او باشد و سعی کنم مشکلات او را حل کنم. فکر میکردم اگر من بیشتر تلاش کنم، حتماً شرایط زودتر درست میشود؛ اما کمکم فهمیدم که این راه من نیست. کنگره به من یاد داد که ابتدا باید خود راه درست را پیدا کنم، آموزش بگیرم و یاد بگیرم چهطور با مسافر خود همراه باشم، نه اینکه بخواهم به جای او حرکت کنم. وادی هفتم برای من بسیار به این موضوع نزدیک است، میگوید برای کشف حقیقت ابتدا باید راه را پیدا کنیم و سپس ببینیم از آن راه چه چیزی برداشت میکنیم.
شاید اگر وارد کنگره نمیشدم، هنوز هم فکر میکردم برای درست شدن زندگی فقط باید دیگران تغییر کنند؛ اما امروز فهمیدم من فقط مسئول حرکت خود هستم. برای من پیدا کردن راه یعنی اینکه بدانم چهطور باید زندگی کنم، چهطور صبر کنم، چهطور آموزش بگیرم و چهطور در کنار مسافر خود باشم بدون اینکه خود را فراموش کنم. امروز هنوز بسیاری چیزها را آموزش نگرفتهام؛ اما حداقل میدانم که در مسیر درستی قرار گرفتم. به نظر من زمانیکه راه درست را پیدا کنیم؛ حتی اگر رسیدن سخت و زمانبر باشد، دیگر آن سختیها مثل گذشته انسان را ناامید نمیکند؛ زیرا میدانیم هر قدمی که برمیداریم چیزی هم از این مسیر برداشت میکنیم.
سلام دوستان صالحه هستم یک همسفر:
وادی هفتم «رمز و راز کشف حقیقت، در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم». وادی هفتم به ما میگوید که پیدا کردن راه مسئله مهمی در زندگی است. گاهی اوقات در زندگی به یک دو راهی میرسیم که یک راه آن به بیراهه میرود و راه دیگر به مقصد سالم و کامیابی میرسد که به وسیله عقل و تفکر کردن میشود راه درست را پیدا کرد، به روشنایی رسید و در صراط مستقیم قرار گرفت. اگر راه را درست انتخاب کنیم حقیقت برای ما شیرین و دلچسب است، اگر گاهی بدون تفکر به بیراهه برویم حقیقت برای ما تلخ و غیرقابل تحمل است، مانند شخصی که دچار اعتیاد شده، در تاریکی است و راه برای او نامعلوم است؛ اما زمانیکه در مسیر کنگره قرار میگیرد؛ یعنی راه برای او نمایان شده و در کنگره همهچیز قابل حل است.
تفاوت انسانهای خردمند با انسانهای کمخرد در همین انتخاب راه است. انسانهای خردمند در ابتدا راه را مشخص کرده و سپس شروع به پیمایش آن مینمایند؛ در صورتی که کمخردان بعد از حرکت به فکر درستی یا نادرستی مسیر خود میافتند و شاید هم هیچ زمانی به این موضوع فکر نکنند. صراط مستقيم راهی است كه انسان را به مقصد راستين میرساند. مسیر کنگره، مسیر حرکت در صراط مستقیم است و با حرکت هر شخص در این مسیر راه هم برای او نمایان میشود. حقیقت هم راز، رمز و کشف است و هر سه مجهول هستند. راز به معنای پوشیده، پنهان و سر است، رمز یعنی رازی که نهفته است، کشف به معنای پیدا و آشکار کردن است و حقیقت راستی است.
سلام دوستان مرضیه هستم راهنما یک همسفر:
وادیها زنجیروار به هم متصل هستند و اگر بخواهیم وادی هفتم را به خوبی درک کنیم، وادی ششم یعنی حکم عقل نقش مهمی دارد و میتواند در انتخابهای ما تأثیرگذار باشد. برای پیدا کردن راه نیاز به بررسی داریم؛ البته فقط پیدا کردن راه کافی نیست و نمیتواند مشکلگشا باشد؛ زیرا بعضی از راهها ما را به مسلخ و بعضی از راهها ما را به مرغزار میبرد. بعد از انتخاب راه، نکتهای که اهمیت دارد کارهایی است که در مسیر راه انجام میدهیم و اینجا عقل نقش مهمی دارد تا بتوانیم به نتیجه درست برسیم. در وادی گفته شده باید کلید دربهای بسته به درستی پیدا شود تا بتواند درب مورد نظر باز شود؛ زیرا هر کلیدی مخصوص یک درب است، در واقع هر مشکلی راهحل خود را دارد تا به نتیجه درستی برسد، مثلاً کلید درماناعتیاد در کنگره۶٠ توسط آقایمهندس پیدا شد و آن روش DST است. در واقع رمز، راز و حقیقت درمان اعتیاد کشف شد و راه درماناعتیاد به درستی شناخته شدهاست؛ البته راههای دیگری هم وجود دارد؛ اما در هیچ کدام درمانی اتفاق نمیافتد؛ بنابراین پیدا شدن راه و برداشت از راه بسیار مهم است.
سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر:
وادی هفتم «رمز و راز کشف حقیقت، در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم». ما از وادی اول تا چهارم بر روی تفکر متمرکز شدیم؛ زیرا لازمه تمام وادیها همان وادی اول و تفکر میباشد، در وادی پنجم دانستیم که باید تفکرات خود را به مرحله اجرا درآوریم، در وادی ششم فرمانروایی عقل را به رسمیت شناختیم و اکنون در وادی هفتم به مرحلهای رسیدیم که عقل باید با نیروهای خود بعضی از رمز و رازها را کشف کند تا راه درست را به ما نشان بدهد. در اینجا رمز همان یافتن راه و راز آنچه برداشت میکنیم، است یا میتوانیم گاوصندوق را مثال بزنیم که کلید گاوصندوق رمز آن و آنچه که درون آن قرار دارد راز میباشد. با توجه به این وادی ما میتوانیم انسانها را به دو گروه کمخردان و خردمندان تقسیم کنیم.
گروه کمخردان افرادی هستند که زمانی میخواهند کاری را انجام دهند، ابتدا حرف میزنند و بدون اینکه فکر کنند یا در مورد انجام کار خود تحقیق و بررسی کنند، آن کار را انجام میدهند و اکثراً هم به مشکل برمیخورند، به خود و دیگران آسیب میزنند. گروه خردمندان برای انجام کار مورد نظر ابتدا فکر کرده، تحقیق و بررسی میکنند و بعد کار خود را انجام میدهند و غالباً به موفقیت میرسند؛ زیرا با فکر کردن، درستی مسیر خود را مشخص میکنند و اینگونه به هدف خود میرسند. آنها در صراط مستقیم حرکت میکنند. صراط مستقیم راهی است که انسان را به سلامتی، مقصد و هدف میرساند. اگر انسان طبق این وادی برای انجام هر کاری ابتدا تفکر، تحقیق و بررسی انجام دهد، درستی و نادرستی مسیر خود را مشخص کند قطعاً به هدف خود میرسد، به آرامش و آسایش در زندگی دست پیدا میکند و اینگونه طعم زیبای زندگی را میچشد.
نویسنده: جمعی از همسفران نمایندگی چرمهین
رابط خبری: همسفر صغری رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
ویرایش: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) دبیر سایت
ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی چرمهین
- تعداد بازدید از این مطلب :
68