بهطور کلی در حیات انسان، دو نیروی مثبت و منفی حاکم است و ما هر چیزی را بر مبنای ضد آن تشخیص میدهیم؛ در واقع در پرتو این نیروها است که انسانها ساخته میشوند. بنابراین، زمانی که انسان میخواهد از گذرگاههای سخت زندگی عبور کند، بایستی همانند یک عقاب تیزبین در حین پرواز، تمام جوانب امر را در نظر بگیرد. اگر هر انسانی از عقاب و یا طبیعت الگو میگرفت، هیچگاه زندگی برایش طاقتفرسا نمیشد و مشکلاتش حلنشده باقی نمیماند. پس برای اینکه از این گذرگاههای سخت عبور کنیم، بایستی همواره آموزش ببینیم و یاد بگیریم که چگونه با پیچ و خمهای روزگار بچرخیم و خم نشویم؛ زیرا انسان در رنج و سختی آفریده شده و برای فراهم کردن آسایش و آرامش در زندگی، باید بهای بسیاری بپردازد.
مسافر من در زمان اعتیاد، در چرخه زندگی مانند جغدی بود که اگر چیز خوب و منفعتآمیزی را هم میدید، سرش را میچرخاند تا مجبور به جبران آن نباشد. مثلاً وقتی هر کس به ما کمک میرساند، میگفت «وظیفهاش است»، ولی از دید مسافرم هیچ وقت نوبت کمک ما نبود و فقط انتظار داشت دیگران به ما کمک کنند؛ یعنی هیچ وظیفهای نسبت به دیگران و حتی خانواده خود برایش قابل قبول نبود. اما با کمک سیدیهای جناب مهندس و راهنما، آرامآرام راه را پیمودیم و مسائل را یکبهیک پشت سر گذاشتیم. البته میدانیم که بعضی از مشکلات باید مدتها طول بکشد تا با گذر زمان حل گردند؛ لذا باید همیشه آموزشها تکرار شوند و با تکرار و تمرین از طریق سیدیها، لایوها و جلسات هفتگی به درکهای جدیدی برسیم که قبلاً تجربه یا تفکری روی آنها نداشتیم.
همه چیز در تاریکی و مجهولات بنا شده؛ به همین دلیل انسان برای کشف حقایق باید مانند عقاب، تیزبین باشد چون برای عبور از هر موضوع، مشکل یا مسئله؛ قوانین و راهکارهای خاصی وجود دارد. مثلاً برای درمان اعتیاد، اولین قدم پذیرفتن کنگره و انتخاب راهنمایی است که خود، این مسیر را طی کرده باشد؛ سپس استفاده از داروی مناسب و در نظر گرفتن زمان کافی ضروری است. همچنین باید سه مؤلفه «جسم، روان و جهانبینی» را در برنامه درمان قرار داد. ما نیز توانستیم با ورود به کنگره از این گذرگاه سخت عبور کنیم و به درمان اعتیاد مسافرم برسیم. گذرگاههای منیت، ترس و امثال اینها، همگی مسائلی هستند که با در نظر گرفتن آموزشهای کنگره توانستیم از آنها عبور کنیم. برای مثال، در مرحله کاهش وزن نیز با روش دژاکام توانستم به وزن ایدهآل خود برسم. در واقع، این گذرگاهها همانند طوق بردگی هستند که هر انسانی با رفتن به تاریکیها، به دست و پای خود میزند؛ باز شدن این طوقها تنها با فرمانبرداری از روشناییها امکانپذیر خواهد بود.
گاهی اوقات لازم نیست هر کاری را که میخواهیم انجام دهیم، پیش از اجرا جار بزنیم؛ زیرا بایستی یاد بگیریم تا زمانی که کاری را سر و سامان ندادهایم، همه چیز را به صراحت بیان نکنیم، چون در صورت شکست، مورد تحقیر قرار خواهیم گرفت. مثلاً اگر برنج یا گندم روی زمین بماند، هیچ وقت به مرحله برداشت نمیرسد؛ بلکه باید ابتدا در زیر خاک مدفون باشد تا در طول زمان رشد کرده و به مرحله برداشت برسد. بنابراین بایستی همواره سعی کنیم قدمهایمان را با برنامه و محکم برداریم، خوب فکر کنیم و سپس دست به کار شویم.
در پایان، برداشت مهم من از این سیدی این است که اگر انسان میخواهد به صلح و آرامش در زندگی برسد، بایستی در صراط مستقیم قرار گیرد و با شناخت و آگاهی، ابتدا از گذرگاههای سخت درون عبور کند تا سپس بتواند به راحتی از گذرگاههای زندگی عبور نماید. خداوند را بینهایت سپاسگزارم به خاطر وجود آقای مهندس که علم زندگی را به ما آموخت و ما را از گمراهی نجات داد.
منبع: سیدی گذرگاه
نویسنده: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون یازدهم)
رابط خبری: راهنما همسفر الهام (لژیون یازدهم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خلیجفارس بوشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
71