وقتی به چند سال گذشته نگاه میکنم، میبینم مسیر زندگی همیشه آنطور که میخواستم پیش نرفته است. روزهایی را پشت سرگذاشتم که پر از نگرانی، دلشوره، خستگی و انتظار بوده است؛ روزهایی که شاید تحمل کردن آن، برایم بسیار سخت بود و بارها با خودم فکر میکردم که آیا روزی خواهد رسید که آرامش را تجربه کنم؟ من به عنوان یک همسفر، در این سالها فقط شاهد تغییرات مسافرم نبودم؛ بلکه خودم هم در این مسیر تغییر کردم. یاد گرفتم که برای رسیدن به نتیجه، باید صبر داشته باشم، آموزش ببینم و قبل از اینکه بخواهم دیگران را تغییر دهم، خودم را بشناسم و روی خودم کار کنم.
در ابتدای مسیر، صبر برای من بیشتر به معنای تحمل کردن بود؛ اما با گذشت زمان فهمیدم صبر واقعی یعنی؛ درست حرکت کردن و از مسیر خارج نشدن، حتی وقتی نتیجه هنوز دیده نمیشود. گاهی سختیها آنقدر زیاد میشد که فقط به امروز فکر میکردم و میگفتم: فقط امروز را پشت سر بگذار، اما همان روزهای کوچک، کمکم سالها را ساختند. هر قدمی که برداشته شد، هر آموزشی که گرفتم و هر باری که به جای ناامیدی دوباره امیدوار شدم، بخشی از راهی بود که امروز مرا به اینجا رسانده است. در این مسیر فهمیدم هیچ تغییری یکشبه اتفاق نمیافتد.
همانطور که برای ساخته شدن، یک درخت باید سالها ریشه بدواند، انسان هم برای رسیدن به آرامش و تعادل، نیاز به زمان، آموزش و حرکت دارد. خیلی از چیزهایی که روزی برایم سخت و غیرممکن به نظر میرسید، امروز تبدیل به تجربههایی ارزشمند شدهاند. حالا میفهمم آن روزهای سخت فقط برای خسته کردن من نبودند؛ آمده بودند تا مرا قویتر کنند، صبرم را بیشتر کنند و نگاهم را به زندگی تغییر دهند. امروز وقتی نتیجه صبر خود را میبینم، بیشتر از هر چیز شکرگزار خداوند هستم.
شکرگزار تمام کسانی که در این مسیر به من آموزش دادند، شکرگزار کنگره۶۰ که به من یاد داد چگونه درست زندگی کنم و شکرگزار قدرت مطلق که در سختترین لحظهها امید را از من نگرفت. من یاد گرفتم که گاهی باید صبر کرد؛ اما صبر کردن به معنی دست روی دست گذاشتن نیست؛ باید حرکت کرد، آموزش گرفت، تجربه کرد و اجازه داد زمان، نتیجه تلاشها را آشکار کند. امروز اگر آرامش بیشتری در زندگی دارم، اگر نگاه من به مشکلات تغییر کرده است و اگر میتوانم با اطمینان بیشتری به آینده نگاه کنم، همه اینها حاصل همان سالهایی است که شاید در آن زمان سخت و طولانی به نظر میرسیدند، اما امروز میبینم که هر لحظه از آن سختیها و مشکلات، در ساختن من نقش داشته است.
به گذشته که نگاه میکنم، دیگر از سختیها گلایه ندارم؛ چون میدانم اگر آن روزها نبودند، شاید امروز قدر آرامش را نمیدانستم. صبر به من یاد داد که پایان هر سختی، میتواند آغاز یک زندگی تازه باشد؛ به شرط آنکه در مسیر درست بمانیم و حرکت کنیم. امروز با قلبی پر از شکر میگویم: من نتیجه صبر کردن، آموزش گرفتن و ادامه دادن را دیدهام و چه زیباست وقتی بعد از سالها، به عقب نگاه میکنی و میبینی تمام آن اشکها، نگرانیها و روزهای سخت، بینتیجه نماندهاند، شاید مسیر آسان نبود، اما ارزش رسیدن را داشت و من امروز بیشتر از همیشه باور دارم که صبر، وقتی با حرکت و دانایی همراه شود، حتماً به نتیجه خواهد رسید.
نویسنده: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر رقیه(لژیون اول)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر رقیه(لژیون اول)
عکس: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون دوم)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بردسکن
- تعداد بازدید از این مطلب :
58