جلسه یازدهم از دوره نوزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ مسافران نمایندگی اردستان با استادی مسافر امید، نگهبانی مسافر محمد حسین و دبیری مسافر ابراهیم با دستور جلسه (وادی هفتم و تأثیر آن روی من) روز یکشنبه ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز بهکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
از ایجنت شعبه مسافر محمد و گروه مرزبانی و همچنین از نگهبان و دبیر جلسه تشکر میکنم که اجازه دادند من در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. در مورد دستورجلسه امروز، «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنید.» این موضوع مثل یک گاوصندوق میماند که کلید آن، رمز آن است و وسیلهای که داخل آن قرار دارد، همان رازی است که ما به دنبال آن هستیم. هر روز هزاران دوراهی بر سر راه انسان قرار میگیرد. منظور از راه، فقط جاده و مسیر فیزیکی نیست؛ بلکه راههای زیادی وجود دارد که انسان در زندگی بر سر آن قرار میگیرد و باید انتخاب کند و بهترین راه انتخاب، صراط مستقیم است؛ اما چرا صراط مستقیم، یک جاده صاف و مستقیم نیست؟ منظور این است که صراط مستقیم در نهایت به خداوند ختم شود. در این صراط، همانطور که در سوره حمد میخوانیم، از خداوند میخواهیم ما را به «صراط کسانی که به آنها نعمت دادهای» هدایت کند، نه راه کسانی که مورد غضب قرار گرفتهاند و نه راه گمراهان.
در صراط مستقیم، دو نوع انسان وجود دارند: انسانهای کمخرد و انسانهای خردمند. انسانهای کمخرد کسانی هستند که ابتدا کاری را شروع میکنند و بعد فکر میکنند که آیا این کار درست یا غلط بوده است. مثلاً فرض کنید ما از اصفهان حرکت میکنیم تا به اردستان برسیم، بدون اینکه فکر کنیم اردستان در کدام مسیر قرار دارد، یک مسیر را انتخاب میکنیم و حرکت میکنیم. اگر در مسیر تقاطع یا راهی برای تغییر مسیر وجود نداشته باشد؛ باید آنقدر جلو برویم تا به یک زیرگذر یا تقاطع برسیم و بتوانیم برگردیم و دوباره مسیر درست را به سمت اردستان انتخاب کنیم؛ اما انسانهای خردمند ابتدا فکر میکنند و مسیر خود را انتخاب میکنند، درباره آن مسیر تفکر میکنند و بعد حرکت را آغاز میکنند. مثل خود ما که در ابتدای کار، درباره مصرف مواد تفکر نکردیم.
افراد زیادی را دیدیم که مصرفکننده بودند؛ اما با این حال باز هم این راه را انتخاب کردیم. همین انتخاب باعث شد مشکلات زیادی برای من بهوجود بیاید؛ بنابراین قبل از اینکه وارد هر مسیری شویم؛ باید درباره آن تفکر کنیم و ببینیم انتخاب ما به کجا ختم خواهد شد. این راه باعث شد مشکلات زیادی برای ما به وجود بیاید؛ بهطوری که هر شخصی به یک طریقی آسیب میدید. یک نفر زندگیاش را از دست میداد، یک نفر ماشینش را از دست میداد و تخریبهای جسمی زیادی هم بهوجود میآمد.
در زمان فتحعلیشاه، وقتی او فوت میکند، پسری به نام علیشاه داشت. علیشاه از مسیر خارج شد و با خودش گفت: برادرم در جنگ است و من به جای برادرم بر تخت پادشاهی مینشینم. مدتی بعد، وقتی جنگ تمام شد و برادرش برگشت و او را دید، علیشاه متوجه شد که کارش اشتباه بوده و مخفی شد. پس از مدتی، وقتی محمدمیرزا دوباره به سلطنت رسید، به او گفت: من تو را بخشیدم بیا. سپس او را به یک کاروان سپرد تا به ترکستان ببرند. در مسیر، یکی از اهالی کاروان به او گفت: ترسم نرسی به کعبه، ای اعرابی/ این ره که تو میروی به ترکستان است. یعنی مسیرت از ابتدا اشتباه بوده و اگر همین راه را ادامه بدهی، به مقصد نمیرسی.
مشکل اصلی اینجا این است که انسان از همان ابتدا تفکر درستی نداشته است. اگر قبل از حرکت، درست فکر میکرد و مسیر را بررسی میکرد، متوجه میشد که راه اشتباه است. وقتی تفکر از ابتدا نادرست باشد، طبیعی است که انسان در ادامه مسیر هم دچار مشکل شود و از مقصد اصلی دور بماند. روش درمان DST یکی از بهترین روشهایی است که آقای مهندس آن را کشف و ارائه کردند. در لژیون هم باید یاد بگیریم که به یکدیگر کمک کنیم؛ سفر دومی به سفر اولی کمک کند و سفر اولی هم به تازهوارد کمک کند. مهمتر از همه این است که همدیگر را دوست داشته باشیم و محبت بین ما وجود داشته باشد.

پیوند محبت است که باعث میشود ما در کنگره ماندگار باشیم. وقتی وارد کنگره میشویم، ممکن است با یک نفر ارتباط خوبی نداشته باشیم یا از او ناراحت باشیم. حتی اگر از نظر فکری یا شخصی با او مشکل داریم، بهتر است جلو برویم، با او صحبت کنیم و محبت خودمان را نشان بدهیم. سعی کنیم بهگونهای رفتار کنیم که افرادی که تازه وارد کنگره میشوند، احساس امنیت و آرامش کنند و بتوانند در این مسیر ماندگار شوند. اگر محبت و همدلی بین اعضا وجود داشته باشد، تازهوارد هم این فضا را احساس میکند و میتواند با امید و انگیزه بیشتری مسیر درمان و آموزش خود را ادامه دهد.
تایپیست مسافر ابراهیم (لژیون دوم)
ویراستار: مسافر جواد (لژیون دوم)
عکاس: راهنمای تازهواردین مسافر ابراهیم
ارسال: راهنما مسافر محمدرضا نگهبان سایت
مسافران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
138