چهارمین جلسه از دوره چهاردهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی وکیلی یزد به استادی همسفر ناعمه، نگهبانی همسفر ناهيد و دبیری موقت همسفر طاهره با دستور جلسه «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت، در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری، آنچه برداشت مینمائیم.) و تأثیر آن روی من» در روز دوشنبه ۲۳ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
از همسفر ناهید نگهبان جلسه، گروه مرزبانی و راهنمای خوبم همسفر مهدیه که من را لایق دانستند در اینجا بنشینم و خدمت کنم سپاسگزارم. دو هفته پیش در لژیون صحبت از وادی هفتم شد و من گفتم: از وادی هفتم چیزی متوجه نمیشوم. رمز، راز، حقیقت و کلید برایم نامفهوم بود؛ اما دست تقدیر برگشت و قسمت این شد زمانی لژیون هفتم خدمتگزار باشد که دستور جلسه وادی هفتم است و من در این جایگاه قرار بگیرم. شیرجه عمیقی به وادی هفتم بزنم، کتاب چهارده وادی و کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر را بخوانم؛ یکسری کلیپها در آپارات وجود دارد که درمورد وادی هفتم و صحبتهای آقای اشکذری و آقای حکیمی است؛ به آنها گوش دادم و مقداری عمیق شدم که این وادی اصلاً چه میخواهد به من بگوید؟ اینکه وادی هفتم چه تأثیری روی من گذاشته و کجا این وادی را رعایت نکردم که در زندگی گیر افتادم؟ همینطور در اینجا روبهروی شما بنشینم، درباره وادی هفتم مشارکت کنید، از تجربههایتان بگویید، آموزش بگیرم و بهتر درک کنم؛ اگر امروز نتوانم این وادی را خوب یاد بگیرم دست تقدیر ممکن است جور دیگری به من یاد بدهد.
وادی هفتم رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری برداشتی که از آن میکنیم. به یاد دارم درابتدا که متوجه شدم مسافرم یک مصرفکننده است کنار او نشستم و گفتم: میخواهی مصرف را کنار بگذاری؟ گفت: بله؛ گفتم: میخواهی من در این راه به تو کمک کنم؟ گفت: آره؛ من خوشحال و خندان شروع کردم به تحقیق کردن که چگونه میتوانم مشکل را حل کنم! کتابی پیدا کردم تحت عنوان رساله افیون؛ کتاب برای ۵۰۰ سال پیش و متعلق به دوره صفويه بود؛ نویسنده انواع مواد مخدر را توضیح داده و نوشته بود: راههای مختلفی است که مواد را ترک کنند؛ ولی تنها راه درمانی که وجود دارد این است که مقدار مواد مصرفی را به همان مقدار خشخاش هموزن کنند و روزانه یک دانه از خشخاش را بردارند تا کمکم دانههای آن تمام شود.
مسافر من یک کلیپ در یوتیوب از آقای مهندس پیدا کرده بود که کامل روش DST را توضیح میدادند؛ اینکه روش تدریجی است، از شربت OT استفاده میشود، کمکم مواد را قطع میکند و مصرف سر ساعت مشخصی است. برداشتی که من از این دو داشتم همه را با هم ترکیب کردم و گفتم: مصرف تو شیره است شربت شیره درست میکنیم؛ خودم سرم گرفتم، شیره را حل کردم، ضرب و تقسیم انجام دادم، نسبت گرفتم و مقداری که بهنظرم درست بود به او دادم؛ خورد ولی جواب نداد و او در خماری کامل به سر برد.
روش را عوض کردم؛ به همان اندازه که در روز شیره مصرف میکرد و میزانی که بهنظرم درست بود را کمکم مثلاً هفتهای یکدهم از مقدارش کم کردم، نزدیک ۳ تا ۴ ماه البته میگفتم: یک هفته یکدهم از آن کم میکنم ولی حقیقتاً طاقت نداشتم و دوست داشتم سریعتر به نتیجه برسم، این شد که حداقل مصرفی که جواب میداد فکر میکنم مثلاً روزی ۳ گرم بود؛ ولی در عرض ۳ تا ۴ ماه به یکدهم رساندم؛ بماند که مسافر من این میان قطعاً گریز هم میزد و این مصرف جوابگو نبود و چون نمیخواست دل من بشکند چیزی نمیگفت؛ خلاصه رسیدیم به یکدهم گرم ولی به هیچ طریقی نمیتوانستیم آن مقدار را به صفر برسانیم و تمام شود.
خدا را شکر به روش بسیار معجزهآسایی در مسیر کنگره قرار گرفتیم و به این مکان آمدیم؛ در مسیر پیش رفتیم تا رسیدیم به اینجا که هستیم، راه کمی طولانی بود؛ ولی خدا را شکر نتیجهاش برای من و مسافرم خوب بود.
این داستان را تعریف کردم تا چیزی به شما بگویم: اول اینکه مهم نیست فقط من یک مقصد داشته باشم، مهم این است راهی که پیدا کردهام درست بپیمایم، برداشت درستی از آن داشته باشم و بتوانم در مسیر درست حرکت کنم؛ حتی با وجود تلاش بسیار، اگر مسیر درست نباشد قرار نیست من را به مقصد برساند. دوم اینکه بهترین راه قطعاً کوتاهترین راه نیست من آن موقع خیلی دوست داشتم سریع به نتیجه برسم؛ ولی الان میدانم که اگر مسیر پیدا شود و در آن درست حرکت کنم حتی اگر مسیر طولانی هم باشد قرار است من را به نتیجه برساند.
یک سیدی گوش میدادم که در آن آقای مهندس میگفتند: اگر مبدأ، مقصد و هدف تو مشخص باشد قطعاً مسیر معلوم میشود.
بهنظر من خیلی مهم است در مسیر درستی که پیدا شده من چگونه حرکت میکنم؟ آیا مسیر حرکت من درست است؟
این هم برداشت من از وادی هفتم و امیدوارم آن چیزی که در ذهنم بود را توانسته باشم به شما بگویم و درادامه، شما با مشارکتهای خود وادی هفتم را بیشتر به من یاد بدهید؛ ممنونم.

تقدیر دبیر دوم صوتی کارگاه از دبیر اول

اهدای تقدیرنامه به تعدادی از اعضای لژیون سردار

مرزبانان کشیک: همسفر مهدیه و مسافر مصطفی
تایپیست: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر ریحانه (لژیون ششم)
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر مهدیه
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
274