جلسه اول از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی طارم با استادی دستیار اسیستانت لژیون سردار همسفر فریده، نگهبانی همسفر رویا و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دوم آنچه برداشت مینماییم.) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۳ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سپاسگزارم از خداوند، اساتید بزرگوار کنگره۶۰ جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان و ایجنت محترم بابت دعوتشان دستور جلسه «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دوم آنچه برداشت مینماییم.) و تأثیر آن روی من» تمامی دستور جلسات میخواهد توجه من را به خودم معطوف کند که بتوانم بیاموزم، مسیر زندگی را روشنتر ببینم و کاربردی کنم. در پلههای اولیه آموختیم تفکر کردن، امیدوار بودن، خودم را مسئول کارها دانستن و اینکه در جهان فیزیک باید تفکر را به عمل در آورد و حکم عقل را به عنوان فرمانده کاملا اجرا کنیم. وادی هفتم رمز و راز همان قفل و کلید مطرح میشود و میآموزیم مهمترین و اساسیترین کار یافتن راه است. در مقوله اعتیاد؛ این مشکل دیرینه نسل بشر خیلی خوشبختیم که توانستیم با بزرگ مردی چون آقای مهندس آشنا بشویم روش درمان را که کشف کردند، برای خودشان نگه ندارند و ما را هم مستفیذ کردند تا در شرایط بهتری زندگی کنیم. ایشان به جسم، روان و جهانبینی به عنوان مثلث درمان اشاره دارند و جایگزینی مخدرهای بیرونی را به جای مواد شبهافیونی بدن را علت اعتیاد میدانند.
ما به عنوان انسان یک تایم محدود داریم برای زندگی در بُعد زمینی و اگر این تایم به بطالت بگذرد و یا اینکه روش و راه اشتباهی را ما پیدا بکنیم و در آن قدم برداریم؛ چه بسا به قهقرا برویم و نه تنها رشد نکنیم؛ بلکه برداشت نداشته از این مسیر برگردیم. حالا ما در بهترین راه باید چه چیزی را در نظر بگیریم؟ باید این را در نظر بگیریم کوتاهترین راه همیشه بهترین راه نیست؛ چه بسا مجبورم دوباره مشقهایم را بنویسم، دوباره یکسری کارها را انجام بدهم که همان پیامی که در کنگره داریم غذای نیمه پخته و یا خام قابل خوردن نیست. بهترین راه ترجیحاً ارزانترین راه نیست؛ باید راجعبه حقانیت منبعی که انتخاب میکنم تحقیق کنم. توجه کنم که آن منبع چه است؟ من را به سر منزل مقصود میرساند یا خیر؟ به خروجی کار نگاه کنم و بسیاری از مسائل دیگر. در این مسیر حرکتی به متدی که در مسیر گفته میشود؛ باید تمام کمال عمل کنم تا بتوانم در آن راه به نتیجه برسم، سوخت راه من چیست؟ دانایی و تنها با آن دانایی میتوانم حرکت خود را انجام بدهم، اگر برای الان خرید یک مسئله پیش بیاید، عقل مانند ماشین تابع خود است میآید رو، یعنی چه؟ من با دانایی الآنم راجعبه آن مسئلهای که پیش آمده تصمیم میگیرم یک کاری انجام میدهم.
اگر دانایی من بالاتر برود، من میتوانم حرکتهای بهتری را انجام بدهم و میتوانم مفیدتر واقع بشوم برای خودم و خانواده، زندگی و آیندهام. در وادی هفت از دو گروه از انسانها صحبت کرده، انسانهای کمخرد و خردمندان، من در ابتدا این وادی را گوش میکردم؛ وقتی که میگفت انسان کمخرد، فکر میکردم دارد به من حرف بدی گفته میشود؛ در صورتی که در ادامه فهمیدم که انسان هزاران جنبه دارد از آن هزاران جنبه پنج درصد کل دنیا شناخته شده و من به عنوان یک موجود بسیار ریزی در این جهان هستی؛ چهجوری فکر میکنی خردمندی و از همه علوم سر در میآوری؟! این وادی با بیان نشانههای انسان کم خرد، میخواهد مرا هوشیار کند تا با کسب دانایی بیشتر شرایط بهتری را تجربه کنم.
حالا خصوصیات انسان کم خرد چیست؟ صبر و طاقت ندارد، در صبرش بیصبر میکند؛ وقتی که یک کاری میخواهد انجام بدهد سریع آن کار را انجام میدهد؛ بعد تفکر میکند که این کار درست بود یا خیر؟ در اصل دارد دردسر درست میکند برای خودش و اطرافیانش و موجودی هست که نمیتواند زندگی خودش را هندل کند با آن چیزهایی که بلد است؛ پس باید برود در مسیر آموزش؛ باید از آن منیت عبور کند تا بتواند یاد بگیرد. وقتی که من دچار توهم دانایی هستم و درگیر این میشوم که من کم خرد نیستم؛ پس دروازههای آموزش را برای خودم میبندم و مرتب خرابکاری میکنم، مجبورم عذرخواهی کنم، بگویم حواسم نبود، نمیدانستم و خیلی مسائل دیگر؛ در صورتی که انسان خردمند میداند که گنج درون خودش را باید پیدا کند. گنج در کجا است؟ در معدن، سختترین کار همیشه میگویند کار معدن است، یعنی چه؟ یعنی من باید تلاش بسیار زیادی بکنم تا گنج درون خودم را بتوانم درش بیاورم.
دقیقا این هدف از خلقت انسان است، این هدفی هست که من بابت آن آمدهام، خداوند این دردها، رنجها، سختیها، تاریکیها، قضاوتها، منیتها و هر چی از هر نوعی، چه مثلث جهالت چه زیر مجموعههای مثلث جهالت را برای من پدید آورده، برای این است که سرخط شوم. به قول بزرگی: درد شکافنده فهم انسانها است. درد باعث رشد انسان میشود و این اتفاقی که دارد برای همهی ما میافتد ما آمدیم در دنیا چهکار کنیم؟ خواسته درونیمان را دنبال کنیم. رسیدن به خواسته درونی، درد دارد، رنج دارد برای اینکه رشد کنم و به تکامل برسم. در مسیر زدودن تاریکیها با مسائلی روبهرو میشوم که من را بالا و پایین میبرد.
زندگی اگر عین ضربان قلب بالا و پایین نداشته باشد، میشوم یک آدم مرده که تکاملی برایش وجود ندارد. و این دقیقاً با حرکت میسر میشود و عبد بودن؛ این فرمانبرداری از خداوند کردن به همراه عشقورزیدن میشود خدمت خالصانه یک نوع از این خدمت، خدمت مالی است. خداوند در قرآن میفرماید: قسمتی از مال مردم را در مال تو قرار دادهام؛ یعنی من امانتدار مال دیگران هستم، بدانم هر چه دارم مال خودم و خانوادهام نیست. خداوند میفرماید: به من ببخش و قرض بده، فرض کن طرف حسابت من هستم، آنوقت میبینی که کائنات هیچ وقت خودش را مدیونت نمیگذارد بلافاصله جوابت را میدهد. همچنین میفرماید: بیریا و بیچشمداشت ببخش؛ یعنی ناخالصی نیاور در کاری که دارید با من انجام میدهید که خداوند جواب عشق خالص را به زیبایی هرچه تمامتر میدهد. حضرت مولانا خیلی قشنگ میفرمایند: پَر عشق چون بجنبد، غم نردبان نماند.
در ادامه دبیر و نگهبان دوره جدید از دبیر و نگهبان دوره قبل با دادن پاکت تقدیر و تشکر کردند



مرزبانان کشیک: همسفر مرضیه و مسافر محسن
تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
عکس، ویرایش و ارسال: همسفر مرضیه مرزبان خبری
همسفران نمایندگی طارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
80