جلسه دوازدهم از دوره سی و سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی نیمایوشیج بهشهر به استادی مرزبان همسفر هدیسادات، نگهبانی همسفر راحله و دبیری همسفر هاله با دستور جلسه «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.) و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۳ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از نگهبان و دبیر جلسه که این فرصت را در اختیار من قرار دادهاند تشکر میکنم، از راهنمای خوبم همسفر الهام تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا آموزش بگیرم، از آقای مهندس و خانواده محترمشان که این بستر را برای من فراهم کردند که امروز در کنار هم به رشد و آگاهی برسیم سپاسگزارم.
دستور جلسه امروز وادی هفتم رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم از تیتر این وادی مشخص است که این وادی به ما چه میگوید، برای کشف حقیقت به دو چیز نیاز داریم، یکی راه درست و برای اینکه بشناسید آن راه درست است و چه برداشتی از آن راه داریم، تعیین راه و مسیر خیلی مهم است که در چه راهی قدم میگذاریم و چه انسانهایی که انسانهای درستی بودند؛ اما به اشتباه قدم در راهی گذاشتند که خودشان آسیب ببینند و نابود بشوند، که افرادی که متأسفانه بر اثر همین راههای نادرست در انتها دست به خودکشی زدند، خیلی مهم است که در هر قسمتی از زندگی در چه راهی قدم بگذاریم راهی باشد که باعث زندگی و تجربه بد نباشد؛ پس بهتر است قبل از اینکه وارد هر راهی بشویم؛ اول تفکر کنیم تا نتیجه کار به خودمان و اطرافیان آسیب نرساند، راه درست هست، فقط ما باید راه را پیدا کنیم.
خدا را شکر میکنم که مسیر کنگره برای من باز شد و در این مسیر درست قرار گرفتم، از آقای مهندس سپاسگزارم که قدم در راه درست گذاشتند و انسانهایی مثل من و انسانهای دیگر را به این راه دعوت کردند و آمدهایم به حال خوش رسیدیم. آقای مهندس راه درمان اعتیاد، درمان درست زندگی کردن، درمان سلامتی، بخشش و بخشیدن را اینجا یاد دادند، کلید همه این را به ما دادهاند که چطور ما این کلیدها را در مسیر درست استفاده کنیم. در راه درمان اعتیاد آقای مهندس خودشان آمدند به رهایی رسیدند و این راه را به بقیه نشان دادند تا انسانهایی که بیرون کنگره راه را اشتباه رفتند و خیلی از موسسات و جاهای دیگر رفتند و به درمان نرسیدند، واقعاً در این راه خانوادهها آسیب دیدهاند، جای شکرگزاری دارد که به کنگره آمدیم و به حال خوش رسیدیم نه تنها خودمان؛ بلکه خانوادهها، پدر، مادر و فرزندان و زندگی ما به حال خوش رسیدند.
در این مسیر هر وقت راهی را انتخاب کردهاید به نتیجه راه فکر کنید که آخرش چه میشود، ما در زندگی چطور درست حرف بزنیم، صحبت کنیم شاید قبل از کنگره این چیزها نبود راه تمام اینها را آقای مهندس برای ما باز کردند از این فرصت استفاده کنیم، راه سلامتی را گذاشتهاند اینجا آقای مهندس هر روز این قضیه را گسترش میدهند که کنگره به نحو احسنت پیش برود، اعتیاد درمان بشود و انسانهایی که در این سیستم فعالیت میکنند، انسانهای سالم از نظر جسمی، تفکر، روح، روان از همه لحاظ سالم باشند. آموزشها را به ما در تغذیه سالم دادهاند، خیلی از انسانها بیرون از کنگره به خاطر نداشتن آگاهی به خودشان آسیب میرسانند؛ چون آگاهی به آنها نرسیده است، خیلی بلاها روی خودشان میآورند، روده و معده را کوچک میکنند جدیداً که آمپول لاغری در آمده است که دور ناف و شکم میزند با غذا نخوردن خودشان را لاغر کنند، که واقعاً راه اشتباهی است؛ راهی که آقای مهندس قرار دادهاند که من هم غذا میخورم و چیزی را که دوست دارم مصرف میکنم؛ اما به حال خوش میرسم، به جسم سالم و وزن ایدهآل میرسم.
بعضی انسانها فقط به جسم خودشان، به پوست و استخوان نگاه میکنند در تغذیه سالم خیلی چیزها است درون این آموزشها فقط لاغر شدن نیست. راه بخشش، بخشیدن را در لژیون سردار به ما آموزش دادند که ما از این فرصت استفاده کنیم، کلید اینکه من چطور در زندگی ببخشم و بخشنده باشم. به نظر من اینکه ما با آموزش آقای مهندس به حال خوش رسیدیم امروز از این مرد بزرگ که از خودش و خانوادهاش گذشت میتوانست رهایی گرفت برود؛ ولی ماند و تمام سختیها را به جان خرید که امروز من و شما به حال خوش برسیم، چقدر خوب است که شکرگزار این مرد بزرگ باشیم و از همین بخشیدنها بتوانیم به این سیستم کمک کنیم. مطمئناً هر درختی که امروز من بکارم از سایه آن درخت خودم و از میوه آن درخت استفاده میکنم و آن بخشش و بخشیدن به من بر میگردد.

مرزبانان کشیک: همسفر صدیقه و مسافر هانی
تایپیست: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون پانزدهم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر صدیقه (مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی نیمایوشیج
- تعداد بازدید از این مطلب :
113