سلام دوستان، مجید هستم، یک مسافر. آخرین آنتیایکس من قرص B2 بود و مدت سفرم ۱۱ ماه به طول انجامید. داروی درمانی من OT بود و راهنمایم آقا مرتضی طالبلو، راهنمای لژیون پنجم، هستند. تیدیاس مصرفی من ۰/۳ سیسی در یک وعده است. در ضمن، مسافر ویلیام هستم و با راهنمایی راهنمای محترم، آقا علی جوادی، از داروی درمان آدامس نیکولایف، روزانه یک قطعه، استفاده میکنم. ورزش من در کنگره، والیبال و پینگپنگ است.
سالها فکر میکردم اگر بیشتر تلاش کنم، بیشتر بخواهم و محکمتر جلو بروم، حتماً به چیزی که میخواهم میرسم؛ اما بارها تجربه کردم که فقط حرکت کردن کافی نیست. گاهی انسان با تمام توانش میدود، اما وقتی جهت را اشتباه انتخاب کرده باشد، هرچه بیشتر پیش میرود، بیشتر از مقصد دور میشود. وادی هفتم برای من از همینجا معنا پیدا میکند؛ اینکه قبل از هر حرکتی باید راه را پیدا کرد. خیلی وقتها در زندگی، مشکل ما نداشتن توانایی یا خواستن نیست، بلکه نمیدانیم از کجا باید برویم و چه مسیری را انتخاب کنیم. ممکن است راهی در ابتدا سادهتر و شیرینتر به نظر برسد، اما در ادامه چیزی جز خستگی و سرگردانی برایمان نداشته باشد.
در این وادی فهمیدم که پیدا کردن راه، پایان کار نیست. ممکن است راه درست را بشناسم، درباره آن بدانم و حتی بارها دربارهاش صحبت کنم، اما تا زمانی که حرکت نکنم، دانستن من تغییری در زندگیام ایجاد نمیکند. مثل آبی که اگر در جریان نباشد، هرچقدر هم زلال باشد، کمکم راکد میشود. وادی هفتم به من یاد داد که برای پیدا کردن حقیقت، هم باید فکر کرد و هم حرکت کرد؛ اما حرکتی که با عقل و آگاهی همراه باشد. دیگر نمیخواهم فقط به خاطر اینکه راهی سخت است، آن را رها کنم یا فقط به خاطر اینکه راهی آسانتر است، آن را انتخاب کنم. باید ببینم انتخاب امروز من، فردای من را به کجا میبرد. شاید یکی از مهمترین چیزهایی که از این وادی برداشت کردم، این باشد که گاهی برای پیدا کردن راه درست، باید از بعضی راههای اشتباه برگردم. برگشتن همیشه شکست نیست؛ گاهی نشانه این است که بالاخره فهمیدهام کجا اشتباه کردهام.
باید بتوانم چیزی را که سالها با خودم حمل کردهام، وقتی دیگر به دردم نمیخورد، زمین بگذارم؛ یک فکر غلط، یک توقع، یک ترس یا عادتی که اجازه نمیدهد درست حرکت کنم. امروز برای من، پیدا کردن راه فقط پیدا کردن مقصد نیست؛ مهم این است که در این رفتن، چه چیزی از خودم میسازم و چه چیزی با خودم به مقصد میبرم. شاید حقیقت چیزی نباشد که یکباره آن را پیدا کنم؛ شاید کمکم، در همین حرکت کردن و تجربه کردن، بخشهایی از آن برایم روشن شود. وادی هفتم به من یادآوری میکند که در زندگی، هم راه مهم است و هم آنچه از راه برداشت میکنم. اگر راه را درست انتخاب کنم و با آموزش و فرمان عقل حرکت کنم، شاید روزی به جایی برسم که بفهمم خیلی از جوابهایی که دنبالش بودم، در همین رفتن و درست رفتن بوده است.
از اینکه وقت گذاشتید و دلنوشته من را مطالعه کردید، از همه شما سپاسگزارم.
مسافر مجید (لژیون پنجم، نمایندگی رازی)
تایپ، عکس و بارگذاری: مسافر مسلم
- تعداد بازدید از این مطلب :
98