English Version
This Site Is Available In English

انسان تا به خود نرسد، معنی زندگی را نمی‌فهمد.

انسان تا به خود نرسد، معنی زندگی را نمی‌فهمد.

ششمین جلسه از دور بیست‌وچهارم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی باباطاهر همدان، با استادی پهلوان محترم، مسافر محمد، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر ابوالفضل، با دستور جلسه «وادی هفتم و تأثیر آن روی من»، روز یکشنبه ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۳۰ : ۱۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان محمد هستم مسافر

رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم. من که امروز اینجا نشسته‌ام و این افتخار را دارم که خودم را با لقب مسافر معرفی کنم، یک روز در پی درمان اعتیادم، با نام و راه کنگره ۶۰ وارد کنگره شدم. به من گفته بودند مکانی وجود دارد به نام کنگره ۶۰ که در آنجا درمان اعتیاد انجام می‌شود. وقتی وارد کنگره شدم، اصلاً باورم نمی‌شد که در اینجا مصرف‌کننده‌ای وجود داشته باشد؛ چون حال همه خوب بود. وقتی چشمم به نام خداوند در بالای جایگاه استاد افتاد، دلم آرام گرفت و با خودم گفتم: «خدایا، اینجا همان جایی است که من به درمان می‌رسم.»

وقتی راه کنگره را پیدا کردم، متوجه شدم که یکی از رمزهای درمان، روش DST است. در این روش، ما سفری حدود ده تا یازده ماهه داریم که باید دارو را در میزان مشخص و در ساعات مشخص مصرف کنیم، در جلسات حضور داشته باشیم، طبق تجویز راهنما دارو را در ساعت مقرر استفاده کنیم، سی‌دی‌ها را بنویسیم و قوانین و حرمت‌های کنگره را رعایت کنیم. به ما گفته شد که رعایت این موارد، رمز درمان است و اگر این رمز را درست اجرا کنیم، به درمان و حال خوش می‌رسیم. در ادامه، در یکی از نوشتارها خواندم که برای رهایی از اعتیاد، دو سفر لازم است: سفر اول از مصرف دارو تا قطع آن و سفر دوم، شناخت خویشتن.

اینجا بود که برای من سؤال بزرگی ایجاد شد؛ یعنی چه شناخت خود؟ مگر من خودم را نمی‌شناسم؟ اسم من محمد است، اما آن «من»ی که اسمش محمد است، کیست؟ من چه کسی هستم؟ از کجا آمده‌ام؟ کجا هستم؟ برای چه آمده‌ام و به کجا می‌خواهم بروم؟ سؤال‌هایی از این قبیل ذهن مرا درگیر کرد و آنجا فهمیدم که واقعاً چیز زیادی از زندگی و خودم نمی‌دانم. با خودم گفتم سفر دوم از کجا شروع می‌شود؟ رمز و راز سفر دوم چیست؟ از کجای کنگره باید وارد سفر دوم شوم؟ آیا من در مسیر شناخت خودم قدمی برداشته‌ام؟

امروز می‌خواهم خدمت دوستان عرض کنم مسئله‌ای که خیلی به داد من رسید، این بود که فهمیدم: «انسان تا به خود نرسد، معنی زندگی را نمی‌فهمد.» به برداشت من، دریچه ورود به سفر دوم از لژیون سردار آغاز می‌شود و رمز ورود به سفر دوم، خدمت و بخشش است. من باید بتوانم از مال خودم بگذرم تا به خودم برسم. باید بتوانم از بخشی از نیازهای خودم بگذرم و دیگران را بر خودم مقدم بدانم تا بتوانم به شناخت خود برسم. در آن مرحله است که هستی اجازه ورود من به سفر دوم را می‌دهد. این رمز بود و امیدوارم روزبه‌روز به راز آن نزدیک‌تر شوم و مانند دیده‌بانان کنگره ۶۰، به شناخت و آگاهی بیشتری از خود دست پیدا کنم. از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید سپاسگزارم.

 

تایپ: مسافر علی لژیون سوم

عکس: راهنمای محترم مسافر مسعود لژیون دوم

تنظیم و ارسال: مسافر مرتضی مرزبان خبری 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .