English Version
This Site Is Available In English

کسی که طعم تاریکی را چشیده، قدر روشنایی را بهتر می‌داند

 کسی که طعم تاریکی را چشیده، قدر روشنایی را بهتر می‌داند

به نام قدرت مطلق الله

سلام دوستان رضا هستم یک مسافر

قبل از ورود به کنگره ۶۰، خودم را انسانی شکست‌خورده می‌دیدم؛ انسانی که دوازده سال از عمرش در گرداب اعتیاد گذشته بود و آرام‌آرام همه چیزش را از دست داده بود؛ آرامش، امید، اعتماد و حتی خویشتن خویش را،راه‌ها یکی‌یکی به بن‌بست رسیده بودند و من مانده بودم و دنیایی از خستگی، تنهایی و ناامیدی، اما درست در همان نقطه‌ای که گمان می‌کردم دیگر هیچ دری به رویم گشوده نخواهد شد، لطف خداوند شامل حالم شد و پایم به کنگره ۶۰ باز شد،آغاز راه دشوار بود؛ باید پس از سال‌ها بیگانگی با خود، دوباره خویشتن را پیدا می‌کردم، آموزش‌ها آرام‌آرام در جانم نشستند و پرده‌های تاریکی را کنار زدند تا بار دیگر روشنایی را ببینم.

در این مسیر، حضور خداوند را با تمام وجود احساس کردم، دریافتم که او هرگز مرا رها نکرده بود؛ این من بودم که در هیاهوی سال‌های تاریک، صدای او را نمی‌شنیدم. سرانجام، باشکوه‌ترین روز زندگی‌ام فرا رسید؛ روزی که پس از دوازده سال اسارت، طعم آزادی را چشیدم و احساس کردم دوباره متولد شده‌ام، امروز چهار سال از آن روز بزرگ می‌گذرد؛ چهار سال زندگی، آرامش، امید و شکرگزاری، هر صبح که چشم می‌گشایم، قدر نفس کشیدن، خانواده و ساده‌ترین لحظه‌های زندگی را بیشتر می‌دانم، اگر امروز ایستاده‌ام، اگر لبخند می‌زنم و اگر به فردا امید دارم، همه را مدیون لطف خداوند و فرصتی هستم که در مسیرم قرار گرفت.

از خداوند بزرگ و مهربانم سپاسگزارم؛ برای اینکه در روزهای گم‌گشتگی، راه بازگشت را به من نشان داد، از کنگره ۶۰ سپاسگزارم؛ جایی که تنها رهایی از اعتیاد را به من نیاموخت، بلکه راه زندگی کردن را به من نشان داد، از راهنمای عزیزم سپاسگزارم که در روزهایی که توان دیدن فردایم را نداشتم، چراغ راه من شد، و از خانواده‌ام ممنونم؛ برای تمام صبوری‌ها، اشک‌ها، نگرانی‌ها و محبت‌هایی که در سخت‌ترین روزهای زندگی‌ام نثارم کردند، امروز می‌دانم آرامشی که به دست آورده‌ام، حاصل سال‌ها رنج، آموزش و مبارزه است. 


 


شاید یکی از زیباترین نعمت‌هایی که در این مسیر نصیبم شده، فرصت خدمت کردن باشد، امروز این توفیق را دارم که در کنار انسان‌هایی باشم که هنوز درگیر اعتیاد هستند و آنچه را که خودم از کنگره آموخته‌ام، با عشق و در حد توانم با آنان در میان بگذارم، هرگاه در کنار یک رهجو می‌نشینم، خودم را جدا از او نمی‌بینم؛ چرا که من نیز روزی در همان تاریکی، خستگی و ناامیدی گرفتار بودم، خدمت برای من افتخاری بزرگ است، اما می‌دانم این جایگاه را به تنهایی به دست نیاورده‌ام، امروز تنها تلاش می‌کنم امانت‌دار خوبی برای آموزش‌ها و محبت‌هایی باشم که روزی به من بخشیده شد.

تمام این لحظات زیبا، تمام این احساسات ناب و همه آنچه امروز در زندگی‌ام دارم، مدیون آفتاب کنگره ۶۰، جناب آقای مهندس دژاکام هستم؛ انسانی بزرگ که با اندیشه، عشق و خدمت، راهی برای بازگشت انسان‌های بسیاری به زندگی گشود، اگر امروز از تاریکی عبور کرده‌ام و طعم روشنایی را می‌چشم، اگر فرصت خدمت و دوباره ساختن خود را یافته‌ام، به برکت اندیشه و زحمات ایشان و آموزش‌های کنگره است، تا روزی که هستم، قدرشناس این نعمت بزرگ و زحمات بی‌دریغ جناب آقای مهندس دژاکام خواهم بود و از خداوند می‌خواهم توانم دهد تا در این مسیر، هرچه بیشتر بیاموزم، بیشتر خدمت کنم و هرچه بیشتر خدمت کنم وفروتن‌تر شوم.

امروز با تمام وجود شکرگزارم؛ شکرگزار خداوندی که در عمیق‌ترین تاریکی، زیباترین طلوع را نصیبم کرد، شکرگزار کنگره‌ای که زندگی را به من بازگرداند و شکرگزار راهنمایی که چراغ این راه شد، آرزویم این است که هرگز فراموش نکنم از کجا آمده‌ام و روزهایی را که خودم محتاج یک دست یاری بودم، از یاد نبرم، باشد که در این مسیر، همیشه یادگیرنده، خدمتگزار و امانت‌دار خوبی باشم، چهار سال رهایی، چهارسال زندگی و چهارسال شکرگزاری؛ و تا روزی که نفس می‌کشم، قدردان لطف خداوند، آموزش‌های کنگره ۶۰ و زحمات جناب آقای مهندس دژاکام خواهم بود.

تهیه و تنظیم مرزبان خبری مسافر میلاد.

نویسنده: راهنمای محترم مسافر رضا لژیون سوم .

متن خبر: مسافر حسن لژیون دوم.

عکس:  مسافر حمید لژیون نهم.

بارگزاری: همسفر پویا لژیون ششم

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...