جلسه ششم از دوره سوم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بروجرد به استادی راهنما همسفر ناهید، نگهبانی راهنما همسفر فاطمه و دبیری راهنمای تازه واردین همسفر حمیده با دستور جلسه «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.) و تأثیر آن روی من» روز یکشنبه ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
(1)(1).jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را سپاسگزارم که در این جایگاه قرار دارم. از آقای مهندس تشکر و قدردانی میکنم و از همسفر فاطمه راهنمایم و نگهبان جلسه تشکر میکنم که به بنده اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم. به نظر من وادی هفتم یکی از قشنگترین وادیهایی است که انسان با آن برخورد میکند. میگوید: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم.»
اگر بخواهیم در مورد کلمات این وادی کمی صحبت کنیم، رمز چیزی است که پیدا نیست و پنهان است؛ مثل یک کلید که میخواهیم آن را پیدا کنیم. راز هم یک مطلب پوشیده است. کشف هم یعنی چیزی پنهان باشد و ما آن را پیدا و آشکار کنیم؛ اما در مورد حقیقت چیزی است که کسی نمیتواند آن را برای همیشه بپوشاند؛ مثل نور خورشید در روز که حتی اگر ابر جلوی آن را بگیرد، باز هم روشنایی خودش را روی زمین نشان میدهد.
میرسیم به قسمت دوم که میگوید در دو چیز است؛ یافتن راه و برداشت از آن. اگر بخواهیم دقت کنیم مثل این است که من بخواهم از اینجا به مشهد بروم اول باید برای خودم یک نقشه و یک مسیر داشته باشم. امروز روی گوشیهایمان برنامه مسیریابی داریم و میتوانیم ببینیم از اینجا تا مشهد چه قدر راه است؟ کجا باید به راست یا چپ برویم، چه ایستگاههایی در مسیر هست و کجا پمپ بنزین وجود دارد؟ این میشود یافتن راه؛ اما قسمت بعد، برداشت است. کسی که میخواهد این مسیر را برود، آیا سوخت، تغذیه و پول کافی با خودش برمیدارد؟ آیا از مسیر خارج نمیشود و هدفش را گم نمیکند که یکدفعه سر از شمال دربیاورد؟ اینها تعابیر کلی از کلماتی بود که در این وادی گفته شده است.
در این وادی از افراد خردمند و کمخرد صحبت شده است. افراد کمخرد اگر بخواهیم در چند جمله آنها را توصیف کنیم، کسانی هستند که اول صحبت میکنند و بعد تازه به این فکر میکنند که چرا این حرف را زدم و چرا اینطور گفتم. در عمل هم ممکن است کاری انجام بدهند و بعد پشیمان شوند، خودشان را سرزنش کنند و خودخوری کنند.
اگر بخواهیم مثالی بزنیم مثل موشی هستند که پنیر را میبیند و فقط به آن پنیر فکر میکند؛ به اینکه آیا مسیری که میرود تا پنیر را بردارد، برایش مشکلی ایجاد میکند یا نه فکر نمیکند. فقط فکرش این است که پنیر را بردارد. افراد کمخرد برای رفع مشکل دنبال طلسم و معجزه و راهکار سریع و فوری میگردند؛ اما برعکس انسان خردمند هر وقت میخواهد حرفی بزند، قبل از آن فکر میکند و مسیر را در ذهنش بالا و پایین میکند. فرض کنیم میخواهد موسیقی بنوازد؛ اول سیمهای تارش را کوک میکند و بعد شروع به نواختن میکند. مثل کشاورزی که وقتی میخواهد زمینش را آبیاری کند، اول باید ببیند آن زمین برای کاشت بذر مناسب است یا نه.
چرا اینها را میگوییم؟ چون میخواهم این موضوع را وارد لژیون سردار کنم. ما داخل کنگره آمدهایم و راه را به ما یاد دادهاند؛ حالا میماند برداشت. آیا من میتوانم از کنگره برداشت کنم؟ آیا آن چیزی که مدنظرم هست میتوانم برداشت کنم؟ اینجا دوباره برمیگردیم به اینکه چه برداشتی مدنظر من است. در لژیون سردار چون با پول سروکار داریم، بیایید از گنج حرف بزنیم. گنج درونی من با چه چیزی برداشت میشود؟ آیا فقط به این دلیل که خدمتی انجام دادهام یا هزینهای کردهام؛ باید انتظار داشته باشم در امور دیگران دخالت کنم یا در کارهای آقای مهندس نظر بدهم؟ به نظر شما این نگاه، جزء کمخردی نیست؟
اما کسی که از خرد خودش استفاده میکند، میگوید من کاری انجام دادهام؛ در قبالش چه چیزی دریافت میکنم؟ مینشیند و با خودش فکر میکند که آیا اعتبار به دست آورده است؟ منظور از اعتبار این نیست که خودم در ذهن دیگران بهتر باشم. اعتبار یعنی وقتی قولی میدهم، دیگران بتوانند روی حرف من حساب کنند. اگر روزی قولی بدهم و ماهها بگذرد و به قولم عمل نکنم این اعتبار از بین میرود.
بازاری با پولش خرید و فروش نمیکند، با اعتبارش خرید و فروش میکند؛ پس من اگر در لژیون سردار حرفی زدم؛ باید اعتبارم را تا آخر سال حفظ کنم. این اعتبار فقط اعتبار پولی نیست؛ اعتبار شخصیتی، اخلاقی و نظم و ترتیبی است که باید داشته باشم. همه اینها میشوند رشد گنج درونی من. این میشود فرد خردمند؛ کسی که با خردش وارد لژیون سردار شده است.
کسی که وارد لژیون سردار میشود، دانش مالیاش هم افزایش پیدا میکند. شاید خیلی از ما پسانداز کردن را بلد نبودیم، خیلی از ما هزینه کردن در جاهای دیگر را بلد نبودیم و یا نمیدانستیم چه طور کسر درآمد داشته باشیم؛ باید کمکم یاد بگیریم که چگونه درست مدیریت کنیم و از راههای حلال کسب درآمد داشته باشیم.
.jpg)
تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون اول)
عکاس: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بروجرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
190