English Version
This Site Is Available In English

قدرت نه گفتن

قدرت نه گفتن

به‌نام قدرت مطلق الله
هشتمین جلسه از دوره هجدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا (مبارکه)، با استادی راهنمای محترم مسافر میلاد، نگهبانی مسافر علی اکبر و دبیری مسافر اکبر با دستور جلسه «وادی هفتم و تاثیرآن روی من» در تاریخ یکشنبه 22شهریور 1405 راس ساعت 17:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
یاد الله در هر جا یاد خود از قطره به اقیانوس است.
سلام دوستان، میلاد هستم یک مسافر.
ابتدا خداوند بزرگ را شاکر و سپاس گزارم که امروز هم این اجازه و فرصت را به من داد که در کنگره باشیم و آموزش بگیریم، همچنین از جناب آقای مهندس و خانواده محترم ایشان و دیده‌بانان عزیزی که به ما اجازه می‌دهند به عنوان یک عضو کوچک در کنگره باشیم و کار کوچکی مثل قطره‌ای در اقیانوس انجام بدهیم تشکر می‌کنم و در ادامه از نگهبان عزیز، دبیر محترم، گروه مرزبانان و ایجنت محترم که به بنده و لژیون یازده لطف داشتند و این خدمت را به ما واگذار کردند سپاس‌گزارم. قبل از اینکه در مورد دستور جلسه صبحت کنم یک تجربه از خدمت داشتم که امروز بهترین فرصت است که با شما به اشتراک بگذارم، که البته کار ما همین است که اگر یک عمل مثبتی انجام دادیم و نتیجه‌اش را دیدیم در همین جلسه و لژیون به اشتراک بگذاریم، شاید به درد یک‌ نفر خورد و "اگر که بصورت اتفاقی خدمتی به ما واگذار شد و ما آن خدمت را به درستی بر مبنای دل انجام دادیم قطعا پاداش آن را خواهیم گرفت و اگر آن کار تکرار شد سیستم به ما اعتماد می‌کند و آن پاداش را جلو جلو به ما می‌دهد". من این را با تمام وجودم احساس کردم.


بپردازیم به دستور جلسه امروز "وادی هفتم و تاثیر آن روی من". یعنی رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نمائیم . در تیتر وادی اگر دقت کنیم به ما می‌گوید که اگر بخواهیم رمز و راز یک حقیقت را کشف کنیم دو مرحله دارد، مرحله اول یافتن راه و مرحله دوم آنچه که ما در این مسیر و در این حرکت در این سفر برداشت می‌کنیم. وقتی صحبت به یافتن راه می‌رسد، به این معنا نیست که یافتن راه راحت باشد، خیلی از افراد برای اینکه راه درست را پیدا کنند جان خودشان را ازدست داده‌اند، خیلی از افراد برای درمان اعتیاد به کمپ‌ها، عطاری ها و... پناه بردند، اما شکست خوردند. برای نمایان شدن راه، "خواسته" بسیار مهم است یعنی اینکه "چه بخواهیم و چگونه بخواهیم" و بعد از خواسته شرایط، بستر و مقدمات باید در من وجود داشته باشد تا این موضوع شکل بگیرد، درست مثل زمینی که ما برای کاشت آماده می‌کنیم که باید مرزبندی کنیم‌، شخم بزنیم و  هرس کنیم و دقیقا همین اتفاق در درون ما باید رخ بدهد و ما نباید اینگونه فکر کنیم که ورود ما به کنگره همین طوری با تاس ریختن و شانسی بوده، ورود به کنگره60 شرط دارد و شرط آن یکی از بدترین بیماری‌ها که اعتیاد است می‌باشد و من باید این اعتیاد را در دوران حیات سپری کنم و در این چاه عمیق بروم و چندین سال دست‌‌ و‌ پا بزنم و با درد و رنج و غم زندگی کنم و درهای بسته را تجربه کنم تا بتوانم به این سرا راه پیدا کنم. استاد میفرماید: وقتی گفتی من شاگرد هستم صدای پای استاد را می‌شنوی و راه برایت نمایان می شود، در قسمت دوم می‌فرماید: {آنچه برداشت می‌کنیم}. متاسفانه افراد زیادی راه را پیدا می‌کنند اما برداشتی از این مسیر ندارند، فقط یک راهی را می آیند و می روند و فکر می کنند سفر همین 10ماه است، ولی باید برداشت کنیم که مواد مصرف نکنیم، سیگار نکشیم، به غذایی که می خوریم اهمیت دهیم و آموزش های کنگره۶۰ را در زندگی‌مان اجرا کنیم تا به یک زندگی همراه با آرامش و آسایش برسیم، بایستی در حفظ و نگهداری مطالبی که آموزش می‌گیریم کوشا باشیم و همینطور که این مطالب را یاد می‌گیریم بتوانیم به خوبی به افراد دیگر انتقال دهیم. اگر خوب توجه کنیم درمی‌یابیم که ثانیه به ثانیه در کنگره۶۰ آموزش هست و هرکسی به فراخور جایگاه و موقعیتی که دارد می‌تواند برداشت کند.


در ادامه آقای مهندس انسان ها را به طور کلی به دو دسته تقسیم می کند، انسان های کم خِرد و انسان های خردمند، یکسری افراد هستند که اگر با آن ها صحبت کنید یا پیشنهادی به آن ها بدهید، بدون استفاده از تواناییِ تفکر و تعقل، سریع جواب می‌دهد و به عاقبت کار فکر نمی‌کند، ولی افراد خردمند افرادی هستند که از توانایی‌های خودشان استفاده می‌کنند، قبل از صخبت کردن مکث می‌کنند و بعد جواب می‌دهند، اگر تشخیص دادند که احتیاج به تعمق و تفکر بیشتری دارد می‌گویند: عذرخواهی می کنم می‌شود من بعداً با شما این مسئله را در میان بگذارم؟ خیلی ببخشید من باید در این مورد با پدرم، مادرم، برادرم و یا استادم مشورت کنم بعد جواب و نتیجه را به شما اعلام می‌کنم.
مهمترین بخش دستور جلسه {تاثیر آن روی من است}، که در سه کلمه خلاصه می شود «قدرت نه گفتن»، این وادی به من یاد داد که قدرت "نه گفتن" داشته باشم، اگر این قدرت را بعد از این وادی به‌دست بیاورید زندگی‌تان دگرگون می‌شود. حالا که کنگره لطف کرده و این جایگاه راهنمایی را به من داده است اگر توانایی نه گفتن را نداشتم هیچ موقع به هیچ‌جا نمی‌رسیدم و در این مسیر موفق نمی شدم. باید این "نه" را در جایگاه خودش استفاده کنید، و هرموقع که خواستید با کسی صحبت کنید و جواب بدهید حتما و حتما از آن قدرت و توانایی و گنج درونی که همان قدرت تفکر و تعقل است استفاده کنید.
خیلی ممنونم که با نگاه و سکوت زیبای تان به صحبت‌های من گوش کردید، خیلی متشکرم، خواهش می کنم خودتان و آقای مهندس را تشویق کنید.

تایپ و ویرایش: مسافر محمدعلی، مسافر ابوالفضل، مسافر حامد، مسافر احمد
عکس: مسافر ابوالفضل
تایید و ارسال: همسفر پیمان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...