راهنما همسفر اعظم به همراه مسافر خود با آنتیایکس تریاک و شیره و تخریب بیش از ۱۰ سال وارد کنگره شدند. ۱۰ ماه و ۱۰ روز با راهنمایی مسافر حسین و همسفر رویا سفر کردند و اکنون حدود ۴ سال و ۹ ماه است که به شکر خدا و لطف آقای مهندس آزاد و رها هستند. ورزش مسافرشان والیبال و خود ایشان هم در لژیون موسیقی در حال آموزش و خدمت هستند. تاکنون توفیق خدمت در جایگاههای نگهبانی سایت، دبیری، خزانهداری لژیون سردار را داشتهاند و در حال حاضر هم در جایگاه راهنمای DST خدمت میکنند. اکنون گفتگویی با ایشان ترتیب دادهایم که توجه شما عزیزان را به آن جلب می نماییم.
یک همسفر برای رسیدن به وادی هفتم چه مسیری را باید طی کند؟
من به عنوان یک همسفر، برای انتخاب راه و مسیر درست، باید اطلاعات و دانش لازم و صحیح را به دست آورم؛ هرچه آگاهی و شناختم بیشتر شود، انتخابهای مجاز نیز برایم بیشتر خواهد شد؛ درواقع ناآگاهی میتواند باعث شود که انسان راههای اشتباه را انتخاب کند. نباید فقط به هدف و نتیجه فکر کنم؛ بلکه باید مسیر رسیدن به هدف را نیز بشناسم؛ اگر راه و مسیر انتخابی من درست باشد؛ حتی اگر حرکت من آهسته و آرام باشد؛ حتما به نتیجه خواهم رسید. من باید بدانم که هیچ راه میانبری برای رسیدن به آرامش و تعادل واقعی وجود ندارد و حتماً و لزوماً باید آموزش بگیرم، حرکت کنم و در طول مسیر تجربه کسب کنم و تا زمانی که در تجارب خود به فهم نرسیدهام اتفاق خوبی نخواهد افتاد. در وادی هفتم این نکته را یاد میگیرم که برای حل مشکلات، در ابتدا باید صورتمسئله و مبدأ ایجاد مشکل را درست بشناسم؛ چراکه وقتی شناخت درست باشد انتخاب راه و مسیر هم راحت و صحیح خواهد بود. از نگاه من وادی هفتم در تمام ابعاد زندگی کاربرد دارد. در مسائل خانوادگی، کاری، اجتماعی و حتی تصمیمهای شخصی و در کلیه موارد زندگی نباید به دنبال کوتاهترین راه ؛ بلکه باید در پی یافتن درستترین راه باشم. این وادی، من را به شناخت بهتر، انتخاب درست و حرکت در مسیر صحیح هدایت میکند. در این زمان است که وارد مرحلهای میشویم که در وادی هفتم، یافتن راه و برداشت از آن معنا پیدا میکند. قطعاً کشف حقیقت با علم و دانایی حاصل میشود و برداشت انسانها از راه پیدا شده نامحدود خواهد بود. انسانهای زیادی بهخاطر اینکه راه را پیدا نکردند قربانی شدند و زندگی آنها متلاشی شد یا دست به خودکشی زدند و تنها دلیلش ناآگاهی و ندانستن بوده است. برای کشف حقیقت ما نیازمندیم که رمز و راز آن را بگشاییم که رمز میشود پیدا کردن راه یا مسیر و راز، آنچه که ما برداشت میکنیم. انسان دانا وقتی راه حقیقی را یافت، قدر میداند و محکم و استوار پا در مسیر میگذارد و تا انتها، نهتنها از مسیر منحرف نمیشود؛ بلکه با امیدواری با علم به اینکه مسیرش درست و واقعی است، طی طریق مینماید تا به حقیقت که همان شناخت صحیح از خویش است در تعادل و آرامش دست یابد.
کسانی که وارد کنگره می شوند، چگونه میتوانند راه خود را پیدا کنند؟
برای اینکه بتوانیم به راه و مسیر درست وارد شویم، وظیفه داریم که یاد بگیریم. به فرموده آقای مهندس: «هر چه بلدیم و یاد گرفتیم را پشت درب کنگره بگذاریم و وارد شویم تا بتوانیم دریافت درستی داشته باشیم». باید به راهنما و آموزشهای کنگره اعتماد کنیم و فقط و فقط به دنبال یافتن باشیم. درگیر حواشی و دیگران نشویم، تنها روی رشد خود و تغییر خودمان متمرکز شویم، در راستای خط و خطوط کنگره و قوانین آن حرکت کنیم و حضور منظم و مرتبی داشته باشیم؛ در این صورت قطعاً آموزش لازم را دریافت خواهیم کرد. زمانیکه دریافت خوبی داشته باشیم و به دنبال یادگرفتن و یافتن باشیم؛ قطعاً تفکرات و تصمیمات ما نیز سالمتر و آگاهانهتر خواهند شد و در نتیجه حس مثبتتری را تجربه و کسب میکنیم. این تغییرات درونی بهصورت طبیعی و تدریجی در ما به واسطه رشد دانایی حاصل میشود؛ اگر در این مسیر باشیم و ناامید نشویم، آرامآرام پالایش درونمان اتفاق میافتد و درمان نیز بهصورت واقعی شکل میگیرد.

قبل از کنگره تعریف شما از یک آدم خردمند چه بود؟ آیا بعد از درک وادی هفتم این تعریف در ذهن شما تغییر کرده است؟
تا قبل از دریافت آموزشهای کنگره تصور میکردم که انسان خردمند کسی است که سریع تصمیمگیری میکند و برای رسیدن به اهدافش راه کوتاه، ارزان و کمهزینه را دنبال میکند و همیشه تلاش میکند که همه را از خود راضی نگه دارد و برای حل مشکلات دیگران همیشه راهکار ارائه دهد؛ اما به واسطه آموزشهای کنگره کاملاً دیدگاهم نسبت به انسان خردمند تغییر کرد و متوجه شدم که انسان خردمند، قبل از سخن گفتن فکر میکند، برای هر کار دلیل میخواهد، هدف را میبیند و بعد حرکت میکند. به تجربه دیگران توجه میکند و در صورت نیاز یا درخواست کمک، دست یاری به سمت دیگران دراز میکند؛ اما همیشه به دنبال پیدا کردن گنج درونی خودش است و تلاش میکند که به جای تمرکز برروی دیگران و ارائه راهحل، روی شناخت و تغییر خودش متمرکز شود. زمان را در بیراهه تلف نمیکند و با بررسی دقیق، راه را انتخاب میکند. انسان خردمند، حتی در بحران، با دقت و سکوت برخورد میکند و همیشه منتظر شرایط مناسب برای اقدام و عمل است. با تعقل و آرامش تصمیم میگیرد. در راستای اهداف و خواستههای خود تلاش میکند، از مسیر لذت میبرد، با صبر و حوصله آرام و پیوسته در راه و مسیر درست حرکت میکند و ناامید نمیشود.
چگونه میتوان تشخیص داد، برداشتی که از یک حقیقت داریم، واقعاً حاصل دانایی است؛ نه برداشت شخصی و قضاوت خودمان؟
برای رسیدن و کشف حقیقت باید ابتدا فرماندهی را از درون خودمان آغاز کنیم. فرمانبرداری واقعی، تنها گوش دادن به یک فرمان بیرونی نیست؛ بلکه شنیدن صدای عقل و دانایی درون و عمل کردن به آن است؛ اگر بتوانیم در برابر دانایی خودمان فرمانبردار باشیم به تدریج میتوانیم فرماندهی زندگی خود را به دست بگیریم. در واقع حقیقت زمانی برای ما آشکار میشود که در راه صحیح حرکت کنیم، آموزش را به عمل تبدیل کنیم و نتیجه حرکت خود را ببینیم. اگر با تفکر صحیح، کسب دانایی و حرکت درست پیش برویم میتوانیم مسائل و مشکلاتی که بر سر راهمان قرار میگیرند را بهخوبی حل کنیم و اندوخته خوبی برای حرکت در ادامه مسیر داشته باشیم، مسیری که گرچه دیر به مقصد میرسیم؛ اما سالم و کامیاب خواهیم بود. این درک و تلاش، نشان از دانایی و آگاهی و معرفت دارد. امیدوارم بتوانیم فرمانبرداری از دانایی درون را بیاموزیم، از گذشته عبور کنیم، در مسیر خدمت قرار بگیریم و آنچه را آموختهایم، در زندگی خود و دیگران به اجرا درآوریم.
کلام آخر:
خداوند را هزاران بار شکر میکنم که در بستری آرام و امن و در مسیر روشناییها، راه درست زیستن را یاد میگیرم. از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان که چراغ این راه را برایم روشن کردند، صمیمانه سپاسگزارم و از تمامی خدمتگزارن سایت که این فرصت آموزش را در اختیار من گذاشتند بسیار ممنونم.
مصاحبه کننده: راهنمای تازهواردین همسفر مژگان
عکاس: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر مهین (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دنا شهرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
25