English Version
This Site Is Available In English

وادی هفتم و لژیون سردار؛ پیدا کردن راه درست و آموزش ثروتمند شدن

وادی هفتم و لژیون سردار؛ پیدا کردن راه درست و آموزش ثروتمند شدن

گزارش جلسه دوم سری هماهنگی لژیون سردار

دومین جلسه از دوره نهم سری جلسات هماهنگی لژیون سردار کنگره ۶۰؛ نمایندگی صائب تبریزی
با استادی همسفر رضا، نگهبانی مسافر امیر و دبیری همسفر حسین با دستور جلسه «وادی هفتم و تأثیر آن روی من»
روز یک‌شنبه ۲۲ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۳۰ برگزار شد.

تصویر جلسه لژیون سردار

سخنان استاد:
از دبیر و خزانه‌دار محترم بابت گزارششان سپاسگزارم. همچنین از امیر آقا، نگهبان لژیون سردار، تشکر می‌کنم که اجازه دادند من در این جایگاه قرار بگیرم.

از خداوند هم سپاسگزارم که به من اجازه داده در کنگره حضور داشته باشم، شال را به گردنم بیندازم و این فرصت را داشته باشم که هم آموزش ببینم و هم، اگر بتوانم و از دستم بربیاید، در کنار خانواده‌هایی که درگیر اعتیاد هستند و نیاز دارند حداقل یک نفر باشد که به درد دلشان گوش بدهد، حضور داشته باشم.

این برای من یک نعمت بزرگ است. ان‌شاءالله بتوانم قدر این نعمت را بدانم و امیدوارم همه ما در مجموع قدردان این نعمت باشیم و بتوانیم به‌خوبی از آن استفاده کنیم.

در وادی هفتم، آقای مهندس بیشتر دربارهٔ «پیدا کردن راه» صحبت می‌کنند. ما وادی‌ها را پشت سر گذاشته‌ایم و به وادی هفتم رسیده‌ایم و در این وادی، تأکید زیادی بر پیدا کردن راه شده است. اینکه ما راه را پیدا کنیم و مهم‌تر از آن، راه درست را پیدا کنیم، بسیار اهمیت دارد.

مثلاً فرض کنیم می‌خواهیم از اینجا به کوه عینالی برویم. شاید پنجاه راه وجود داشته باشد که از طریق آن‌ها بتوانیم به آنجا برسیم، اما سؤال این است که درست‌ترین راه کدام است؟ مسئلهٔ مهم این است که راه درست را پیدا کنیم.

وقتی ماهواره را باز می‌کنیم، تبلیغاتی را می‌بینیم که می‌گویند «ترک اعتیاد در یک هفته». وقتی تلویزیون را باز می‌کنیم، تبلیغات مختلفی دربارهٔ ترک اعتیاد و کمپ‌های گوناگون می‌بینیم. وقتی این تبلیغات را نگاه می‌کنیم، تقریباً همه ادعا دارند که می‌توانند اعتیاد را درمان کنند؛ اما مسئلهٔ مهم این است که ما راه درست را پیدا کنیم.

من همیشه از خودم سؤال می‌کنم: وقتی می‌خواهم کاری را شروع کنم، چه معیاری وجود دارد که بتوانم تشخیص بدهم راهی که انتخاب کرده‌ام درست است یا غلط؟

آقای مهندس بهترین ابزار را در اختیار ما قرار می‌دهند. برای اینکه تشخیص بدهی یک راه درست است یا غلط، نگاه کن و ببین کسانی که این مسیر را تا انتها طی کرده‌اند، چگونه هستند و به چه شکلی به انتهای مسیر رسیده‌اند. اگر حالشان خوب است، با حال خوش به انتهای مسیر رسیده‌اند و سالم و سلامت هستند، می‌توان نتیجه گرفت که آن راه، راه درستی بوده است.

اما ممکن است کسی بگوید: «من در کمپ به تو ترک اعتیاد می‌دهم.» فردی شش، هفت ماه یا حتی یک سال در کمپ می‌ماند و بعد بیرون می‌آید؛ اما وقتی با خانواده‌اش صحبت می‌کند، انگار از جنگ برگشته و همچنان در حال جنگ و درگیری با خانواده‌اش است. یا افکارش درست نشده است.

حسن آقا مثالی زدند که برادرشان مواد را به روش سقوط آزاد کنار گذاشته بود. این هم یک روش است، اما نتیجهٔ آن، بعد از بیست سال، خودکشی بوده است. بنابراین باید ببینیم نتیجهٔ یک روش و مسیر در نهایت به کجا می‌رسد. اگر نتیجه، چنین چیزی باشد، مشخص می‌شود که آن روش، راه درستی نبوده است.

وادی هفتم انسان‌ها را به دو گروه تقسیم می‌کند: یک عده انسان‌های کم‌خرد هستند و عده‌ای دیگر انسان‌های خردمند.

انسان کم‌خرد کسی است که قبل از اینکه فکر کند، کاری را انجام می‌دهد. خود من هم قبلاً این‌گونه بودم. بعضی انسان‌ها صحبت‌هایی می‌کنند و بعداً پشیمان می‌شوند و دوباره می‌آیند و عذرخواهی می‌کنند.

در مقابل، آقای مهندس می‌فرمایند انسان‌های خردمند ابتدا فکر می‌کنند و بعد عمل می‌کنند و به همین دلیل، کمتر دچار اشتباه می‌شوند و در نتیجه کمتر نیاز به عذرخواهی پیدا می‌کنند.

حالا می‌خواهم با اجازهٔ شما دربارهٔ لژیون سردار صحبت کنم و کمی راحت‌تر حرف بزنم.

اینکه امروز تعداد نفرات ما در این جایگاه کم است، نشان می‌دهد که باید بیشتر روی خودمان و روی لژیون‌هایمان کار کنیم.

در تهران، وقتی یک شعبه را بررسی می‌کنند، به عقیدهٔ من، نه فقط به تعداد رهایی‌های شعبه نگاه می‌کنند، نه به تعداد راهنماها و نه به کم یا زیاد بودن تعداد اعضا. یکی از موارد مهمی که به آن نگاه می‌کنند این است که ببینند لژیون سردار آن شعبه چقدر قدرتمند یا ضعیف است.

اگر لژیون سردار قدرتمند باشد، می‌گویند این افراد آموزش‌های خودشان را گرفته‌اند. بنابراین مسئله فقط پول نیست؛ مسئله، آموزش است.

استاد امین یک صحبت خیلی قشنگی دارند. ایشان می‌گویند یک راهنمای همسفر پیش من آمد و گفت: «من دارم خدمت می‌کنم، ولی به سختی خدمت می‌کنم و در رفت‌وآمدها در عذاب هستم.»

استاد امین می‌گویند من فقط یک سؤال از او پرسیدم: «تو ده سال است راهنما هستی، اما هنوز نتوانسته‌ای مسائل زندگی خودت را حل کنی؟»

این موضوع برای من خیلی قابل تأمل است. اگر من ادعا دارم که پنج سال، شش سال یا ده سال است در کنگره حضور دارم، اما هنوز نتوانسته‌ام وضعیت مالی زندگی‌ام را بهتر کنم، شاید باید از خودم سؤال کنم که آیا توانسته‌ام از آموزش‌های کنگره استفاده کنم یا نه.

لژیون سردار می‌تواند یکی از بهترین جاها و بهترین فرصت‌ها برای آموزش گرفتن باشد؛ حتی برای خود من که بتوانم از نظر مالی خودم را بالا بکشم. این خودش یک نوع سفر است و فرقی نمی‌کند.

 باید برای ثروتمند شدن هم آموزش ببینیم. باید یاد بگیریم که چگونه می‌توانیم درآمد بیشتری داشته باشیم و هرچقدر آموزش من بیشتر باشد، شاید بتوانم راحت‌تر و درست‌تر پول به دست بیاورم.

امید من این است که آموزش‌هایم را دریافت کنم و در کنار همدیگر به یکدیگر کمک کنیم و روی لژیون‌های خودمان کار کنیم تا پیشرفت کنیم.

چون اگر من در مسئلهٔ مالی قوی‌تر نشوم، نمی‌توانم به این جایگاه برسم و دنور شوم. این عقیدهٔ شخصی من است که آقای مهندس این لژیون را قرار داده‌اند تا من قوی‌تر شوم؛ تا عشق دنور بودن در قلبم به وجود بیاید و بعد بتوانم در زندگی خودم با چالش‌ها مواجه شوم و خودم را به جایگاه بالاتری برسانم و قوی‌تر شوم.

همان‌طور که در جهان‌بینی آموزش می‌بینیم که باید رفتارمان را با خانواده درست کنیم و وقتی بیرون از خانه رانندگی می‌کنیم، رفتارمان درست باشد، به نظر من در مسائل مالی هم کنگره می‌خواهد به ما بگوید که راه درست پول درآوردن و خوب و راحت پول درآوردن را یاد بگیریم و برای آن آموزش ببینیم.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .