اولین جلسه از دوره چهل و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰؛ نمایندگی صائب تبریزی
با استادی همسفر حسین، نگهبانی مسافر امیر و دبیری مسافر حسین، با دستور جلسه «وادی هفتم و تاثیر آن روی من»
یکشنبه ۲۲ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار شد.
سخنان استاد:
اول اینکه از خدای خودم تشکر میکنم که امروز اجازه دادند امروز در جمع شما باشم و خدمت کنم. دوم از راهنمای خودم آقا رضا تشکر میکنم که اجازه دادند در این جایگاه باشم و آموزش بگیرم.
امروز خودتون میدونید که با توجه به موضوع جلسه، رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز هست: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم.
در وادی اول تا سوم اگر خوب توجه بکنید، درخصوص تفکر صحیح به ما آقای مهندس تذکرات لازم را داده و گفته قبل از هر چیزی، هر اقدامی باید تفکر آن کار و آن مسیر را باید دنبال بکنیم و پیدا بکنیم و بعداً حرکت بکنیم. و در وادی چهارم آورده که تمام مسائل را از قوه به فعل تبدیل کنیم، یعنی هر کاری که تصمیم گرفتیم، اونو به فعل تبدیل بکنیم.
وادی ششم درخصوص عقل که ما باید توجه خاصی به داشتن عقل و راهحلی که عقل به ما میدهد، اون رو انجام بدیم و از راه بیراهه یا راههای دیگر که به عقل منتهی نمیشود جلوگیری بکنیم و دنبال نفس و بیراههای که نفس برای ما تعیین میکنه آن را ادامه ندهیم.
و در همین وادی به دلایلی که وجود داره، ما باید رمز و راز حقیقت رو پیدا بکنیم. تا زمانی که تفکرات و اون لازمهای که وادی یک تا پنجم به ما ارائه شده اقدام نکردیم، یعنی در واقع این وادی را نمیتوانیم به خوبی اجرا بکنیم و تفکر لازم و اقدامی که ما میخوایم بکنیم، باید اول نسبت به اون بشینیم و اقدامات لازم رو انجام بدیم.
یعنی وقتی که ما میخوایم یک مسئله خیلی ساده، از تبریز به تهران برویم، بشینیم بهترین راهی که وجود داره، اینو ما باید انتخاب بکنیم، ببینیم از بهترین راه و کوتاهترین راه کدام هست و در مسیر ما چه موانعی وجود داره، تمام اینها را بشناسیم و بتونیم از همین مسیری که شناختیم به مقصد یعنی تهران برسیم. در تمام کارهایمان باید همچین تفکراتی داشته باشیم.
برای باز کردن هر دری، مثلاً گاوصندوق، باید رمز گاوصندوق را بدانیم. تا زمانی که رمز گاوصندوق را ندانیم، نمیتونیم آن را بازکنیم. با مواد منفجره که نمیشه در گاوصندوق رو باز کنیم. کلید هر دری را نمیتونیم با هر چیزی باز کنیم. بنابراین باید رمز گاوصندوق را داشته باشیم تا بتوانیم آن را باز کنیم و به مقصدم برسیم.
آن مثالهایی که من آوردم، در واقع میخواهد بگوید که ما باید قبل از هر اقدامی، هر حرکتی، نسبت به آن کاری که میخوایم انجام بدیم، تفکر لازمه را داشته باشیم تا بتوانیم به آن مقصدی که لازم داریم به آن برسیم.
در این راه خیلیها مثلاً خیلی چیزها رو میدونند. یا مثلاً خردمندان با بیخردان یه تفاوت کلی دارن. امکان داره یه تعدادی مثلاً خودشون را خیلی خردمند بدانند، درحالیکه اینجوری نیست. خردمندان با بیخردان خیلی فاصله دارن. بیخردان مطمئنن به بیراهه میروند، آن چیزی که دنبالش هستند به آن نمیرسند، ولی خردمندان در واقع به صراط مستقیم و آن چیزی که میخواهند میرسند و از این راه به خانواده خود و جامعه خود خدمت میکنند و در صراط مستقیم قرار میگیرند.
حالا من انتظار دارم که شما با مشارکتهای خودتون و تکمیل حرفهای من، تمام این مسائلی که در کشف رمز حقیقت یا یافتن راه و آنچه برداشت است را انشاءالله به خوبی یاد بگیریم. ممنونم که به حرفای من گوش کردید.