جلسه یازدهم دوره سی و یکم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی شعبه اروند آبادان با استادی مسافر محسن ، نگهبانی مسافر مسعود ، و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه « وادی هفتم و تأثیر آن روی من» یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کارکرد.
.jpg)
سخنان استاد:
سلام دوستان، محسن هستم، یک مسافر.
در مورد وادی هفتم، رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن و دیگری آنچه برداشت میکنیم.
از خودم بگویم که قبل از کنگره چه حال و روزی داشتم. هیچوقت نمیتوانستم درست تصمیم بگیرم و درست زندگی کنم. در اعماق تاریکی بودم و در بدترین شرایط قرار داشتم.
بعد از اینکه به کنگره آمدم، دوستان راه را به من نشان دادند و من مسیر را پیدا کردم. اولین قدم این بود که با کنگره آشنا شدم، مشاوره گرفتم و راهنما انتخاب کردم. اینها باعث شد جرقهای در زندگی من به وجود بیاید تا بتوانم مسیر درستی را در پیش بگیرم و چیزهایی را که یاد میگیرم، در زندگیام کاربردی کنم.
جناب مهندس از وادی اول تا وادی چهارم از تفکر صحبت میکند و وادی پنجم درباره این است که چیزی را که یاد میگیریم، به سرانجام برسانیم.
برای مثال، خودم قبلاً فقط حرف میزدم و در زندگی هیچ نتیجهای نداشتم. در وادی ششم هم میگوید باید عقل را به رسمیت بشناسیم؛ یعنی بتوانم از عقل خودم درست استفاده کنم، در مسیر درست قرار بگیرم و از گذشتهای که داشتم خارج شوم و در مسیر دیگری قدم بگذارم.
وادی هفتم میگوید اگر نمیتوانستم کاری برای خودم انجام بدهم، به خاطر جهل و نادانیام بود. آگاه نبودم که چه کاری باید انجام بدهم و در اعماق تاریکی فرو میرفتم.
اگر میخواستم کاری انجام بدهم و به نتیجه برسم، میخواستم خیلی زود به آن برسم و برایش وقت نمیگذاشتم. خدا را شکر که به کنگره آمدم و دیدم که میشود ذرهذره به آرامش و آسایش نسبی رسید.
خدا را شکر که در کنگره هستم و جواب گرفتم. دوست دارم بیشتر در این مسیر باشم و بیشتر آموزش بگیرم. مهندس در وادی هفتم میگوید که انسان خردمند داریم و انسان بیخرد؛ و من با جرأت میگویم که بیخرد بودم و حتی در سفر اولم هم بیخرد بودم.
جناب مهندس میگوید: وقتی میخواهی میخی را به دیوار بزنی، باید چند بار چکش بزنی تا فرو برود. من هم باید آموزش بگیرم تا بتوانم به چیزی که میخواهم برسم.
با تمرین، نوشتن سیدی و فرمانبرداری، هر چیزی که راهنما به من میگفت، فقط میگفتم چشم؛ یا اگر مرزبان چیزی میگفت، میگفتم چشم. ولی قبلاً اینگونه نبودم. قبل از اینکه فکر کنم، نمیتوانستم درست تصمیم بگیرم. هر کاری میکردم، نتیجهاش پشیمانی بود و تخریب به بار میآورد. اما وادی هفتم به من کمک کرد که وقتی میخواهم کاری انجام بدهم، آگاهانهتر عمل کنم.
وادیها واقعاً به من کمک کردند. امیدوارم بتوانیم عشق و محبتی را که به ما دادند، به دیگران هم منتقل کنیم.
ممنونم که به صحبتهای من گوش کردید.

تایپ: همسفر مهدی لژیون یکم
عکس: مسافر بهنام لژیون پنجم
ارسال مطلب: مسافر رضا لژیون پنجم
- تعداد بازدید از این مطلب :
141