چهاردهمین جلسه از دوره پنجاه و هشتم کارگاههای آموزشـی عمومی کنگـره ۶۰، نمایندگی حکیـم هیـدجی، با استادی مسافر ، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسـافر ابوالفضل با دستور جلسه «وادی هفتم و تاثیر آن روی من» روز یکشنبه ٢٢ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ١٧:٠٠ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد: سلام دوستان محمد هستم، یک مسافر.
از ایجنت محترم و همه عزیزان تشکر میکنم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه هفتگی، وادی هفتم است: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم.»
همانطور که میدانیم، راههای متعددی وجود دارد و انتخاب راه درست کار سادهای نیست. من در دوران اعتیادم همیشه دنبال راهی بودم که از اعتیاد خارج شوم و رهایی پیدا کنم، ولی بدون اینکه تفکر کنم یا تحقیق و بررسی داشته باشم، هر راهی را که کسی به من پیشنهاد میداد، سریع امتحان میکردم.
حدود سالهای ۸۴ و ۸۵، یک نفر به من گفت قرصهایی آمده که اگر مصرف کنی، اعتیادت را کنار میگذاری. من هم بدون تحقیق رفتم و آن قرصها را تهیه کردم. قرصها و کپسولهای بزرگی بودند که داخلشان مواد مختلفی ریخته بودند و میگفتند با آبدوغ بخوری. من چند بار از آنها استفاده کردم، ولی نهتنها نتوانستم اعتیادم را کنار بگذارم، بلکه دچار معدهدرد شدید هم شدم.
چند سال بعد، حدود سالهای ۸۸ و ۸۹، گفتند دکتری آمده که دارویی میدهد و با آن میتوان بهراحتی اعتیاد را کنار گذاشت. باز هم نه تحقیق کردم، نه جستوجو کردم و نه از کسی پرسیدم. سریع رفتم سراغ آن راه.
سه روز با من مشاوره کردند و متادون مصرف میکردم. بعد یک شیشه نوشابه را پر کردند و گفتند ببر خانه. پرسیدم چه زمانی و چقدر مصرف کنم؟ گفتند هر وقت خمار شدی، مصرف کن.
من هم شروع کردم به مصرف متادون. تقریباً دو سال این کار را ادامه دادم و فکر میکردم دیگر مصرفکننده نیستم. یک روز یکی از دوستانم که با کنگره آشنا بود، از من پرسید: «مواد مصرف میکنی؟» گفتم: «نه، من دو سال است ترک کردهام.» گفت: «پس چی مصرف میکنی؟» گفتم: «متادون.»
گفت این راه اشتباه است و دوباره مرا تشویق کرد که تریاک مصرف کنم. من هم دوباره شروع کردم. چون متادون داروی قوی و نگهدارندهای است، مصرف تریاکم بیشتر شد و به جای یک گرم، دو یا سه گرم مصرف میکردم.
آن زمان من مرتب راههای اشتباه را انتخاب میکردم.
در مورد وزن هم همین اتفاق برایم افتاد. وقتی وارد کنگره ۶۰ شدم، حدود ده کیلو اضافهوزن داشتم. اواخر سفرم راهنمای عزیزم به من گفتند که وزنت خیلی بالا رفته. من گفتم چه کار کنم؟ گفتند کمتر غذا بخور.
در سفر دوم، تقریباً به ۱۰۰ یا ۱۰۱ کیلو رسیدم؛ یعنی حدود ۲۵ کیلو اضافهوزن داشتم. باز هم برای کم کردن وزن، راههای مختلف و اشتباه را امتحان میکردم؛ یک روز ورزش شدید، یک روز روزه گرفتن و روشهای مختلف دیگر. مدتی حتی روزههای طولانی میگرفتم، ولی همیشه به مشکل میخوردم.
تا اینکه با راهنمای عزیزم، آقا منوچهر از شعبه تاکستان، آشنا شدم. ایشان به من آموزش دادند که با زمان مناسب، مقدار مناسب و انتخاب درست مواد غذایی، چطور وزنم را کم کنم. من توانستم حدود ۲۳ کیلو وزن کم کنم، آن هم بدون فشار و سختیهای روشهای قبلی. آنجا فهمیدم وقتی راه درست را پیدا کنم و آموزش بگیرم، نتیجه هم درست خواهد بود.
خدا را شکر میکنم که امروز در کنگره ۶۰ هستم؛ جایی که یاد میگیریم چگونه تفکر کنیم، چگونه راه درست را پیدا کنیم و چگونه از تجربههایمان برداشت کنیم.
من انسانهای زیادی را دیدهام که اراده و توان زیادی داشتند، ولی چون راه اشتباه را انتخاب کردند، امروز شرایط خوبی ندارند. بنابراین به نظر من، پیدا کردن راه درست خیلی مهم است.
ما باید در کنگره ۶۰ باشیم، به حرف راهنمایمان گوش بدهیم و سفرمان را همانطور که آموزش میگیریم، انجام بدهیم. به نظر من، کنگره ۶۰ یکی از بهترین راههایی است که انسان میتواند حقیقت را پیدا کند و از تاریکی به روشنایی برسد.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، ممنونم.

مرزبان کشیک: مسافر حسن

تایپ و عکس: مسافر رسول
صدابردار و ثبت: مسافر مهدی
مسافران نمایندگی حکیم هیدجی
- تعداد بازدید از این مطلب :
133