جلسه ششم از دور چهارم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی علی عصارزاده با نگهبانی مسعود، استادی راهنمای محترم مسافر علیرضا و دبیری مسافر جواد با دستور جلسه «وادی هفتم» در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علیرضا هستم یک مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم برای اجازه حضور در مرحله اول از گروه مرزبانی و ایجنت محترم هادی آقا مچکرم که اجازه دادند و قابل دانستند تا در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم از تمامی خدمت گذاران هم سپاس گذارم.
دستور جلسه امروز وادی هفتم است رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه و آنچه برداشت میکنیم.
این وادی یکی از دلایلی است که کنگره را نصبت به لژیونهای دیگر متفاوت کرده است و دارد به نکتهای اشاره میکند که هیچ جا اشاره نشده است راه و مسیر اعتیاد، در مکانها و انجیو های دیگر ترک میگویند و در دکترهاییام که درمان اعتیاد دیدهام نوشته است درمانی صورت نمیگیرد و بیشتر جایگزین میکنند.
اول باید ندانی را بدانی تا بدانی را بدانی، شخص خود من نمیدانستم که هیچچیز نمیدانم و فکر میکردم همین که سه روز مواد مصرف نکنم کار تمام است.
کنگره مسیر را به من نشان داد و در وادی اشاره میکند، چهبسا افرادی که راههای دیگری انتخاب کردهاند و به هوای مرغزار رسیدند به مسلخ رسیدند به جهنم.
رمز رازی که جناب مهندس کشف کرد حقیقتی بود که باید کشف میشد حتی زیر کوه البرز هم که باشد باید کشف و نمایان میشد، بحث ما در کنگره در مرحله اول درمان اعتیاد است و سه سفر برای ما بیان شده است سفر اول: مصرف مواد تا قطع آن، سفر دوم: قطع مواد تا رسیدن به خود و سفر سوم از رسیدن به خود تا رسیدن به خالق خود.
یکی از ویژگیهای انسان فراموشکاری که خودم هم دقیقاً این ویژگی را دارم، با جناب فلاح هم صحبت شدم و حرفهای ایشان مثل تکانه بود برای من و ایشان گفتند: ما همه خدمت میکنیم و اینکه به دنبال جایگاه باشیم خوب است؛ اما راه خودمان را نباید گم کنیم.
در کنگره کسانی رهایی میگیرند سی دی مینویسند؛ اما چه میشود که برگشت میکنند برای مثال وقتی راهنما وعده دارو را برای ساعت هفت صبح میزند من ساعت هشت تازه از خواب بیدار میشم دارو میخورم و بعد میخوابم، خب این ساختمانی که میخواهیم بسازیم با این مدل ساخته نمیشود و مثل این است کسی فقط شنیده است که باید سیمان که میکنیم یک دیوار را آن را آب دهد فقط شنیده است و نمیداند که چه زمانی باید آن را آب دهد.
دیدگاه به شربت باید دارو باشد؛ چون یادم میآید یکی از دوستانم سفر میکرد و میگفت دارو خودش الکل دارد پس مصرف الکل ایرادی ندارد و امروزه بعد چند سال هنوز به درمان نرسیده است کیفیتهای رهایی باهم متفاوت است، این که چه چیزی از کنگره برداشت و کشف کنم خیلی مهم است، دیدگاه و نگرش من چه چیزی است سفر من همبستگی به دیدگاه من نسبت به مسیر کنگره دارد.
مثلث کنگره: جسم.روان.جهان بینی و من باید همراه با سفر بیرونی سفر درونی هم انجام دهم تا روان من هم درست شود جهانبینی کار بکنم فقط با خوردن شربت درمانی صورت نمیگیرد، احتمال برگشت زیاد میشود اگر دیدگاه من تغییر نکند.

وادی هفتم وادی تفکر یک سری از قسمتهایی که از کمخردان صحبت میشود که کمخردان اول حرف میزنند بعد تفکر میکنند؛ اما خردمندان عکس عمل میکنند.
بین دانشجوها زمانی باب شده بود که شیشه مثبتی ندارد و برای امتحان و بیدارماندن شیشه مصرف میکنند؛ اما امروز کیت آمفتامین آمده و مشخص میشود مصرفکردنش.
اعتیاد با مرگ هم از بین نمیرود اگر این مسئله را متوجه باشیم تایم و زمان یک سالی که برای درمان خود میگذاریم به بهترین شکل سفر میکنیم.
باید ببخشی شربت ببخشی تا رهایی بگیری و همین در لژیون سردار هم صادق است باید ببخشی که حالت خوب بشود حسابکتاب نکنی و بخشندگی را یادگیری بخشش حالوروز زندگی را خوب میکند و اگر نمیتوانیم مالی خدمت کنیم هزاران خدمت است چه فیزیکی چه شالی یا هرجایی مهم حضور داشتن و خدمت کردنه.
ممنون که به صحبتهای من گوش کردید مرسی.
در ادامه رهایی داشتیم:




تصویر بردار :مسافر حسین
تایپ ویرایش :مسافر امیرعلی
ارسال خبر :مسافر مصطفی
مرزبان خبری:مسافر مرتضی
نمایندگی علی عصارزاده
- تعداد بازدید از این مطلب :
115