به نام قدرت مطلق الله
موضوع: گزارش عملکرد لژیون یکم
دستور جلسه فرمانبرداری تا فرماندهی
سلام دوستان امین هستم یک مسافر. بحث جلسه امروز «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. این دستور جلسه یکی از دستورجلسات بسیار مهم برای رسیدن به رهایی، آرامش و درمان است. یعنی اگر قرار است این سه مؤلفه را داشته باشیم، باید فرمانبردار باشیم. فرمانبردار چه کسی؟ فرمانبردار راهنمایمان و استادمان باشیم.
حتی بیرون از کنگره هم هیچ فرقی نمیکند؛ همیشه انسانهایی که فرمانده هستند، در جای دیگری یک فرمانده دارند. اگر ساختار کنگره را هم نگاه کنیم، میبینیم که از یک جای دیگر فرمانبرداری میکنند. خداوند یک حاکم و فرمانروا بر تمامی هستی و نیستی است.
راهنمای من همیشه می گفت: که نیستی هم جزو هستی به حساب میآید؛ برای همین است که میگویند «هستی و نیستی». یعنی نیستی هم در کائنات وجود دارد، ولی از چشم ما غایب است. بنابراین، انسان هم ذرهای از وجود باریتعالی است که با توجه به اختیاری که دارد، میتواند به جسم خودش فرمان بدهد.
مثلاً میگویم «بنشین»، مینشیند؛ «بلند شو»، بلند میشود؛ به چشم میگویم «بسته شو»، بسته میشود. در آنِ واحد، ما هم میتوانیم فرمانروای جسم خودمان باشیم و آن صفاتی را که درون خداوند است داشته باشیم یا به دست بیاوریم.
اما نکتهای که خیلی مهم است، این است که با توجه به اختیاری که انسان دارد، میتواند به شیطان یا حتی به خداوند «بله» یا «خیر» بگوید؛ میتواند به فرمان خداوند عمل کند یا به فرمان شیطان، چون اختیار دارد. اما جالب اینجاست که فرشتهها از چنین ویژگیای برخوردار نیستند.
فرشتهها مانند یک ربات عمل میکنند؛ فرمانی که از خداوند صادر شده است را بدون هیچ چونوچرایی باید انجام دهند، ولی انسان اینگونه نیست. خداوند در قرآن به ما گفته است دزدی نکن، رشوه نخور و فلان کار را انجام نده؛ اما چند درصد انسانها این کارها را انجام میدهند؟
یکی از حقههای نیروهای منفی و بازدارنده، خمر است. در قرآن هم گفته شده که خمر روی تفکر و اندیشه انسان پرده و پوششی میکشد و انسان را از حالت تعادل خارج میکند. وقتی انسان از مواد مخدر و خمر استفاده میکند، کمکم عمل جایگزینی در بدن انسان به وجود میآید؛ یعنی آن مواد شبهافیونی که بدن تولید میکرد، جای خود را به مواد مخدر بیرونی میدهد.
جالب اینجاست که وقتی جای این دو با یکدیگر عوض شد، اختیار از انسان گرفته میشود و زمانی که اختیار گرفته شد، دامنه انتخابهای شخص کوتاه میشود. مثالی که در جلسه زدم این بود که فرد میتواند ترشی یا ماست را انتخاب کند؛ اما چه کسی برای او تصمیم میگیرد؟ خمر یا مواد بیرونی به او میگوید اگر ترشی را خوردی، باید بروی و دو تا بست به جایش بکشی یا مثلاً چهار خط سورچه بری. پس اختیار از ما سلب میشود.
کنگره ۶۰ خیلی خوب آمد و نیاز ما را برطرف کرد. برای همین است که میبینیم فردی در یک انجمن دیگر مثلاً ۱۰ سال پاک است و مواد مصرف نکرده، ولی یک جایی چشمش به مواد میافتد و دلش میرود. چرا در کنگره اینگونه نیست؟ چون کنگره نیاز شخص را برطرف میکند. بچههایی که سفرشان درست است، نیازشان برطرف شده است.
حالا اگر میخواهی فرمانده خوبی بشوی، اول باید فرماندهی جسمت را بر عهده بگیری؛ یعنی مواد نیاید و به جای تو تصمیم بگیرد. اگر میخواهی محبت کنی، مواد نباید به تو بگوید: «حالا برو دو تا دود بگیر تا بتوانی به بچهات محبت کنی.» اینها نباید وجود داشته باشد. شما باید اول خودت را پرورش دهی و فرماندهی جسمت را به دست بگیری تا بتوانی فرمانده خوبی برای خانواده، محل کار و جامعه باشی.
پس ابتدا فرماندهی جسممان را بر عهده میگیریم تا بتوانیم فرمانده خوبی باشیم. در وادی چهاردهم، قسمت «اضداد»، پیامی وجود دارد که برای آنانی که حال خوشی ندارند، دو راه بیشتر وجود ندارد: یا به نیروهای راستین که خواستار حق و حقیقت هستند بپیوندند، یا صبر کنند تا نیروهای بازدارنده و مخرب، آنان را با گردبادهای عظیم به قعر ظلمات هدایت کنند.
اگر میخواهی حالت خوب شود، باید فرمانبردار باشی؛ در غیر این صورت، نیروهای منفی با گردباد میآیند و تو را به بیرون پرتاب میکنند. یک دفترچه به بچههای سفر اول دادم. این دفترچه یک پیمان میان ما و راهنماست. مثلاً ساعت ۷ صبح، ۳ سیسی؛ ۶:۵۰ دقیقه یا ۷:۳۰ دقیقه صبح نمیشود، باید دقیق مصرف شود. این همان فرمانبرداری است.
آقای امین در سیدی «از فرمانبرداری تا فرماندهی» میگویند: «دروازه ورود به روشناییها فرمانبرداری است و دروازه ورود به تاریکیها نقص فرمان است.» یعنی همانجا که مثلاً قرار است ساعت ۷ صبح دارو را مصرف کنی و ساعت ۷:۳۰ مصرف میکنی، این یعنی نقض فرمان. اگر میخواهی تاریکیها را تجربه کنی، باید اینگونه عمل کنی. بنابراین باید خیلی حواسمان باشد.
شعری هست که میگوید: «مگر آدمی نبودی که اسیر دود بودی
که فرشته ره ندادند مقام آدمیت» و در ادامه میگوید:
«اگر این درندخویی ز طبیعتت بمیرد
همه عمر زنده باشی به روان آدمیت»
در اینجا از نافرمانی صحبت میشود.
«رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است نشان آدمیت»
اگر فرمانبرداری درست انجام شود، دیگر به خداوند میرسی؛ یعنی همان عمل «شو شودی» که آقای مهندس میگویند؛ به هر چیزی اشاره کنی، انجام میشود.
مشارکت مسافر سعید:
سلام دوستان سعید هستم یک مسافر. از لژیون یکم. استاد، از وقت مشارکت متشکرم. دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. تا جایی که من میدانم، هر انسانی برای اینکه بتواند فرماندهی جسم خودش را بر عهده بگیرد، باید ابتدا این موضوع را درک کند که وقتی انسان در تاریکیها فرو میرود، در واقع فرماندهی جسم خودش را به نفس اماره میسپارد.
یعنی فرماندهی جسم که در دست خودش بود را به نفس اماره میدهد. اگر بخواهد به راه و مسیر روشناییها برگردد، باید این فرماندهی را از نفس اماره تحویل بگیرد و دوباره خودش فرماندهی جسمش را بر عهده بگیرد. این خود یک پروسه سخت است؛ چراکه ذهن در برابر هر تغییری مقاومت میکند و این تغییر، بهطور کلی تغییر سختی است.
اگر بخواهیم از سمت تاریکیها به سمت روشناییها برگردیم، باید در مسیر کنگره باشیم. در مسیر کنگره بودن یعنی اینکه باید فرمانبردار راهنمایمان باشیم. اگر فرمانبردار راهنما باشیم، کمکم این پروسه طی میشود و فرماندهی جسم خودمان را از نفس اماره تحویل میگیریم و بعد از آن، فرمانده جسم خودمان میشویم.
در این صورت است که میتوانیم به بقیه فرمان بدهیم. یعنی اول باید فرمانبردار باشیم، بعد فرمانده جسم خودمان بشویم و پس از آن، فرماندهی دیگران را بر عهده بگیریم.
مشارکت مسافر امید:
سلام دوستان امید هستم یک مسافر. این دستور جلسه که «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است، مهندس اشاره کردهاند که در وادی ششم میگویند: «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا کنیم.» این فرمانده چه کسی است؟ برای بچههایی که به کنگره میآیند، کمکم مشخص میشود که این فرمانده باید نیروهای مثبت و نیروهای عاری از تخطی باشد؛ ولی بچههایی که این موضوع را نمیدانند، ممکن است یک موقع فرماندهشان شیطان شود.
فرق انسان با فرشته این است که فرشتهها نمیتوانند خطا کنند. یعنی برای عبادت ساخته شدهاند و نمیتوانند از قوانینی که برایشان وجود دارد عدول کنند؛ ولی انسان اینگونه نیست. انسان میتواند به جایی برسد که وقتی از خداوند فرمانبرداری میکند، به درجهای بالا برسد و حتی بالاتر از فرشتهها قرار بگیرد.
ولی همین انسان ممکن است یک موقع از شیطان فرمانبرداری کند و آنقدر این کار را ادامه دهد و پیشروی کند که به قعر جهنم برود و جایگاه ابدیاش آنجا شود. پس به نظر من، فرمانبرداری را باید از فرماندهی انجام بدهی که بتوانی به آن مقصدی برسی که برای همه انسانها یک تعالی و رسیدن به یک نقطه بسیار بالا است.
باید بدانی فرماندهی را که انتخاب میکنی، بسیار مهمتر از خود فرمانبرداری است.
در پایان، از راهنمای محترم، مسافر امین، تمامی اعضای لژیون اول و همچنین مسئول سایت که فرصت انجام این خدمت را به من دادند، صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم.
تهیه گزارش، تایپ: مسافر شهریار ل14
تنظیم و ارسال: مسافر جواد (نگهبان سایت)
از طرف خدمتگزاران سایت مسافران نمایندگی سهروردی اصفهان تقدیم نگاه زیبایتان
(9)(2)(2)(1)(2)(2)(8).jpg)
- تعداد بازدید از این مطلب :
115