دومین جلسه از دوره چهارم لژیون سردار همسفران اقا نمایندگی شفا مشهد با استادی پهلوان محترم مسافر جواد و نگهبانی راهنمای محترم همسفر دنور مصطفی و دبیری همسفر دنور حسین و خزانه داری همسفر جعفر با دستور جلسه «وادی هفتم: رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می نماییم» در روز شنبه 21 شهریور ماه 1405 ، ساعت 15:30 اغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:

تشکر می کنم از ایجنت محترم و نگهبان عزیز و لژیون مرزبانی که به من فرصت خدمت داده اند تا بتوانم انرژی بگیرم. من سری قبلی که توفیق داشتم اینجا باشم دستور جلسه اوتی بود و من 48 ساعت درگیر این بودم که چون خداروشکر پدر هم هستم چه چیزی را بگویم که بد آموزی نداشته باشد. در مورد دستور جلسه امروز که وادی هفتم است رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می نماییم، همه شما به این دستور جلسه واقف هستید. جناب مهندس در سی دی به یک چیزی اشاره می کنند به نام بی خردان و با خردان، آن کسی که بی خرد است مانند من جواد که اعتیاد را انجام داده ام بعد می خواستم به خرد برسم که بیایم بیرون اما بلد نبوده ام چرا نه می دانستم و نه می توانستم، به کنگره۶۰ که وارد شدیم آگاهی گرفتیم، دانایی گرفتیم بعد متوجه شده ایم که یک قسمتی از آن تقصیر خودمان است. به نظر من95 درصد ازما مسافر ها که به سمت اعتیاد رفتیم تجربه ای که ما کرده ایم و سر لژیون ها می گوییم مسئله اصلی آن در رابطه با مسائل جنسی است، این در ادامه فرمایش های جناب مهندس می باشد من جواد گفتم مگه همچین چیزی می شود، زمانی که گاهی اوقات مصرف می کردم در سن 26 سالگی ام بوده است. این سر آن بی خردی که داشتم اتفاق افتاد من چون بی خرد بودم نمی دانستم آخرش چه می شود و من نمی دانستم آخر راه چه می خواهد بشود، اگر خردمند و فهمیده بودم متوجه می شدم که حکمتی در کار خداوند است چه بسا شما همسفران که به کنگره آمده اید، یک روزی ای خداوند برای شما ها و من باز کرده اقای مهندس می گویند بی خردان اول کار را انجام می دهند لذت می برند اما در ادامه که جلو می آیند وارد آن دروازه می شوند این برای بی خردان بود.

جناب مهندس می فرمایند ما تمام وادی هایمان بر میگردد به همان وادی اول نقطه تفکر، می گویند هر مسیری را که می خواهید بروید اول به آن فکر کنید. رمز و راز رمز معادل آن راهی است که می رویم هر راهی هم درب خاص خودش را دارد و آن قفل با کلید خودش باز می شود همه ما مشکلاتی داریم در امر مسائل کاری مالی یا زندگی شخصی یک چیز هایی که به شما می گویم صحبت هایت پدرانه باشد ما مسیر راه را میبینیم کاسب های قدیمی را که نگاه کنید خیلی ها را بالا میبرند و خیلی ها را پایین می آورند همان مثال که جناب مهندس می گویند: یک خری بود یک سنگ یک طرف بود و گندم یک طرف طرف دید و گفت نصف گندم ها را بزار و سوار شو طرف رفت و گفت چرا همچین حرفی زدی و آن گفت من بسیار دانا هستم و طرف مقابل پرسید چه داری و آن گفت هیچی و گفت بگذار من کار خودم را به انجام برسانم دانایی اش را داری ولی دانایی موثر را نداری و این آموزش ها به ما کلیدی می دهد، به جز خداوند بقیه تحت فرمان دیگری هستند. حتی برای مایی که در کنگره هستیم جناب مهندس هستند و آقای مهندس اساتیدی دارند که ما به آن کاری نداریم ما بهتر است به آخر امر نگاه کنیم راه خوبی را رفته اما خرج زندگی اش چه میشود. امیدوارم هر کسی که نیاز دارند به صحبت های بیشتری پیشنهاد من این است یاد بگیریم تلفن همراه خود را همیشه در دست داشته باشیم و در یک مسائلی که لازمه از راهنمای خودمون مشورت بگیریم و یک موضوع دیگری که بخواهم بگویم کدام یک از همسفران در بیرون از کنگره کجا می گفتند من برادر یا فرزند یک مصرف کننده ام؟ پس کسی حاضر به دستگیری من مسافر یا همسفر نیست. امیدوارم قدر این بستر که فراهم شده را بدانیم و مسیر خودمان را قوی کنیم خیلی ممنون که به حرف های من گوش دادید.

مرزبان خبری: همسفر معین
تایپ: همسفر علیرضا (لژیون دوم)
ویراستاری وارسال خبر: همسفر محمدحسین (لژیون چهارم)
سایت همسفران آقا نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
20