عمر اگر خوش گذرد زندگی نوح کم است گر بهسختی گذرد نیمنفس، بسیار است
یک سری مسائل بین انسانها لاینحل مانده و مقابل هم قرار گرفته است؛ مانند عشق و عقل، کسی که عاقل باشد عاشق نمیشود یک برداشت اشتباه است همیشه دنبال سومین مورد بگردید عشق، عقل و ایمان اینها مکمل یکدیگر هستند هیچوقت مخالف همدیگر نیستند مگر میشود کسی عاشق باشد؛ ولی عقل نداشته باشد عشق؛ بدون عقل؛ یعنی کشش فیزیکی کوتاهمدت هرچه قدر عاقلتر باشد عاشقتر است هرچقدر عاقلتر باشد باایمانتر است. عقل و عشق و ایمان مکمل همدیگر هستند عقل بدون عشق معنی ندارد عشق هم بدون عقل معنی ندارد بهوسیله عشق دامنه و محدوده عشق و ایمان مشخص میشود فیلسوفها در جهان جبرگرا، عقلگرا یا توهم گرا هستند
بعضیها میگویند جبر برخی هم میگویند اختیار و عدهای میگویند نه وسط این دو تاست ما میگوییم نه اینها سه تا است دنبال سومی بگردیم یکی جبر دیگری اختیار و آخر هم فرمان الهی در تعاریف ما خواست میشود اختیار تقدیر میشود، جبر و فرمان الهی هم دستورات ویژه یا حوادث غیرمترقبه میشود. جبر میوه، ثمره و نتیجه اختیار است گندم میکارید جبرش این است که گندم برداشت میکنید رطب میکارید رطب برداشت میکنید مال کسی را میخورید مالتان را میخورند ظلم میکنی یک روزی مظلوم واقع خواهید شد یک موقعی هم است که ما نمیدانیم چوب چه چیزی را میخوریم هر کاری که ما انجام میدهیم یک جبری دارد که امروزه به آن میگویند کارما؛ پس نتیجه خواست تقدیر است و نتیجه اختیار هم جبر.
همه چیز سه تااست مانند عقل، عشق و ایمان و جسم، روان، جهانبینی و صوت، نور، حس و سمع، بصر، قلوب همیشه دنبال این سه تا بگردید سومی کاملکننده است؛ چون از نقطه به خط از خط به سطح، اولین سطح که به وجود میآید دارای سه تا پارامتر است. جهان مملو از امواج است موجهایی با طول کم و امواج سهمگین و خطرناک بین این دو سکوتی است نسبتاً کمعمر در اینجا جهان منظور همان جهانی است که در آن در حال زندگیکردن هستیم و منظور از امواج حوادثی است که بهصورت طبیعی یا غیرطبیعی اتفاق میافتد و طولموج کم هم در این جمله اشاره به کوتاهبودن حوادث و امواج سهمگین اشاره به حوادث خطرناک دارد. جهان مملو از این امواج است این امواج گاهی فرمان الهی است و گاهی هم به دست خود ما اتفاق میافتد؛ مانند زمانی که کلاهبرداری میکنیم و گیر میافتیم یا پشت کسی بد میگوییم به گوشش میرسد یا بدخواه کسی هستیم و بعد از چند روز مشخص میشود.
همه ما انسانها چیزی داریم به نام سرمایه اجتماعی؛ یعنی اجتماع برای ما چهقدر ارزش قائل است و به زبان عامیانه به آن اعتبار میگوییم؛ مانند فلانی چهقدر اعتبار دارد گاهی اوقات برای ما پیشآمده که از کسی پول قرض بگیریم برای نمونه صدهزار تومان پول لازم دارم و نیاز دارم که از کسی قرض بگیرم در یک شرایط کسی به من پولی قرض نمیدهد که مشخصاً هیچکسی برای من ارزش قائل نیست و گاهی بهجای صدهزار تومان پانصد هزار تومان به من میدهند و این خود سرمایه اجتماعی است.
اگر مثال دقیقتر بزنم آقای مهندس خود سرمایه اجتماعی است که ان جی اویی تأسیس کرد که کاملاً با سرمایه اجتماعی ساخته شده و همخوانی دارد آقای مهندس آموزش گرفته است که چگونه با بقیه رفتار کند انسانهای عاقل طوری زندگی میکنند که دشمنان خود را تبدیل به دوست میکنند آقای مهندس هم از دویست هزار مصرفکننده ان جی اویی ساخت که از هزاران دانشگاه، دانشگاهتر است اگر نخواهم علم چگونه زیستن را بیاموزم؛ مانند سنگی سخت به زیر آب فرومیروم ما نباید سعی کنیم که طوفان را آرام کنیم باید سعی کنیم که خودمان را آرام کنیم طوفان خودش خواهد گذشت اگر این آموزشها و تعالیم کنگره۶۰ را آموختم و در بیرون از دربهای کنگره۶۰ کاربردی کردم زندگی آرام و سرشار از آرامش دارم و اگر که نه هر روز با مشکل جدید و بیشتری روبرو میشوم و با ناآگاهی به زیر آب فرومیروم.
نویسنده: همسفر رها رهجوی راهنما همسفر صبحگل (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر مهتاب رهجوی راهنما همسفر صبحگل(لژیون ششم)
ویرایش: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مریم(لژیون دوم) دبیر دوم سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قائمشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
29