«رمز و راز کشف حقیقت، در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم». در وادیهای قبل آموختیم؛ باید افکار خود را از قوه به فعل درآوریم، یعنی چیزی که در فکر ما است را به انجام برسانیم و فرمانروایی عقل را بپذیریم. در این وادی در مرحلهای قرار داریم که بایستی عقل با نیروهای خود بعضی از مجهولات را کشف کند تا راه درست را به ما نشان دهد. برای تعقل کردن ابتدا باید قادر به تشخیص مسیر صحیح از مسیر غلط باشیم. پیدا کردن صراط مستقیم، راه درست و در جهت آن حرکت کردن بسیار مهم است و به زندگی ما جهت میدهد. یک راه و یک تصمیم ممکن است ما را به بیراهه و مسلخ ببرد، تصمیم یا راه دیگری ما را به سعادت و کمال منتهی کند.
انسانهای بسیاری بهعلت پیدا نکردن راه درست نابود شدند؛ بنابراین انتخاب راه یا مسیر درست برای انسان نقش سازندهای دارد. در این سیدی معنای کلمات تیتر وادی هفتم برای ما باز شدهاست. آقایمهندس میفرمایند: «راز مطلبی پوشیده، پنهان یا سر است و رمز را کلید یا راز نهفته معنی کردهاند. کشف یعنی آشکار ساختن و حقیقت را اصل و منتهای هر چیز، راستی و درستی توصیف میکنند». برای باز کردن هر قفل، صندوق یا درب ابتدا باید کلید آن قفل را پیدا کنیم و سپس اقدام به باز کردن آن نماییم.
آقایمهندس فرمودند: «همیشه قفلسازان بسیارند؛ اما کلیدسازان اندک هستند»؛ یعنی تعداد افرادی که مشکل درست میکنند بسیار است؛ اما افرادی که مشکلات را حل میکنند کم هستند. در این وادی انسانها بهصورت فرضی برای عمل کردن به تصمیمات خود به دو دسته تقسیم شدهاند. گروه اول کمخردان و گروه دوم خردمندان هستند. یکی از نشانههای انسانهای کمخرد این است که ابتدا عملی را انجام میدهند و سپس متوجه عواقب آن میشوند یا ابتدا لب به سخن میگشایند و در ادامه از گفته خود پشیمان شده و عذرخواهی میکنند.
این دسته از اشخاص به دنبال حل مشکلات خود به دست افرادی هستند که غرق در مشکلات، ضعف و ناتوانی بوده و مصداق این بیت شعر هستند که بیان میکند؛ کَل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی. انسانهای بیخرد همیشه به دنبال کوتاهترین و ارزانترین مسیر برای رسیدن به خواستههای خود هستند و حاضر به انجام کارهای سخت نیستند، بهعنوان مثال زمانیکه میخواهیم قرمه سبزی درست کنیم؛ اما در پی فراهم کردن مواد اولیه و پخت آن نیستیم یا برای طبخ قرمه سبزی از سبزی آماده، فریز شده و لوبیای کنسرو شده استفاده میکنیم و در نهایت منتظر نتیجه مطلوبی هستیم که این غیرممکن است.
این افراد همیشه دنبال شخصی میگردند که با یک قرص، طلسم و نقشه گنج مشکل آنها را که ممکن است شکست عشقی، بیماری و مسائل دیگر باشد حل کند؛ زیرا تفکر نمیکنند و شروع به حرکت مینمایند. آقایمهندس برای توصیف این دسته از اشخاص میفرمایند: «اگر ما خود را جدا از گروه نادانان بدانیم، این نیز نشانهای از بیخردی است»؛ زیرا در صورتی که خود را از بیخردان جدا کرده باشیم تصمیمات کوچک، پیشپا افتاده و اشتباهی که هر روز در زندگی میگیریم، میتواند نشانهای از خردمندی یا بیخردی ما در زندگی باشد که بایستی از این خصوصیات متوجه شویم که ما جزء کدام گروه هستیم.
گروه دوم خردمندان هستند. این افراد قبل از سخن گفتن تفکر و تأمل میکنند، عواقب سخنان خود را میسنجند و برای هر کار دلیل میخواهند. این دسته از اشخاص آگاه هستند که گنج واقعی در دورن خود آنها است، بایستی آن را کشف کنند، رشد دهند و در بیغولهها زمان خود را تلف نمیکنند. شخص خردمند مسیر خود را بررسی میکند، مقصد را در نظر میگیرد و حرکت را آغاز میکند. او توجه دارد که آیا شخصی که این مسیر را طی کرده است به نتیجه رسیده و مقصد آن توأم با آرامش، صلح و محبت بوده یا از ناکجا آباد و مسلخ سر درآورده است.
انسان کمخرد از کوچکترین و کم اهمیتترین موضوعات، بدترین بحران را ایجاد و زندگی خود و اطرافیان را دچار آسیب میکند؛ اما انسان خردمند در همه حال وضعیت مناسب را در نظر میگیرد و با نهایت توجه نسبت به جزئیات زندگی خود عکسالعمل نشان میدهد و گاهی نیز با عکسالعمل نشان ندادن به مسائل پیرامون خود آگاه است که چگونه عمل کند؛ بنابراین مسئله مهمی که باید در تمام سطوح زندگی یاد بگیریم این است که قبل از هر کار نقشه آن را طراحی کنیم.
منبع: سیدی وادی هفتم بخش یک
رابط خبری: همسفر صغری رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
نویسنده: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) دبیر سایت
ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی چرمهین
- تعداد بازدید از این مطلب :
55