چهاردهمین جلسه از دور نود و دوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، به استادی راهنمای محترم مسافر علی، نگهبانی مسافر بهروز و دبیری مسافر هادی، با دستور جلسه وادی هفتم:" رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم" و در دامه تولد اولین سال رهایی مسافر رضا، شنبه بیست و یکم شهریورماه ۱۴۰۵ در ساختمان سیمرغ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، علی هستم یک مسافر. خدا را شاکرم که بار دیگر توفیق خدمت در این جایگاه و آموزش گرفتن نصیبم شد. از جناب مهندس و راهنمای گرانقدرم سپاسگزارم که نعمت درمان و رهایی را به واسطه این عزیزان شامل حال من کردند. همچنین از تمامی خدمتگزاران مرزبانی و اعضای محترم گروه همسفران خانم و آقا تشکر میکنم و سپاسگزارم که چنین بستر امنی را برای آموزش مسافران و همسفران فراهم میکنند. دستور جلسه امروز شامل دو بخش است؛ بخش نخست، تولد رضای عزیز و بخش دوم، دستور جلسه هفتگی وادی هفتم.
همانطور که میدانیم: رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم. زمانی که برای اولین بار به کنگره آمدم، با هر جایگاه یا سطح سوادی، وادیها برایم سنگین و کمی نامفهوم بودند؛ اما در واقع، وادیها بخش عملیاتی درمان در کنگره ۶۰ هستند. به فرموده جناب دکتر امین، وادیها مانند پلهایی هستند که دو کوه را به هم متصل میکنند و به من کمک میکنند تا مسیر درمان را بهتر طی کنم. هنگامی که به کنگره وارد شدم، چه برداشتی کردم؟

اینکه چقدر تابع قوانین هستم و چه برداشتی دارم؟ مثال ساده آن، حضور دو نفر در یک باغ با اجازه صاحب باغ است؛ یکی از آنها تنها دو عدد سیب میخورد و دیگری به میزان بسیار بیشتری برداشت میکند. بسیاری وارد کنگره میشوند و مسیر درمان را طی میکنند، اما کیفیت زندگی و رهایی آنها کاملاً تحت تأثیر برداشتی است که از آموزشها دارند. زندگی هم به همین منوال است؛ ما به این دنیا میآییم و داستان زندگیمان رقم میخورد، اما در نهایت، آیا ما قهرمان داستان زندگی خودمان هستیم یا خیر؟ آیا از اختیار خود به درستی استفاده کردیم؟ آیا انسان خوبی بودهایم یا خیر؟
در مورد تولد رضای عزیز:

رضا با وجود کولهباری از تجربیات و مقدار زیادی منیت، طبیعتاً مسیر سفر سختی داشت. اگر هر کدام از ما در جایگاه ایشان بودیم، شاید به سختی میتوانستیم این سفر را به پایان برسانیم. اما رضای عزیز با وجود تمام شرایط، بسیار عالی سفرش را به پایان رساند. او در سفر اول همیشه بهموقع در کلاسها حضور داشت، سیدیهای خود را مینوشت و هر آنچه مربوط به درمان بود را به درستی انجام داد. رضا انسانی بسیار پرمهر و دوستداشتنی است و عشق عجیبی به هدیه دادن کتاب دارد. او همیشه در لژیون کمکحال من بوده و در مسیر درمان، مطیع و فرمانبردار خوبی است. او تا به حال دو بار جایگاه دنوری را تجربه کرده و همیشه در لژیون سردار حضور فعال دارد. یادمان باشد که زمین، مهد آموزش است. برای رضای عزیز و خانواده محترمشان بهترینها را از قدرت مطلق خواستارم.
سخنان مسافر رضا و خواسته ایشان:

سلام دوستان، رضا هستم یک مسافر. خدا را شاکرم که امروز این جایگاه و این تولد را تجربه میکنم. از راهنمای گرانقدرم و جناب مهندس سپاسگزارم که این بستر را برای ما فراهم کردند تا به حال خوش و درمان برسیم. خواسته قلبی من از خداوند برای همه شما عزیزان، رسیدن به آرامش و حال خوش است. از راهنمای عزیزم بسیار سپاسگزارم که در این مسیر درمان مرا یاری کردند؛ چرا که با آن حال خراب و افکار پریشانی که داشتم، هرگز نمیتوانستم چنین حس و حالی را تجربه کنم. از همسفران عزیزم، همسرم، دخترم و نوهام که همیشه یاریام کردند تا با کیفیت بهتری در این مسیر قدم بردارم، صمیمانه تشکر میکنم.
سخنان همسفر مریم:
از بدو ورود رضا به کنگره، زندگی ما رنگ و بوی بسیار بهتری به خود گرفت. به همین سبب و به پاس قدردانی، از جناب مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم. از راهنمای عزیز، علیآقا، سپاسگزارم که با بهترین روش، آموزشهای کنگره را به رضا انتقال دادند که منجر به حال خوش و رهاییاش شد.
سخنان همسفر پرستو:
واقعاً به داشتن چنین پدری افتخار میکنم و از سیستم کنگره ۶۰ سپاسگزارم که باعث حال خوب پدرم شدند. از راهنمای گرانقدرشان، علیآقا، ممنونم که باعث شدند پدرم سفر درستی داشته باشند و در مسیر درست قرار بگیرند. از همه شما مسافران عزیز تقاضا دارم که خوب سفر کنید و به خاطر عزیزانتان به رهایی و حال خوش برسید. متشکرم.
سخنان همسفر فِرانسوا:
من از همه شما سپاسگزارم که باعث شدید حال پدربزرگم خوب شود. من بهترین پدربزرگ دنیا را دارم؛ او در وقتهای آزادش با من بازی میکند و با هم به خرید میرویم. از همه شما سپاسگزارم.
تایپ: مسافر جلال لژیون هجدهم
عکس: مسافر امید لژیون دوم
تنظیم خبر: مسافر حمید لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
76