English Version
This Site Is Available In English

راه را باید رفت تا بتوان برداشت کرد

راه را باید رفت تا بتوان برداشت کرد

دستور جلسه این هفته در مورد وادی هفتم است: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم.» وقتی به خود نگاه می‌کنم و به گذشته گذری می‌اندازم، می‌بینم که من در زندگی با یک‌سری مشکلات و چالش‌ها روبه‌رو بودم و همیشه به دنبال راه مناسبی برای حل آن‌ها می‌گشتم.

هرچه بیشتر جست‌وجو می‌کردم، راه درست را پیدا نمی‌کردم تا اینکه کنگره۶۰ در مسیر زندگی‌ام قرار گرفت. من زمانی که وارد جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ شدم این راه را پیدا کردم؛ اما سؤال مهم برای من این است حالا که راه را پیدا کرده‌ام چه چیزی می‌خواهم از این مسیر برداشت کنم؟ آیا فقط پیدا کردن راه برای من کافی است؟ یا باید در این مسیر حرکت کنم و به آن گنج درونی که سال‌ها در وجود من پنهان بوده، دست پیدا کنم؟

وقتی به مسیر خود در کنگره۶۰ نگاه می‌کنم، می‌بینم که در کنار مسافر خویش سفر را آغاز کردم و بعد از ۱۴ ماه هر دو به رهایی رسیدیم. من در ادامه آموزش‌های کنگره۶۰ را دریافت کردم و به جایگاه خدمتی مرزبانی رسیدم. جایگاه مرزبانی برای من پر از آموزش بود.

مرزبان ارتباط مستقیمی با تازه‌واردین، ورودی‌های شعبه، رهجوها و پیشکسوتان دارد و من در این جایگاه، حس‌های بسیار ناب و آموزش‌های ارزشمندی دریافت کردم. خداوند را شکر می‌کنم که فرصت تجربه این جایگاه را به من داد. من در مرزبانی بسیاری از مسائل را با گوشت و پوست و استخوان خود لمس کردم و یاد گرفتم که در زندگی همیشه قرار نیست فقط حرکت کنم.

گاهی باید بایستم، گاهی باید صبر کنم، گاهی لازم است قدم‌های خود را محکم‌تر بردارم و گاهی باید با سرعت بیشتری حرکت کنم. این‌ها آموزش‌هایی بود که در مسیر خدمت به مرور دریافت کردم. هنوز خدمت مرزبانی به پایان نرسیده بود که نتایج آزمون اعلام شد و من در آزمون قبول شدم و شال زیبای نارنجی را از دستان پرمهر آقای مهندس دژاکام دریافت کردم.

خدا را شکر می‌کنم که در جایگاه خدمتی قرار گرفتم که در آن قرار است هم آموزش ببینم، هم آموزش بدهم، هم حس خوب دریافت کنم و هم بتوانم حس خوب به دیگران منتقل کنم؛ اما بعد از حدود چهار سال حضور در کنگره۶۰ دوباره به خود نگاه کردم و متوجه شدم که هنوز قسمت‌هایی از وجود من نیاز به کار کردن و آموزش دیدن دارد. فهمیدم که نیاز دارم وارد سفر ویلیام‌وایت بشوم.

من به‌صورت تفننی قلیان مصرف می‌کردم و نیروهای بازدارنده و نیروهای منفی درون من مدام می‌گفتند که لازم نیست بروی سفر ویلیام‌وایت انجام بدهی. تو که مصرفت زیاد نیست. برای من تصمیم گرفتن و وارد شدن به این مسیر چالش‌برانگیز بود؛ اما به خود گفتم: وقتی راه باز است و مسیر روشن است چرا برداشت نکنم؟ چرا چیزی را که سهم من از این مسیر است، دریافت نکنم؟

پس تصمیم گرفتم در مقابل نیروهای بازدارنده قرار بگیرم و وارد لژیون ویلیام‌وایت بشوم و سفر خود را آغاز کنم. اکنون حدود سه ماه است که با یاری خداوند، کمک‌های راهنما و آموزش‌های ناب کنگره۶۰ در حال سفر هستم. در این مسیر، سی‌دی‌های دکتر امین برای من بسیار کمک‌کننده بوده است. گاهی احساس می‌کنم این آموزش‌ها مانند این است که دارند زمین وجود من را شخم می‌زنند.

شخم می‌زنند تا ناخالصی‌هایی که سال‌ها در وجود من بوده، نمایان شود. گره‌هایی را در وجود خود می‌بینم که شاید سال‌ها اصلاً متوجه حضورشان نبودم. چیزهایی که نمی‌دانستم در وجود من هستند حالا یکی‌یکی نمایان می‌شوند و من فرصت پیدا کرده‌ام که روی آن‌ها کار کنم و به کمک آموزش‌ها این گره‌ها را باز کنم.

برای من لژیون ویلیام‌وایت فقط مربوط به یک سفر نیست؛ بلکه فرصتی است برای اینکه بیشتر خود را ببینم و روی جهان‌بینی و درون خود کار کنم. حالا بهتر می‌فهمم که پیدا کردن راه فقط قسمت اول ماجراست. وقتی راه را پیدا کردم، باید حرکت کنم، آموزش بگیرم، خدمت کنم و از آنچه در این مسیر به دست می‌آورم، برداشت کنم. امروز خوشحالم که در کنگره۶۰ هستم و راهی را پیدا کرده‌ام که به من فرصت شناخت بیشتر خود را می‌دهد.

خداوند را شکر می‌کنم که در این مسیر قرار گرفتم و از راهنمای خود، جناب آقای مهندس دژاکام و تمام عزیزانی که در این مسیر به من آموزش و خدمت می‌کنند، سپاسگزارم. امیدوارم بتوانم در ادامه مسیر سهم و برداشت واقعی خود را از این راه داشته باشم.

نویسنده: مسافر نیکوتین شیوا رهجوی راهنمای ویلیام‌وایت همسفر الهه (نمایندگی پرند)
رابط خبری: راهنمای ویلیام‌وایت همسفر الهه (نمایندگی پرند)
ویرایش و ارسال مطلب: نگهبان سایت راهنمای ویلیام‌وایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
همسفران ویلیام‌وایت کنگره۶۰

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...