جلسه اول از دوره چهاردهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی صالحی ۲، روز شنبه ۲۱ شهریورماه ۱۴۰۵، با استادی راهنمای محترم مسافر ولیالله، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر بشیر، با دستور جلسه «وادی هفتم و تأثیر آن روی من»، رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، ولیالله هستم، یک مسافر. خدا را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر این فرصت را به من عطا کرد تا در جایگاه استادی قرار بگیرم و آموزش کسب کنم. از خداوند و همچنین از جناب مهندس سپاسگزارم که این بستر را برای ما فراهم کردند، روش DST را کشف کردند و آن را بهصورت رایگان در اختیار ما قرار دادند تا بتوانیم به درمان برسیم. روزی مصرفکننده مواد مخدر بودم و شرایط بسیار سختی را تجربه میکردم، اما امروز نهتنها به درمان رسیدهام، بلکه در این جایگاه قرار گرفتهام تا تجربیات خود را در اختیار دیگران قرار دهم و از همین انتقال تجربه، دوباره برای خودم آموزش کسب کنم. از خانواده محترم جناب مهندس نیز سپاسگزارم؛ زیرا اگر حمایت، صبوری و پشتوانه این خانواده نبود، شاید امروز کنگره ۶۰ با این عظمت و گستردگی وجود نداشت. همچنین از تمامی خدمتگزاران کنگره ۶۰، بهویژه راهنمایان، مرزبانان و خدمتگزاران نمایندگی صالحی ۲ تشکر میکنم که شرایطی را فراهم میکنند تا ما بتوانیم در محیطی مناسب برای درمان و آموزش حضور داشته باشیم.

هنگامی که گزارش جلسه خوانده میشد، به چهره دوستان نگاه میکردم و به یاد روزهای نخست ورود آنها به کنگره میافتادم. تفاوت حال و چهره یک انسان در آغاز سفر با زمانی که مسیر درمان را بهدرستی طی میکند، واقعاً قابل مشاهده است. روش DST تنها باعث قطع مصرف مواد نمیشود؛ اگر فرد سفر خود را بهخوبی انجام دهد، حال درونی، انرژی، نگاه، رفتار و حتی چهره او نیز تغییر میکند. در کنگره ۶۰ بارها دیدهایم که یک مسافر پس از ده یا یازده ماه سفر اول، چنان تغییر میکند که شاید کسی که او را در گذشته دیده است، بهسختی بتواند باور کند همان شخص است. این تغییر تنها ترک مواد نیست، بلکه نتیجه بازسازی و درمان است. دستور جلسه امروز «وادی هفتم و تأثیر آن روی من» است. وادی هفتم میگوید: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه با یافتن راه به آن میرسیم.» به نظر من، برای درک بهتر این موضوع باید میان رمز و راز تفاوت قائل شویم. میتوان یک گاوصندوق را مثال زد؛ رمز، همان اعدادی است که باید بهدرستی وارد شوند تا درِ گاوصندوق باز شود و راز، چیزی است که درون آن قرار دارد و تا زمانی که گاوصندوق باز نشده باشد، به آن دسترسی نداریم. اگر بخواهیم این موضوع را به درمان اعتیاد ارتباط دهیم، روش DST میتواند رمز درمان باشد و حقیقت بازسازی سیستمهای آسیبدیده جسم و روان و رسیدن به درمان، همان رازی است که با پیمودن صحیح این مسیر به آن دست پیدا میکنیم. این موضوع تنها درباره اعتیاد نیست و در درمان سیگار، اضافهوزن و بسیاری از مسائل دیگر زندگی نیز صدق میکند. اگر بخواهیم به حقیقت یک مسئله برسیم و آن را حل کنیم، باید هم راه و رمز درست را پیدا کنیم و هم به نتیجه و راز نهفته در پشت آن راه دست یابیم.
بهطور مثال، اگر من بخواهم به درمان اعتیاد برسم، باید مسیر را بهدرستی طی کنم؛ یعنی منظم در جلسات حضور داشته باشم، قوانین و آموزشها را رعایت کنم و روش DST را همانگونه که آموزش داده شده است، اجرا کنم. اینها رمز رسیدن به درمان هستند، اما آنچه در پایان سفر و با بازسازی سیستمهای آسیبدیده به دست میآید، همان حقیقت و رازی است که فرد را به درمان واقعی میرساند. جناب مهندس در بسیاری از سیدیها درباره تفاوت ترک و درمان صحبت کردهاند. درمان صرفاً این نیست که انسان با زور و فشار مصرف مواد را متوقف کند. ممکن است فردی مواد مصرف نکند، اما همچنان در ذهن و جسم خود درگیر مواد باشد و دائماً با وسوسه و میل به مصرف مبارزه کند؛ این وضعیت با درمان تفاوت دارد. درمان زمانی اتفاق میافتد که نیاز جسم و ذهن به مواد از بین برود و انسان دیگر برای مصرف نکردن مجبور به جنگیدن با خودش نباشد. در این حالت، مواد دیگر جایگاه و انرژی گذشته را در ذهن انسان ندارند و فرد به تعادل و آرامش میرسد. تأثیر این وادی روی من این است که هر زمان بخواهم مسئلهای را حل کنم یا کاری را به نتیجه برسانم، ابتدا تلاش میکنم درباره آن تفکر کنم و از خودم بپرسم رمز و راه رسیدن به این موضوع چیست و در نهایت قرار است به چه حقیقتی دست پیدا کنم. گاهی انسان فقط به نتیجه نگاه میکند، اما راه رسیدن به آن را نمیشناسد و گاهی نیز راهی را طی میکند، بدون اینکه بداند مقصد و حقیقت آن چیست؛ در حالی که این دو باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند.

در پایان لازم میدانم درباره موضوع نظم نیز صحبت کنم. نظم، چه نظم فردی و چه نظم گروهی، برای همه ما اهمیت بسیار زیادی دارد. حضور منظم در جلسات، رعایت ساعت شروع و احترام به قوانین نمایندگی، بخشی از آموزش ما در کنگره ۶۰ است. جناب مهندس نیز همواره بر نظم تأکید داشتهاند و مسئولان و خدمتگزاران هر نمایندگی موظف هستند قوانین و شرح وظایف تعیینشده را اجرا کنند؛ زیرا ما در کنگره ۶۰ مجری قوانین هستیم و وظیفه داریم آنچه برای حفظ نظم و کیفیت آموزش تعیین شده است، بهدرستی اجرا کنیم. از ماه آینده، دوستانی که در طول یک ماه بیش از پنج جلسه غیبت داشته باشند، مطابق قوانین و مقررات با محدودیتهایی روبهرو خواهند شد. باید میان فردی که بهصورت منظم و مرتب در جلسات حضور دارد و فردی که نسبت به حضور و آموزش خود بیتفاوت است، تفاوت وجود داشته باشد. تجربه نشان داده است شعباتی که قوانین و نظم را جدیتر رعایت میکنند، هم کیفیت بهتری در سفر و رهاییها دارند، هم جمعیت و انرژی آنها در سطح بالاتری قرار دارد. بنابراین از همه دوستان، بهویژه راهنمایان محترم و خدمتگزاران نمایندگی، خواهش میکنم این موضوع را بهطور مرتب یادآوری کنند و خود ما نیز آن را جدی بگیریم. هر کاری که در کنگره ۶۰ انجام میدهیم، پیش از هر چیز برای خودمان و آموزش خودمان است. حضور منظم، رعایت قوانین و احترام به ساختار، چیزی نیست که تنها برای دیگران انجام دهیم؛ همه اینها در نهایت به رشد و درمان خود ما کمک میکند. امیدوارم بتوانیم با رعایت نظم و قوانین، مسیر آموزش و درمان خود را بهتر و باکیفیتتر ادامه دهیم. از همه شما سپاسگزارم که به صحبتهای من گوش کردید.
- تعداد بازدید از این مطلب :
80