مسافر دانش لژیون پنجم و مسافر محمد جواد لژیون هفتم و مسافر احمد لژیون نهم در مورد دستور جلسه «وادی هفتم(رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم) و تأثیر آن روی من» بیان کردهاند:
مسافر دانش:
سلام دوستان دانش هستم یک مسافر
موضوع مشارکت: رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم.
همه ما انسانها بعد از گذراندن دوران کودکی و رسیدن به سنی خاص، همیشه و در هر حالی، هر تلاشی که میکنیم برای این است که به آرامش و آسایش برسیم. به همین دلیل است که همیشه بر سر دوراهی قرار میگیریم؛ اینکه این کار را انجام بدهم یا ندهم، این حرف را بزنم یا نزنم، رشوه بگیرم یا رشوه نگیرم. به طور خلاصه، در مسیر کارهای ارزشی قرار بگیرم یا در مسیر کارهای ضد ارزشی.
این امر محقق نمیشود مگر اینکه ما، به عنوان یک انسان، به حقیقت آن موضوع پی ببریم. من خودم شاید به جرأت بگویم که تا قبل از ورود به کنگره، فرق بین حقیقت و واقعیت را به این سادگی متوجه نمیشدم.
حقیقت آن چیزی است که بوده، هست و خواهد بود؛ اما واقعیت آن چیزی است که بر اثر فعل و انفعالاتی به وجود میآید و پس از مدتی هم از بین خواهد رفت.
حالا تجربه خودم را در رابطه با مسئله بزرگ اعتیاد، به معنای واقعی کلمه، در وادی هفتم لمس کردم. اینکه آقای مهندس، با شناخت انسان و تخریبی که مواد مخدر در صور آشکار و پنهان ما به وجود آورده بود، آن را به بهترین شکل ممکن به حقیقتی تبدیل کرد که به حال خوب و در ادامه به آسایش و آرامش منتهی میشود.
من هیچوقت نتوانستم کلید قفلی را که سالها بر گردن خودم زده بودم پیدا کنم و برای رهایی از اعتیاد دست به هر کاری میزدم، غافل از اینکه هیچ مسیر درستی را که من را به آن حقیقت نزدیک کند، پیدا نمیکردم.
بعد از ورود به کنگره و یافتن راه درست، استفاده از آموزشهای آقای مهندس، الگو قرار دادن پیشکسوتان، در نظر گرفتن مسئله زمان که هیچوقت آن را در نظر نمیگرفتم و همیشه دنبال کوتاهترین راه بودم، استفاده از دارو به همان اندازهای که راهنما تعیین میکرد، و رعایت بقیه قوانین کنگره، توانستم از گذرگاههای سخت درمان عبور کنم.
زیرا یافتن راه به تنهایی من را به حقیقت درمان نزدیک نمیکرد و هیچ ثمرهای برایم نداشت. مثال معروف جناب مهندس که میگویند: «فرق بسیار است بین قرآن خواندن تا به قرآن عمل کردن»، برای من بسیار قابل درک است. من شاید قرآن زیاد بخوانم، ولی تا زمانی که به قرآن و آموزشهای آن عمل نکنم، در زندگی به آرامش و آسایش نمیرسم و عملاً هیچ برداشتی از قرآن نصیبم نمیشود
مسافر محمد جواد:
.سلام دوستان، محمدجواد هستم، یک مسافر.
وادی هفتم به ما میگوید: «رمز و راز حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.» چهبسا افراد زیادی در جامعه برای یافتن راه درست، به بیراهه رفتهاند و چهبسا انسانهایی که قربانی شدهاند فقط به این دلیل که راه را پیدا نکردند. اما روش DST و یافتن راه درست درمان و صورتمسئله اعتیاد، توسط آقای مهندس پس از تحقیقات فراوان کشف شد. این حقیقتی بود که سالها برای ما مجهول بود و اکنون آشکار شده است.
حال ما باید با پیدا کردن راه و مسیر درست، خود را به حقیقت و راه درست برسانیم؛ همان راه و صراط مستقیم و مقصدی که همراه با شادی، صلح، آسایش و آرامش است.
در وادی هفتم، انسانها به دو گروه تقسیم شدهاند: گروه خردمندان و کمخردان. انسان خردمند میداند که بهترین گنج، گنج درون خودش است و باید آن را کشف کند.
هر انسانی با قرار گرفتن در کنگره و آموزش گرفتن از وادی اول، یعنی تفکر، تا وادی هفتم که همان کشف حقیقت، راستی و درستی است، میتواند راه صحیحی را که در تمام زندگی نقش بسیار مؤثری دارد، کشف نماید. همچنین میتواند کلید قفلهایی را که سالها با دستان خود برای خودش به وجود آورده است، پیدا کند و مشکلات را یکی پس از دیگری حل نماید تا بتواند در صلح و آرامش زندگی کند.
به امید آنکه همه ما بتوانیم از زندگی خوبی برخوردار باشیم و از آن لذت ببریم.
مسافر احمد:
سلام دوستان، احمد هستم، مسافر.
خدا را شاکرم و سپاسگزارم که در کنگره حضور دارم و در حال آموزش گرفتن هستم. از جناب مهندس و خانواده محترمشان صمیمانه تشکر میکنم که چنین بستری را فراهم نمودند تا در کنار هم به آموزش و تکامل عقل نزدیکتر شویم.
در مورد وادی هفتم در کنگره ۶۰ که میگوید: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم»، در آموزشهای کنگره متوجه شدم که لازمه هر ساختاری، تفکر درست و صحیح است. مسلم است که باید ابتدای هر عملی تفکر نماییم تا خدای ناکرده به بنبست نخوریم و مجبور نشویم راهی را که سالها به اشتباه رفتهایم، با ضرر و زیان مالی، جسمی و روحی بازگردیم.
در واقع، همانطور که مقصد مهم است، مبدأ، تعیین مسیر و زمان حرکت نیز به همان اندازه مهم و سرنوشتساز است. لذا قبل از این وادی، ما وادی ششم را در کنگره آموزش دیدیم و عقل را به عنوان فرمانروای کل شهر وجودی پذیرفتیم. متوجه شدم که عقل هیچگاه اشتباه نمیکند، مگر اینکه اطلاعات، آگاهی و دانش ما نسبت به عوامل بیرونی اشتباه باشد و این اطلاعات را نیز به اشتباه توسط حس به عقل انتقال دهیم.
در این وادی، ما را به تعقل و تفکر قبل از هر اقدامی دعوت و گوشزد میکند. وادی هفتم به ما میگوید که عقل بایستی با نیروهای خود بعضی از مجهولات را کشف نماید تا راه درست را بیابد. این عقل همان نیرویی است که انسان را از کمخردی به خردمندی میرساند.
خردمندی یعنی بهرهگیری درست از امکانات و شرایط زندگی. خردمند کسی است که قبل از هر عمل و اقدامی تفکر میکند و سود و زیان کار را میسنجد؛ در مقابل، فرد بیخرد ابتدا حرکت میکند و سپس به عواقب گفتار یا عمل خود فکر میکند. تفاوت اصلی در این است که خردمند، عقلش قبل از زبانش است.
در این وادی از کلماتی یاد شده است که «رمز» میشود پیدا کردن راه یا مسیر حرکت، که در واقع همان یافتن گنج درون است؛ و «راز» میشود هر آنچه که من از این مسیر یاد گرفتم و برداشت نمودم و طبق این آموزشها اقدام و عمل مینمایم. این میشود همان حقیقت؛ یعنی چیزی که بوده، هست و خواهد بود، که همان صراط مستقیم است.
طی نمودن این مسیر با موفقیت، انسان را به آسایش، آرامش و امنیت میرساند که خواسته مورد نظر کنگره است.
ارسال مطلب: مسافر رضا لژیون پنجم
- تعداد بازدید از این مطلب :
243