به نام قدرت مطلق الله
کشف حقیقت یعنی شناختن آنچه واقعاً وجود دارد؛ چه آن را بپذیریم و چه نپذیریم. حقیقت همیشه همان چیزی نیست که در ظاهر دیده میشود. گاهی حقیقت، خودِ یک اتفاق است؛ اتفاقی که رخ داده و ما آن را میبینیم، اما گاهی کشف حقیقت دشوارتر است و باید علت و دلیل وقوع یک اتفاق را پیدا کنیم. برای رسیدن به این شناخت، به زمان، آموزش، تجربه و افزایش آگاهی نیاز داریم.
یکی از نمونههای مهم، حقیقت درباره اعتیاد است. اعتیاد فقط ضعف اراده یا بیاخلاقی نیست، بلکه اختلالی پیچیده است که میتواند بر مغز، جسم، روان، احساسات و روابط انسان تأثیر بگذارد. میدانیم که اعتیاد بر جسم و روان و همچنین جهانبینی انسان، یعنی نوع تفکر و نگاه او به زندگی، اثر میگذارد. بنابراین، برای شناخت حقیقت اعتیاد باید آن را عمیقتر از ظاهرِ مصرف مواد ببینیم.
در کنگره ۶۰، حقیقت اعتیاد فقط در مصرف نکردن مواد خلاصه نمیشود، بلکه سیستم جسم و تفکر انسان نیز درگیر آن شده است. بنابراین، برای رهایی لازم است این سیستمها بهتدریج اصلاح و بازسازی شوند. این مسیر با آموزش، نظم، صبر و حرکت درست طی میشود و انسان میتواند بهمرور زمان به تعادل نسبی برسد. در اینجا، بهجای سرزنش کردن خود، باید مسئولیت اعتیاد را بپذیریم و تصمیم بگیریم آموزش ببینیم و آنچه را میآموزیم، در زندگی به مرحله عمل برسانیم.
وادی هفتم، انسانها را بهصورت فرضی به دو گروه کمخرد و خردمند تقسیم میکند. منظور از کمخردان، افرادی نیستند که برای همیشه کمخرد باقی بمانند؛ بلکه کسانی هستند که در مرحلهای از زندگی، آگاهی و شناخت کافی ندارند و ممکن است بدون توجه به علت و نتیجه کارها، تحت تأثیر خواستههای نادرست قرار بگیرند. اما کمخردی وضعیتی ثابت و همیشگی نیست و انسان میتواند با آموزش و افزایش آگاهی، از این مرحله عبور کند.
انسان میتواند با تزکیه و پالایش، کمکم از ناآگاهیها و خواستههای نادرست فاصله بگیرد و بهسوی خردمندی حرکت کند. بنابراین، نباید بهخاطر جهل و ناآگاهی گذشته، خودمان را سرزنش کنیم؛ زیرا جهل با آموزش و تجربه میتواند به آگاهی تبدیل شود. مهم این است که انسان اشتباهات گذشته را بشناسد، مسئولیت آنها را بپذیرد و از همان تجربهها برای ساختن آیندهای بهتر استفاده کند.
اما انسان خردمند کسی است که پیش از تصمیمگیری و انجام هر کاری فکر میکند، از تجربههای خود و دیگران بهره میگیرد و مسئولیت نتیجه کارهایش را میپذیرد. در اینجا، فقط دانستن کافی نیست. ممکن است انسان حقیقت را بداند، اما اگر در جهت آن حرکت نکند، دانستن او تأثیر زیادی در زندگیاش نخواهد داشت. بنابراین، پس از شناخت حقیقت باید حرکت را آغاز کنیم و این حرکت باید بهسوی ارزشها و دوری از ضد ارزشها باشد.
خردمندی نیز یکشبه به وجود نمیآید؛ بلکه با تفکر، آموزش، تجربه، تمرین و مسئولیتپذیری بهتدریج شکل میگیرد. همانطور که درمان و رهایی از اعتیاد به زمان و حرکت تدریجی نیاز دارد، رشد انسان و رسیدن به خردمندی نیز بهمرور زمان اتفاق میافتد. انسان با هر انتخاب درست، یک قدم به تعادل نزدیکتر میشود و بهتدریج جهت حرکت زندگی خود را تغییر میدهد.
حرکت در صراط مستقیم نیز نشانههایی دارد؛ مانند راستگویی، عدالت، مسئولیتپذیری، عمل سالم و دوری از ضد ارزشها. اگر این موارد را فقط در حد دانستن نگه نداریم و آنها را در زندگی خود به عمل تبدیل کنیم، به تعادل و آرامش بیشتری میرسیم. در این مسیر ممکن است بارها اشتباه کنیم، اما مهم این است که دوباره مسیر درست را پیدا کنیم و به حرکت خود ادامه دهیم.
در نهایت، کشف حقیقت فقط دانستن یک واقعیت نیست؛ بلکه شناختن حقیقت، پذیرفتن آن و سپس حرکت در جهت آن است. انسان میتواند از کمخردی به خردمندی برسد، به شرط آنکه آموزش بگیرد، تفکر کند، مسئولیتپذیر باشد و از تجربههای خود استفاده کند. وقتی این حرکت بهصورت مستمر ادامه پیدا کند، انسان بهتدریج از تاریکی ناآگاهی فاصله میگیرد و بهسوی روشنایی آگاهی و تعادل حرکت میکند.
پس میتوان گفت حقیقت را باید شناخت، خرد را باید با آموزش و تجربه به دست آورد و صراط مستقیم را باید با حرکت و عمل پیمود. شاید «ختم به خیر شدن» نیز نتیجه همین حرکت باشد؛ یعنی اینکه انسان مسیر خود را اصلاح کند، از تجربههای گذشته درس بگیرد و هر روز یک قدم بهسوی ارزشها، آرامش و تعادل بیشتر بردارد.
نگارنده: راهنما مسافر روح الله
تنظیم و بارگزاری: مسافر پدرام
- تعداد بازدید از این مطلب :
104