English Version
This Site Is Available In English

پیدا کردن راه

پیدا کردن راه

«رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم.»

در این وادی، پیدا کردن راه، اصلی‌ترین موضوع است؛ چرا که یک راه ممکن است من را به مسلخ ببرد و راهی دیگر من را به مرغزار برساند. همچنین ممکن است هر لحظه در زندگی بر سر دوراهی قرار بگیرم؛ دوراهی فسق و فجور یا صراط مستقیم. بنابراین برای پیدا کردن راه درست باید تلاش مستمر داشته باشم و نیروی عقل را به کار بگیرم تا بتوانم مجهولات را کشف کنم، مسیر درست را انتخاب نمایم و به مقصد راستین برسم.

این وادی به من آموزش می‌دهد که برای کشف حقیقت، یا آشکار ساختن هر موضوع و حقیقتی که پنهان است، نیاز دارم رمز و راز آن را بگشایم. رمز، پیدا کردن راه و مسیر حرکت است و راز، آن چیزی است که از پیمودن این مسیر برداشت می‌کنم؛ یعنی با طی کردن راه و حرکت در مسیر درست، به حقیقت می‌رسم و نتیجه‌ای را که باید، دریافت می‌کنم.

این وادی انسان‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند: کم‌خردان و خردمندان. کم‌خرد کسی است که بدون این‌که مسیر را مشخص و راه را انتخاب کرده باشد، حرکت می‌کند و ممکن است در نهایت به بن‌بست و شکست برسد. اما خردمند کسی است که قبل از سخن گفتن و قبل از انجام هر کاری، تفکر و تعقل می‌کند و عواقب انتخاب خود را می‌سنجد.

یکی از نشانه‌های انتخاب راه مستقیم، رسیدن به هدف و مقصد با وضعیت مناسب است. در صراط مستقیم، فنا هم بقاست؛ یعنی ممکن است چیزی را از دست بدهم، اما در حقیقت با انتخاب درست، چیزی ارزشمندتر به دست می‌آورم.

البته پیدا کردن راه به‌تنهایی کافی نیست، بلکه چگونه طی کردن آن راه نیز اهمیت زیادی دارد. وقتی راهی را انتخاب می‌کنم، باید علاوه بر تلاش و تفکر صحیح، صبر، توکل و تسلیم را نیز داشته باشم. نباید همیشه به دنبال کوتاه‌ترین راه باشم، زیرا کوتاه‌ترین راه لزوماً بهترین راه نیست و ممکن است اگر هم نتیجه‌ای داشته باشد، نتیجه‌ای زودگذر باشد.

این وادی تأثیر زیادی بر زندگی شخصی و حتی شغل من گذاشته است. سعی می‌کنم در تصمیم‌گیری‌ها کمی خردمندانه‌تر عمل کنم. وقتی می‌خواهم کاری را شروع کنم، محاسن و معایب آن را می‌سنجم و به عواقبش فکر می‌کنم. اگر ببینم عواقب و ضررهای آن بیشتر از محاسن و منافعش است، آن کار را انجام نمی‌دهم. این نگاه باعث شده قبل از حرکت، بیشتر به مسیر و مقصد فکر کنم و مسئولیت را بپذیرم.

در پایان، خداوند را شاکرم که فرصت حضور و آموزش گرفتن در کنگره ۶۰ را به من داده است و از آقای مهندس عزیز بسیار سپاسگزارم که با آموزش‌های ناب و کاربردی، مسیر درست زندگی را به ما نشان می‌دهند.

امیدوارم بتوانم آموخته‌های این وادی را فقط در کلام نگه ندارم، بلکه در زندگی و تصمیماتم به کار بگیرم و با انتخاب راه درست، به آرامش و حال خوش واقعی برسم.

نویسنده: راهنما همسفر نرگس (لژیون چهارم)
رابط خبری: راهنما همسفر نرگس (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پرستار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .