جلسه اول از دور چهاردهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران نمایندگی معدن فیروزه و استادی مسافر موسی و نگهبانی مسافر ابوالفضل و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی سهشنبه تاریخ 1405/6/17 ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان موسی هستم یک مسافر
از ایجنت و نگهبان محترم سپاسگزارم که استادی و مسئولیت جلسه را به من واگذار کردند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی است: میتوانیم در یک جمله بگوییم قطعاً کسی که فرمانبردار خوبی نباشد به فرماندهی نخواهد رسید. شما در هر شغل و درجهای که بخواهید حساب کنید باید فرمانبردار باشید که درجات بالاتر را تجربه کنید. در کنگره فرمانبرداری به این معنا است که سرتان را با سر راهنما عوض کنید و در صراط مستقیم زیر نظر راهنما باشید و از هیچکس بهجز راهنمای خودت مشورت نگیری. شما اگر یک پادگان را نیز در نظر بگیرید از همان درجه سرباز ساده گرفته تا درجات بالاتر که سلسلهمراتب خودش را دارد ترتیب اینگونه است که یک نظامی با فرمانبرداری درجه پایینتر را سپری میکند و بهتدریج ارتقا درجه میگیرد و بالاتر میرود. فرمانبرداری به نظر بنده از روز اولی که وارد کنگره میشویم شروع میشود و حتی قبل از این که شخص وارد لژیون شود باید از راهنمای تازه واردین و مرزبانان و خدمتگزاران فرمانبرداری کند تا ظرفیت آموزش پیدا کند. مسافر نباید شرایطی را پیش آورد که نیاز باشد مرزبان و یا راهنما به او تذکر بدهد و در درجه اولشخص باید خودش فرمانده خودش باشد وبر روی امور خودش تسلط داشته باشد. فرمانده شهر وجودی خویش شدن نیز نیاز به کار کردن بر روی خود دارد. که همین مساله نیز با گوشبهفرمان بودن صحبتهای راهنما میسر میشود. جایی که باید مسافر داروی خودش را رأس ساعت مقرر و طبق مقداری که راهنما تجویز کرده مصرف نماید. اگر راهنما به او توصیه میکند که سی دی بنویسد آن را بهدرستی انجام دهد و چهبسا که بسیاری از مشکلات رهجو با همین نوشتن سی دی مرتفع میشود که این مسئله بسیار برای بنده پیشآمده است. امروز ایجنت و راهنمایان محترم به ما مسافران سفر دوم توصیه میکنند که در جلسات سفر دوم شرکت کنیم و خدمت بگیریم. حال اگر ما به این مساله فرمانبردار بودیم که از مسیر و صراط مستقیم خارج نمیشویم و حال خوب را برای خود کسب میکنیم اما کم توجهی به توصیههای راهنما نتیجه خوبی ندارد که همه در پیش چشم خود دیدهایم. در طول سفر اول که حتی به نظر من مسافر برای درمان خود نیاز به فکر کردن ندارد و همین که از راهنمای خودش فرمانبرداری کند کافی است. فرمانبرداری است که دانایی را بالا میبرد. ما یک جمله معروف در کنگره داریم که گفته میشود زمانی که یکپنجم از داروی ما کم میشود یکپنجم به دانایی ما افزوده میشود اما کسی که فرمانبردار نباشد نمیتواند به این دانایی برسد.
با کم شدن دارو و در ادامه با راه افتادن سیستم ایکس بدن شروع به تولید و ترشح مخدرهای درونی میکند و روزبهروز بهتر میشود. یک فرمانبردار خوب کسی است که حالا میخواهد کاری را انجام دهد بهدرستی انجام دهد. فرض کنید یک مسافر بعد از گذشت ده الی یازده ماه برای رهایی به تهران میرود. اگر لنگانلنگان و با نمره حداقل قبولی ده به رهایی برود هم شامل رهایی میشود و اگر باحال خوب و نمره ۲۰ به رهایی برود هم رهایی محسوب میشود پس چه بهتر است که با فرمانبرداری محض با بهترین حال و بالاترین نمره به رهایی برود. چه بهتر است که بدون هیچگونه استرسی بابت کامل بودن سی دیها و هرگونه استرس دیگری با آمادگی کامل و صددرصدی به تهران برویم. مسأله دیگری که باید یک مسافر مدنظر خود قرار دهد این است که نباید با خودش بگوید که من تحصیلات بالاتری از راهنمای خودم دارم و یا سن من بیشتر از راهنما است باید این مسائل را پشت در کنگره بگذارد و وارد کنگره شود چراکه در کنگره درمان اعتیاد صورت میگیرد و در این مساله خاص راهنما است که راه را طی کرده است و دانش و تجربه این مساله را داراست. کسی که راه را اندکی انحرافی برود سر از بیراهههای دوری درمی آورد. در سفر دوم نیز بعد از رسیدن به تعادل فرمانبرداری معنا پیدامیکند چراکه در این مرحله است که فرد قادر است خدمت مفید و سازندهای هم برای خود و هم برای دیگران انجام دهد. امیدوارم که همه ما فرمانبرداران خوبی در مسیر کنگره باشیم.
ممنون از این که سکوت کردید و به حرفهای من نیز گوش دادید
عکاس: مسافر مهدی
تایپ: دبیر سایت مسافر ابوالفضل
ویراستاری، نگارش متن و ارسال خبر: نگهبان سایت راهنمای محترم مسافر حسین
لژیون خدمتگزار: لژیون سوم راهنمای محترم مسافر رضا
مرزبان کشیک: مسافر خلیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
55