هفتمین جلسه از دوره پنجم سری کارگاههای آموزشی - خصوصی کنگره ۶۰، ویژه خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی نسترن اصفهان، با استادی مسافر بیبی، نگهبانی مسافر مریم و دبیری مسافر زهرا با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» در روز چهارشنبه مورخ ۱۸ شهریورماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۱:۳۰ آغاز به کارکرد.
سخنان استاد:
سلام دوستان بیبی هستم یک مسافر
خداوند را بابت درمان و حال خوب امروزم شکر میکنم. از ایجنت محترم و کادر مرزبانی تشکر میکنم که به بنده اجازه خدمت دادند تا بتوانم از تجربیات شما عزیزان آموزش بگیرم.موضوع جلسه امروز «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. در واقع دارد یک مسیر و یک هدف را برای من مسافر تعیین میکند که من باید آن را اجرا کنم. به عبارتی دستور فرمانده خود را که همان راهنما است، به نحو احسن و باکیفیت انجام بدهم و بهطورکلی همه دستور جلساتی که ما در کنگره کار میکنیم بهنوعی با هم مرتبط میشوند.
جناب مهندس میفرمایند؛ سربازی میتواند به سرداری برسد که از فرمانده خود تبعیت کند، دستورات فرمانده را موبهمو اجرا کند تا میزان دانایی و تجربیات او بالا رود، آموزش بگیرد و در پرتو آن آموزشها و تجربیات، آموزگار لایقی بشود.
ما هم در کنگره همین کار را انجام میدهیم، هر رهجو حرف راهنما را که فرمانده اوست، گوش میدهد، سیدی مینویسد، دارویش را طبق پروتکل مصرف میکند، مراقب خواب، ورزش، اندیشه و افکار و تغذیه خود است، اضلاع درمان در سه جهت جسم، روان و جهانبینی، یکسان رشد کرده و به درمان و در نهایت به تعادل میرسد.
دکتر امین فرمودند؛ فرمانبرداری کار ساده و راحتی نیست، تغییر برای هر موجودی دشوار است، اما غیرممکن هم نیست، شرط دارد و شرطش این است که شاگرد، راهنما و معلم خود را قضاوت نکند.
در وادی ششم نیز میگوید؛ حکم عقل را در قالب یک فرمانروا، کاملاً اجرا کنیم، عقل فر ایزدی دارد و فرمان غلط صادر نمیکند مگر زمانی که اطلاعات اشتباه به او داده شود.اگر من فرمانبردار خوبی باشم، به حرف راهنما گوش بدهم، قوانین و حرمتهای کنگره را رعایت کنم، آموزشها را درک کرده و به مرحله اجرا در آورم، بهمرورزمان با تمرین و تکرار، آگاهی و دانش من بالا میرود، تزکیه و پالایش صورت میگیرد و حسم صاف و پاک میگردد و حس سالم هرگز اطلاعات غلط به عقل نمیدهد در نتیجه انسان در آرامش و آسایش به سر خواهد برد.
یک تجربه هم بگویم از خودم که فرمانده سختگیری داشتم که از فرماندهی فقط و فقط عقاید و خواست شخصی خود را با روشی دیکتاتورگونه به خانواده تحمیل میکرد. البته من هم به ظاهر تبعیت میکردم اما هرگز موافق آن شیوه و رفتار و صدور حکم او نبودم. او به شدت با سیگار مخالف بود و حتی اجازه ورود افراد سیگاری را به منزل نمیداد، حتی به پدربزرگم.امروز آن حکمرانی بدون آگاهی و تفکر و آن همه منیت و زورگویی، نتایج منفی و مخرب بسیار زیادی را در زندگی او بر جای گذاشته و ایشان در کنار دو برادر مصرفکننده، حالوروز خوبی ندارد.
یک فرمانده باید در درجه اول دارای علم و آگاهی باشد، در ثانی رهنمودهایش باید همراه عشق و محبت باشد تا کلامش در اطرافیان اثر بگذارد و سوم اینکه از مجری چیزی را بخواهد که قابل اجرا و عمل باشد.یک راهنما خودش مواد مخدر را تجربه کرده، دردهایش را کشیده و با تمام وجود درک میکند، بنابراین هرگز از یک مصرفکننده توقع ندارد که همین امروز موادش را کنار بگذارد یا بااراده و تلاش، مصرف مواد مخدر را برای همیشه قطع کند.
راهنما خودش به کنگره آمده، آموزشدیده با استفاده از داروی مناسب با استفاده از یک متد تجربه شده و با فرمانبرداری از یک فرمانده توانمند، مسیر پر پیچوخم درمان را طی کرده، پس امروز میتواند یک فرمانده قدرتمندی باشد و من وظیفه دارم فرامین او را بدون کم و کاست، اجرا کنم.
در خاتمه از جناب مهندس و خانواده محترم ایشان تشکر و قدردانی میکنم، که راه درست درمان و علم راستین و مهارت های انسانی زیستن را به ما آموختند تا زندگی کنیم و اجازه دهیم تا دیگران هم زندگی کنند.ممنونم که به حرفهای من گوش کردید.
تایپ؛ مسافر کبری راهنما لژیون یکم- نمایندگی نسترن اصفهان
ویرایش؛ مسافر هاجر - نمایندگی نسترن اصفهان
بازبینی و ارسال: همسفر فاطمه
- تعداد بازدید از این مطلب :
22