دهمین جلسه از دوره پنجم کارگاههای آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی رفسنجان با استادی مرزبان محترم نمایندگی گنجعلیخان کرمان مسافر محمدرضا، نگهبانی موقت مسافر حمید و دبیری موقت مسافر علی اصغر، با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» پنجشنبه 19 شهریور ماه ۱۴۰۵ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
تشکر میکنم از آقای مهندس این بستر را فراهم کردند که من بتوانم اعتیاد به مواد و اعتیاد به سیگار را درمان کنم. از راهنمای درمان موادم آقا حمزه و راهنمای درمان سیگارم آقا احسان تشکر می کنم. همچنین از ایجنت محترم این شعبه آقا محسن تشکر و قدردانی میکنم. از آقا محمد که راهنمای تازه واردین من بودند و امروز به من این اجازه را دادند تا در جایگاه خدمت کنم صمیمانه تشکر میکنم و تشکر از تمامی کسانی که دست به دست هم میدهند تا یک نفر که در زندگی فرماندهی جسم و روانش را از دست داده دوباره بتواند این فرماندهی را به دست بگیرد و برای خودش و خانواده اش و جامعه انسان مفیدی باشد.
در طول این هفته راجع به این دستور جلسه شنیدید که انسان سعی میکند در طول زندگی اش یک سری فرماندهی ها بدست بیاورد. تعدادی افراد موفق میشوند و یک سری هم موفق نمیشوند. یک سرباز برای اینکه به جایگاه فرماندهی برسد لازم است سالهای زیادی تلاش کند و احترام نظامی بگذارد پا بچسباند کار کند تا بتواند آن جایگاه فرماندهی را بدست بیاورد. یک نفر که وارد دانشگاه میشود باید سال های زیادی درس بخواند باید به استاد چشم بگوید تا بتواند خودش را به آن جایگاه استادی برساند. وقتی یک نفر وارد بازار کار میشود باید برای کسی که استاد کار است سال های سال زحمت بکشد چایی ببرد و تا بتواند خودش آن کار را یاد بگیرد اگر برای استاد کفش جفت نکند هیچوقت آن کار را یاد نمیگیرد و همچنین در خانواده وقتی یک نفر تلاش میکند خانواده تشکیل میدهد؛ فرماندهی در خانه را بدست می آورد اما خب پیش می آید و یواش یواش وارد اعتیاد میشود و تمام این فرماندهی را که سال ها برایش زحمت کشیده از دست می دهد؛ یعنی فرماندهی در کارش فرماندهی در زندگی اش فرماندهی خانواده را.
آن فرد مصرف کننده میخواهد صبح زود از خواب بیدار شود نمی تواند میخواهد سرکار برود نمیتواند. میخواهد به خانواده محبت کند نمیتواند میخواهد درس بخواند نمیتواند و مجموع اینها باعث میشود که زندگی خیلی سختی داشته باشد و این است که آقای مهندس میگویند مصرف کننده ها خانه های یخی اند یعنی مواد مخدربرایشان ساعت مصرف تعیین میکند. حتی روابط و احساسات و تمام زندگی آنها تحت تاثیر مصرف مواد مخدر شده و چرا یک انسان مصرف کننده گاهی تصمیمات اشتباهی میگیرد؟ یه زمین خوب دارد مفت از دستش میدهد یک کار خوب دارد بهخاطر بینظمی و اعتیاد آن کار را به راحتی از دست میدهد.
وقتی حس انسان آلوده شود تن به اشتباه می دهد این کارخانه را درنظر بگیرید این کارخانه خیلی تجهیزات دارد اما متاسفانه مواد ورودی اشتباه است وقتی مواد ورودی اشتباه باشد هرچه قدر هم شما تلاش کنی کالایی که به شما میدهد کالای اشتباهی است. اگر ما حس انسان را کالای اشتباه در نظر بگیریم و آن کارخانه را عقل انسان؛ متوجه میشویم که چرا باعث میشود انسان در زندگی بیشتر تصمیم اشتباه بگیرد. اگر در سفر اول انسان بتواند آن فرماندهی اش را بدست بیاورد: استاد امین یک مثال خیلی زیبا میزند: انسان مصرف کننده یک انسانی است که سوار یک چرخ و فلک شده و این چرخ و فلک در تمام جهات دارد میچرخد. چون در تمام جهات میچرخد این انسان دچار توهم و سرگیجه میشود اگه شما بخواهید پایین از راست به چپ حرکت کند و بعد به او بگویی مثلا ایشان کجاست میگوید سمت چپ. به دلیل اینکه توهم دارد نمیبیند. ولی خب از یک آدم سالم که پایین نشسته و مصرف کننده هم نیست بگویی این آدم کجا رفت درست پاسخ میدهد.
هیچوقت کائنات و هستی چیزی را به انسان مجانی نمی دهد یعنی باید اول ظرفیتش درون انسان ایجاد شود اگر شما به معنی کلمه ظرفیت دقت بکنید یعنی توانایی نگه داشتن یا انجام دادن کاری. درمان در کنگره ۶۰ هم دقیقا همینجوری است یعنی من اگر بخواهم به درمان برسم اول باید آن CD را بنویسم سه روز در هفته بیایم شما مثلا می خواهید یک کار راه بیاندازید میروید وام بگیرید. به شما چه چیزی می گویند؟ می گویند اول باید بروی ضامنش را مشخص بکنید اول باید بروید مجوزش را بگیرید. اول باید بروید امتیازهایش را بگیرید بعد میآیند این وام را به شما میدهند. این همین درمانی است که اتفاق میافتد.
وقتی که فرماندهی جسم خود را بدست آوردی صبح ها زود بیدار می شوید دیگر قضاوت دیگران برایتان مهم نیست و دیگر اصلا به خانواده میرسی و تمام کارها را درست انجام می دهی. برای رسیدن به این ایده آل ها باید همین الان کارها را انجام بدهی یعنی از همین الان باید صبح زود از خواب بیدار بشوی همین الان باید از یک سری ضدارزش ها دوری کنی همین الان باید به خانوده ات برسی. همین الان باید مسئولیت خودم را بپذیرم و نباید ناامید باشم و نکته آخر اینکه کنگره ۶۰ زوری نیست و آقای مهندس می گویند ما از انسان ها هیچوقت بیشتر از توانشان نمی خواهیم. یعنی نیست ما وارد کنگره بشویم مثلا ۲۳ روزه باید مواد را کنار بگذارم و به شکل سقوط آزاد جوری باشد که اصلا قابل تحمل نباشد. ما با یک روش خیلی عالی علمی که به مسافر فشار نمی آید مواجهیم. فرماندهی در کنگره ۶۰ بزرگ ترین ویژگی اش این است که فرمانده سلاحش عشق و محبت است و این سلاح کمک میکند ما به فرماندهی در زندگی برسیم.
از اینکه به سخنان من گوش کردید سپاسگزارم.

تایپ: مسافر اسماعیل لژیون دوم
عکس، ویرایش و ارسال: راهنما مسافر محمد
مسافران و همسفران نمایندگی رفسنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
285