هفتمین جلسه از دوره بیست دوم کارگاه های آموزشی عمومی ویژه مسافران و همسفران کنگره ۶۰، نمایندگی کاشمر روز پنج شنبه با استادی راهنما محترم مسافراحمد، نگهبانی موقت مسافر جواد و دبیری موقت مسافر محمد با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» در تاریخ 19 شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد
خلاصه سخنان استاد:
.jpeg)
سلام دوستان احمد هستم یک مسافر:
از نگهبان جلسه تشکر می کنم که مسئولیت و اداره جلسه را به من واگذار نمودند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.
موضوعی که امروز تو ذهنم اومد لژیون سردار بود. کنار یکی از دوستان نشسته بودم، پرسید لژیون سردار چه مضمونی داره و شما که به کنگره و این لژیون اومدین چه علتی داره ؟
دیدم بد نیست امروز درباره همین موضوع صحبت کنم لژیون سردار فقط بحث پول دادن نیست. به نظر من قسمت مهم آن آموزشی است که آدم توی این مسیر میگیره، اینکه یاد بگیره از وقت، توان و مال خودش برای ادامه این مسیر استفاده کنه. یک پیامی اول لژیون سردار خونده می شود که برای من همیشه خیلی قشنگ بوده میگه اگر یک بنا آباد باشه ولی ساکنینش خراب باشند، آن بنا هم کم کم رو به نابودی میرود. ولی اگر آدم های آباد وارد یک مکان خراب شوند، میتوانند آنجا رو دوباره آباد کنند بعد میگه برای آبادانی سه چیز لازمه: علم و دانش، نیروی متخصص و پول و سرمایه وقتی نگاه می کنم، می بینم کنگره شصت دقیقاً همین کار رو انجام داده. آدم هایی بودن که قبل از ما وقت گذاشتن، آموزش گرفتن، خدمت کردن و حتی از پولشون گذشتند تا این چراغ روشن بماند.
.jpeg)
این شعبه هم همین طوری شکل گرفته یک عدهای قبل از ما زحمت کشیدن، سرمایه گذاشتن، رفتن دنبال آموزش و خدمت کردن که امروز ما نشستیم روی همین صندلیها و داریم آموزش میگیریم. حالا سؤال این است اگر همه فقط رهایی بگیرند و دیگر نیایند چه کسی قراره چراغ این راه سبز رو روشن نگه دارد؟ شاید یکی از اعضای خانواده خود ما به این صندلی احتیاج داشته باشه. اینجاست که من می فهمم خدمت کردن و بخشش، فقط برای دیگران نیست، در واقع داریم برای ادامه همین مسیر تلاش میکنیم. این موضوع میرسه به «از فرمانبرداری تا فرماندهی» ما همه فرمانده هستیم، ولی مهم اینه که فرماندهی ما دست کیه؟ نفس یا عقل؟ هفته قبل درباره دانایی صحبت کردیم. وقتی دانایی من بالا بره، بهتر میتونم تشخیص بدم کدوم خواسته درسته و کدوم اشتباه. بعد که تشخیص دادم، باید فرمان درست رو اجرا کنم. به نظر من فرمانبرداری یعنی همین، اینکه وقتی فهمیدم یک کاری درسته دیگه دنبال بهانه نباشم. من اگر به حرف راهنما گوش بدم، آموزش بگیرم، سروقت حضور داشته باشم و قوانین رو رعایت کنم، دارم کم کم فرماندهی خودم رو به دست میگیرم. لژیون سردار هم برای من یکی از همین آموزشها هست اینکه بفهمم همیشه قرار نیست فقط دریافت کننده باشم. یک روزی باید من هم چیزی برای این مسیر بذارم. وقتی به گذشته شعبه نگاه میکنم می بینم اینجا از اول همین شکلی نبوده یه عدهای اومدن و موندند، خدمت کردند، وقت گذاشتن، در حد توان کمک مالی کردند و چراغ رو روشن نگه داشتن تا امروز ما بتونیم اینجا بشینیم. من فکر می کنم اگر درست تشخیص بدم و بعد اون تشخیص رو در عمل اجرا کنم، دارم قدم به قدم از فرمانبرداری به سمت فرماندهی میروم.
از اینکه سکوت کردید و به صحبتها من گوش نمودید از همگی شما ممنونم.
عکاس: مسافر مرتضی
ویراستار: مسافر مهدی
ارسال خبر: مسافر محمد
مرزبان کشیک: مسافر هادی
- تعداد بازدید از این مطلب :
112