English Version
This Site Is Available In English

پازل فرمان ها و نظم زندگی

پازل فرمان ها و نظم زندگی

هفتمین جلسه از دوره ششم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، ویژه مسافران و همسفران نمایندگی سنایی نیشابور، با استادی راهنمای محترم تازه واردین مسافر علی، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر حسین، با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی»در تاریخ 1405/06/19 رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
 

خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، علی هستم، یک مسافر.در ابتدا از نگهبان و دبیر عزیزو راهنمای خوبم، قاسم آقا، تشکر می‌کنم که این جایگاه را در اختیار من قرار دادند تا بتوانم خدمت کنم و در کنار خدمت، آموزش بگیرم.
دستور جلسه امروز «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. چیزی که من در این چند سال در کنگره یاد گرفته‌ام و در کتاب‌ها و آموزش‌های کنگره هم به آن اشاره شده، این است که فرماندهی جسم را در سفر اول می‌توانیم به‌دست بیاوریم. این کار با همان فرمان‌هایی انجام می‌شود که راهنما به ما می‌دهد.
در پروتکل درمان DST، خیلی از این فرمان‌ها به‌صورت دقیق مشخص شده است؛ اینکه از شربت استفاده کنی، مقدار و زمان مصرف مشخص باشد، بیست‌ویک روز را دقیق رعایت کنی و همه‌چیز طبق برنامه پیش برود. حتی نوشتن سی‌دی‌ها و انجام دادن بسیاری از آموزش‌ها، مثل قطعات یک پازل، در کنار هم قرار می‌گیرند تا در نهایت به فرماندهی جسم خودمان برسیم.
وقتی می‌گوییم «فرمانبرداری»، باید زمان را هم در نظر بگیریم. باید صبر داشته باشیم و اجازه بدهیم هر کاری در زمان خودش انجام شود. این قطعات باید یکی‌یکی کنار هم قرار بگیرند تا به فرماندهی جسم برسیم.
وقتی یک فرد مصرف‌کننده است، فرماندهی جسمش دیگر در اختیار خودش نیست. من خودم زمانی شرایط خیلی بدی داشتم. حتی یادم هست با قاسم آقا نشسته بودیم و درباره یکی از دوستانی که کنارمان بود صحبت می‌کردیم و می‌گفتیم: «علی، چطور بود؟ چه شرایطی داشت؟» واقعاً اگر گذشته او را می‌دیدید، متوجه می‌شدید که چه تغییر بزرگی اتفاق افتاده است.
افکار پریشان، چهره‌ای خسته و شرایطی که شاید حتی تصورش هم برای بعضی‌ها سخت باشد. دوستانی که من را از سال‌ها قبل می‌شناسند، می‌دانند که چه تفاوتی بین گذشته و امروز من وجود دارد.
چه اتفاقی افتاد؟ با رعایت همان فرمان‌هایی که به من داده شد، کم‌کم فرماندهی جسمم را به‌دست آوردم. اگر این فرمان‌ها را درست و دقیق رعایت کنیم، به فرماندهی جسم می‌رسیم؛ شاید خیلی ساده به نظر برسد، اما همین استمرار و فرمانبرداری است که نتیجه را به وجود می‌آورد.
در سفر دوم، چون همسفران عزیز هم حضور دارند، موضوع گسترده‌تر می‌شود. دیگر فقط فرماندهی جسم مطرح نیست؛ باید به فرماندهی ذهن، فرماندهی عقل و در نهایت رسیدن به خود برسیم. وقتی انسان به خودش برسد، می‌تواند فرمانده خوبی برای زندگی خودش باشد و بتواند امور زندگی‌اش را درست نظم بدهد و در دست بگیرد.
من همیشه یادم هست که می‌گفتیم: « برای خدمت زمان نداریم.» اما همیشه به ما گفته می‌شد که خدمت کن و اگر به کارهایت نظم بدهی، اگر درست برنامه‌ریزی کنی و به زندگی‌ات نظم بدهی، به خدمت هم می‌رسی.
خدا را شکر می‌کنم که تا امروز زیر سقف کنگره ۶۰ مانده‌ام و توانسته‌ام خدمتگزار باشم. همین خدمت باعث شده بتوانم فرمانبرداری را بهتر یاد بگیرم و از یک نقطه از فرمانبرداری به نقطه دیگری از فرماندهی برسم و این فرمان‌ها را بهتر در زندگی‌ام اجرا کنم.
خدمت برای من این را به همراه داشته که بتوانم زمانم را بهتر مدیریت کنم و آن را به مسائل مختلف زندگی اختصاص بدهم. وقتی زمان از زندگی حذف شود، واقعاً انجام دادن کارها سخت می‌شود. خدا را شکر که با آموزش‌های کنگره، صبر و تحمل را یاد گرفته‌ام و هنوز در حال کار کردن روی خودم هستم. همه ما در حال آموزش هستیم.
در بحث فرماندهی عقل هم، رسیدن به «فرمان عقل» اهمیت زیادی دارد. ما در کنگره بارها درباره نزدیک شدن به فرمان عقل صحبت می‌کنیم. در سفر دوم، فرمان عقل به ما می‌گوید: ورزش کن، خدمت بگیر، خودت را تزکیه و پالایش کن و روی خودت کار کن.
در همین تزکیه و پالایش است که می‌توانیم زندگی خودمان را درست کنیم و آن را در دست بگیریم و یک زندگی خوب و سالم بسازیم.
در مراحل بالاتر، فرمان‌های الهی هم وجود دارند که باید فرمانبردار آن‌ها باشیم. این فرمان‌ها در قرآن و کتاب‌های مختلف آمده‌اند و بسیاری از آن‌ها مورد قبول همه انسان‌ها هستند؛ اینکه دزدی نکنیم، به حریم دیگران وارد نشویم، تجسس نکنیم و بسیاری از مسائل اخلاقی دیگر.
آقای مهندس هم در سی‌دی‌های مختلف بارها بر این موضوعات تأکید کرده‌اند؛ تجسس نکن، دزدی نکن و به حقوق دیگران احترام بگذار. اگر انسان بتواند این فرمان‌های الهی را اجرا کند، به آرامش و آسایش بیشتری می‌رسد.
اینجا موضوع تقدیر، خواست و فرمان الهی هم مطرح می‌شود. من وقتی به‌عنوان تازه‌وارد وارد کنگره می‌شوم، می‌توانم این‌طور نگاه کنم که فرمانی صادر شده تا من بیایم و روی یکی از صندلی‌های کنگره ۶۰ بنشینم؛ اما تبدیل این فرمان به نتیجه، به خواست و عملکرد خود من بستگی دارد.
اگر خواسته من درمان باشد و در مسیر درمان حرکت کنم، با رعایت فرمان‌ها و آموزش‌ها، می‌توانم به چیزی که می‌خواهم برسم.
در پایان، باز هم خدا را شکر می‌کنم که توانستم در این جایگاه بنشینم و خدمت کنم. من در زمان مصرف، مسیری را طی می‌کردم که واقعاً سراشیبی بسیار بدی داشت. اگر با کنگره ۶۰ آشنا نمی‌شدم، واقعاً نمی‌دانم امروز کجا بودم.
سرعت حرکتم به سمت تاریکی خیلی زیاد شده بود و شاید حتی تصور اینکه امروز کجا می‌توانستم باشم، برای خودم هم سخت باشد. فقط می‌توانم بگویم که کنگره ۶۰ مسیر زندگی من را تغییر داد.
از همه شما ممنونم که به صحبت‌های من گوش دادید و اجازه دادید در این جایگاه خدمت کنم.

ضبط صدا: مسافر مهدی
عکس: مسافر روح الله
تایپ: مسافر علی
ویراستاری: مسافر بهروز
لینک و انتشار خبر: مسافر حمزه

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...