English Version
This Site Is Available In English

مکان مقدس

مکان مقدس

وقتی به روزهایی فکر می‌کنم که با چه حال آشفته و پریشان و با چه افکار بدی وارد کنگره شدم، باورم نمی‌شود که امروز اینجا ایستاده‌ام. آن روزها حتی قادر نبودم یک ربع بنشینم و گوش کنم تا آموزش بگیرم. با حجم زیادی از ناامیدی و سؤال وارد کنگره شده بودم؛ این‌که آیا این راه می‌تواند به خوب شدن مسافرم کمک کند؟ آیا واقعاً راه درمان همین‌جاست؟ آیا می‌توانم دوباره آرامش را به زندگی و خانواده‌ام برگردانم؟

حال خودم و خانواده‌ام بسیار خراب بود. حتی حرف‌های راهنمایم را متوجه نمی‌شدم؛ فقط می‌شنیدم و اشک می‌ریختم. آن‌قدر گریه می‌کردم که حتی چشم‌هایم آسیب دیده و کم‌نور شده بود.

اما ذره‌ذره، با زحمت فراوان، آموزش‌ها و کمک خدمتگزاران کنگره، حالم بهتر شد. آرام‌آرام تازه متوجه شدم که به یک بهشت گمشده وصل شده‌ام.

گاهی با خودم گریه می‌کردم و در ذهنم به پسرم می‌گفتم: فرزندم، به خاطر تو و مشکل بزرگی که با اعتیادت داشتی، من به این بهشت زیبا و این مکان مقدس وصل شدم؛ اما تو هنوز در همان مرداب مانده‌ای. تو با اعتیادت باعث شدی من این مسیر را پیدا کنم، ولی خودت هنوز به اینجا نیامده‌ای.

اگر بخواهم خلاصه‌ای از وضعیت آن روزها بگویم، باید بگویم شرایط مسافرم آن‌قدر سخت بود که ما دیگر قادر به نگه داشتن او در خانه نبودیم. شب‌ها بیدار بود و بسیار صحبت می‌کرد و روزها نیز خواب و استراحت خوبی نداشت. دیگر میل چندانی به غذا نداشت و استرس زیادی را تحمل می‌کرد. تمام صورتش پر از زخم‌های بد شده بود و آشفتگی و حال خانواده‌مان به حدی بود که واقعاً قابل گفتن نیست.

در نهایت، او را به اجبار راهی یک مرکز ترک اعتیاد کردیم و خودم به کنگره آمدم. خدا را شکر می‌کنم که به من اجازه داد آموزش بگیرم و از آموزش‌های ناب کنگره بهره‌مند شوم. امیدوارم بتوانم این آموزش‌ها را در زندگی‌ام کاربردی کنم.

مسافر من در حال حاضر در آن مرکز ترک اعتیاد است و مصرف موادش قطع شده، اما متأسفانه به‌شدت سیگار می‌کشد و سرفه‌های زیادی دارد و از طرفی مشکل کبدی هم دارد. در واقع، مصرف مواد ندارد، اما هنوز درمان نشده است.

از طرف دیگر، دخترم هم به دلیل شرایط سختی که در زندگی‌مان داشته‌ایم، تعادل خوبی ندارد و با اضافه‌وزن زیادی روبه‌روست و نیاز دارد از آموزش‌ها و لژیون تغذیه بهره‌مند شود.

از شما خوانندگان تقاضا دارم با همان صداقتی که در وجود اعضای کنگره۶۰ هست، برای مسافران من هم دعا کنید تا هرچه زودتر به کنگره و آموزش‌های ناب آن وصل شوند و بتوانند مسیر درمان و آرامش را پیدا کنند.

در پایان، خداوند را هزاران بار شکر می‌کنم به خاطر وجود آقای مهندس و آموزش‌های گران‌قدرشان.
شکر، شکر، شکر.

دستان پرمهر و خدمت صادقانه راهنماها و استاد عزیزم آقای مهندس را می‌بوسم و از خداوند متعال برای همه آن‌ها بهترین‌ها را خواستارم‌.

نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر رقیه (لژیون سوم)
رابط خبری: راهنما همسفر رقیه (لژیون سوم)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر نازنین رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی پرستار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .