English Version
This Site Is Available In English

باید بین نفس و عقل اتحاد ایجاد کنم تا بتوانم آن مشکل را در زندگی‌ام حل کنم

باید بین نفس و عقل اتحاد ایجاد کنم تا بتوانم آن مشکل را در زندگی‌ام حل کنم

جلسه هشتم از دوره هفدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی نائین، به استادی راهنما مسافر علی و نگهبانی راهنمای مسافر محمدرضا و دبیری مسافر مسلم بادستور جلسه «دانایی و دانایی موثر و سواد» پنجشنبه ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، علی هستم، یک مسافر.

جا دارد خدا را شکر کنم که امروز این‌جا در جمع دوستان هستم و آموزش می‌گیرم.

یادم است اولی که کنگره آمده بود، نایین، ما می‌رفتیم در پارک و یک عده وسیله جزئی داشتیم؛ نه شعبه‌ای بود، نه وسیله‌ای. زمستان بود، هوا سرد، باز هم در همان پارک لژیون برقرار می‌کردیم. الان خدا را شکر شعبه داریم، همه‌چیز مهیا است؛ هم کولر، هم بخاری و... . جا دارد از آن‌هایی که زحمت کشیده‌اند که این بستر فراهم شود تا این‌جا بنشینیم و آموزش بگیریم، تشکر کنم.

اما دستور جلسه، دانایی و دانایی مؤثر و سواد است که دستور جلسه بسیار کلیدی در جلسات کنگره است و هرکدام ما بتوانیم معنی این دستور جلسه را متوجه بشویم، در زندگی هیچ مشکلی پیدا نخواهیم کرد.

اول باید بدانیم مثلث دانایی سه بخش است که بخش اول، دانایی است. آقای امین در جزوه جهان‌بینی توضیح داده‌اند: تشخیص ماهیت خواسته‌ها در هر شکل و لباس می‌شود دانایی.و اما سواد، معلومات و آگاهی ما در مورد بخشی از موارد است. یک سری سواد یا تخصصی دارند؛ حالا دکترا، فنی و غیره. این سواد است که خیلی جاها می‌تواند به ما کمک کند و یا بالعکس عمل کند.آنجایی که سواد باشد ولی دانایی وجود نداشته باشد، بالعکس عمل می‌کند؛ مثل یک سری باسواد در دانشگاه‌ها که دارویی ساختند برای درمان مواد مخدر، «تریاک»، متادون را درست کردند برای مثلاً درمان اعتیاد و هیچ‌گونه نمی‌توان از پس آن برآمد؛ خودش یک دوره درمان می‌خواهد. در کنگره مصرف‌کننده تریاک خیلی راحت می‌رود روی اوتی، ولی کسی که قرص متادون مصرف می‌کند خیلی مشکل دارد برای درمان در کنگره.پس سواد اگر باشد خیلی خوب است، در صورتی که دانایی هم پشتش باشد.

اما دانایی مؤثر؛ نیروهای بازدارنده فقط و فقط به دنبال شکار دانایی مؤثر هستند. دانایی مؤثر به درد من علی می‌خورد که بتوانم تشخیص ضد ارزش را از ارزشی بدهم. نشانه نفس در من علی، در درجه اول باید تشخیص بدهم که آقا، این خواسته که از نفس من دارد، خواسته خوبی است یا خوب نیست، یا معقول است یا معقول نیست. من زمانی می‌توانم مشکل را حل کنم که توان انجام آن کار را داشته باشم؛ یعنی آن خواسته که من تشخیص می‌دهم خوب نیست.من علی می‌دانستم که هروئین زندگی را خراب می‌کند، ولی خودم هم مصرف‌کننده هروئین شدم، با علم به اینکه می‌دانستم هروئین چیست. راه و روش را بلد نبودم.چرا آقای مهندس موفق به درمان اعتیاد شد؟ برای اینکه توان انجام کار را پیدا کرده بود و با روش دی‌اس‌تی، ۲۱ روز به ۲۱ روز، پله‌پله افزایش یا کاهش پیدا می‌کند.

حالا من علی باید بین نفس و عقل اتحاد ایجاد کنم تا بتوانم آن مشکل را در زندگی‌ام حل کنم. ما همه موارد بودیم که وارد کنگره شدیم، ولی الان همه دوست داریم همراه مواد مخدرمان، سیگار هم درمان کنیم. راه و روش و کلید هم آقای مهندس پیدا کرده، ولی چرا همه نمی‌توانند درمان بشوند، وسط راه برمی‌گردند و هنوز درگیرند؟

برمی‌گردیم به مثلث دانایی که آموزش، تجربه و تفکر است. یک تازه‌وارد وقتی وارد کنگره می‌شود، راهنما به او آموزش می‌دهد که به این روش، با این فرمول باید جلو بروی. در ۱۰ ماه الی ۱۱ ماه هیچ مشکلی هم ندارد و وارد لژیون می‌شود، برنامه می‌گیرد، طبق مواد مصرفی که دارد دارو استفاده می‌کند و هنوز مشکل حل نشده. زمانی حل می‌شود که تفکر کنم که این داروی شفابخش «اوتی» جایگزین مواد مخدر من می‌شود و جواب می‌دهد.با دانایی مؤثر توجه می‌شوم این کاری که انجام دادم کار درستی است یا نه، یا بالعکس می‌روم گریز می‌زنم و زمانی که گریز زدم، شب حالم بد است، حس‌ام خوب نیست.

حس اولین قوه به‌کارگیری عقل است. من علی، حس‌های درمانی‌ام درست نشود، درمانی وجود ندارد؛ فرمان عقل درست صادر نمی‌شود. تجربه فرایندی است که ما با تمام وجود حس کردیم و تا من لذت درمان را حس نکنم، هیچ زمانی به درمان نمی‌رسم. این دستور جلسه من را ناخودآگاه می‌برد در جهان‌بینی. اگر یک کنگره‌ای بخواهد در صلح و آرامش باشد، باید تمام معانی جهان‌بینی را بلد باشد و کاربردی کند.تازه می‌توانم به آن مرحله برسم که دانایی شکل بدهم یا ندهم، تجربه بکنم یا نکنم، حالم خوب شود یا نشود. پس اگر بخواهم در کنگره حال و حسم خوب باشد، باید بتوانم دانایی را تبدیل به دانایی مؤثر بکنم و ازش استفاده بگیرم. آن وقت است که لذت می‌برم.در کتاب می‌گوید میزان دانایی به سواد و لباس نیست، به انسانیت کشیدن است. ما چند مدل سواد داریم: اول سواد رسانه‌ای، دوم سواد اجتماعی، سوم سواد رایانه‌ای، چهارم سواد سلامتی، پنجم سواد تربیتی و ششم سواد مالی که من بتوانم زندگی‌ام را با به دست آوردن این سوادها و در رأس دانایی بتوانم پیش ببرم.

امیدوارم که توانسته باشم حق مطلب را ادا کنم.

از اینکه به صحبت‌های من گوش کردین، سپاسگزارم.

عکاس: مسافر جلال (لژیون چهارم)
تایپیست: مسافر جلال (لژیون چهارم)
ویرایش، تنظیم و ارسال: همسفر علیرضا (لژیون ششم) و مرزبان خبری مسافر امیرحسین (لژیون دوم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .