هفته دیدهبان حقیقت، ادب و احترام از اصول اساسی کار ما است منبع: نمایندگی اروند جمعه 20 شهريور 1405 تعداد بازدید از این مطلب : 216 جلسه دهم دوره سی و یکم کارگاههای آموزشی عمومی نمایندگیهای اروند آبادان و ماهشهر با استادی دیده بان محترم جناب آقای رضا ترابخانی، نگهبانی مسافر شاهرود ، و دبیری مسافر محسن با دستور جلسه « جشن دیده بان» سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کارکرد. سخنان استاد: سلام دوستان، رضا هستم، یک مسافر. امیدوارم روز خیلی خوبی داشته باشید و در کنار هم بتوانیم باعث تجربههای خوب برای یکدیگر باشیم و باعث رشد و شکوفایی همدیگر شویم و در کنار هم خدمت کنیم و آموزش ببینیم و حال دلمان خوب باشد. امروز، طبق روال هر سال کنگره، دستور جلسه هفته «دیدهبان» است. آقای محسن دستور جلسه سال قبل را قرائت کردند. همه چیز تکرار است؛ شب و روز تکرار است و اتفاقهایی که برای ما میافتد نیز تکرار میشوند. اما این تکرار، با تکرار دیروز و فردایی که اتفاق میافتد، قاعدتاً فرق میکند، چون آموزش ما در حال اضافه شدن است و نگاه و برداشت ما نسبت به مسائل و موضوعاتی که پیش میآید، کاملاً متفاوت است. همانطور که یک سال پیش به موضوعی نگاه میکردیم، الان نگاه ما کاملاً متفاوتتر است، چون همراه با تجربه، خالصتر و آگاهانهتر شده و برای ما آگاهی بیشتری رقم میزند و همین موضوع باعث تفاوت در نگاه ما میشود. این هفته که هفته دیدهبان است و این تکرارها، بنا بر سالهای گذشته، اتفاق میافتد، تازهواردین که در جلسه حضور دارند، از جمله همسفران و مسافران تازهوارد، میتوانند بدانند که سیستم کنگره چگونه عمل میکند، چگونه خودش را بازپروری میکند و چگونه از دانشِ خود استفاده میکند و باعث رشد، شکوفایی و گسترش آگاهی میشود. این همه آدم دور هم جمع میشوند، خانوادهها به همراه مسافران خود در این گرما، ساعت ۳ و ۴ بعدازظهر، در شهر آبادان، از راههای دور و نزدیک مثل ماهشهر، شهرهای اطراف و خرمشهر تشریف میآورند، پس حتماً اتفاقی در حال رخ دادن است که انسان چنین زحمتی را به جان میخرد، سختی را قبول میکند و میخواهد بیشتر بفهمد و زندگی بهتری داشته باشد. اینها به وجود نمیآید مگر اینکه در کنارش بخواهیم هزینه بپردازیم برای به دست آوردن یک حال خوب و هزینه خیلی وقتها مالی نیست، بلکه زمانی هست که باید در اختیار آن بگذاریم. آن زمانی که باید بگذاریم، برای این است که از این آموزش استفاده کنیم، چون انسان ذاتاً فراموشکار است. زود فراموش میکند که برای چه آمده و چه کاری را باید انجام بدهد، و برای بهدست آوردن حال خوب چه کاری باید انجام بدهد. به خاطر همین، خیلی از اتفاقاتی که میافتد، ریشه در فراموشکاری ما دارد؛ در زمانهایی که خودمان را فراموش کردهایم، یادمان رفته که برای چه کاری آمدهایم و باید چه کاری را انجام بدهیم. آنقدر خودمان را رها میکنیم و دنبال مسائل ساده روزگار هستیم . من میآیم در کنگره برای رهایی خودم ، يکدفعه یک سفر اولی را میبینیم و میگویم ، برویم گُل بِکشیم یا یک پایپ هم بزنیم، ولی من، برای درمان آمده ام ، موضوع اصلی اعتیاد و مواد مخدر است و زمانی هست که باید برایش صرف بکنم. در سفر دوم هم همین اتفاقات میافتد، چون کنگره دارد برای ما یادآوری میکند که اگر در سفر اول ، سفر پروتکل مواد مخدر مهم است و برای درست زندگی کردن و برای احیای انسانی کنگره۶۰، اگر بخواهیم رشد بکنیم ، در سفر دوم هم یک دیسیپلین دارد ، یک اصول دارد، منابعی دارد که هرچه بیشتر ازش استفاده بکنیم، در کنار تجربه فردی باعث بهبودی، هوشمندی و بقای زندگی خودمان میشود. قانون کنگره این را به ما یاد میدهد که، سلسله مراتب وجود دارد، مرزبانی وجود دارد، اگر در یک سیستم در حال فعالیت هستیم هر فردی هر کاری نمیتواند انجام بدهد، اگر هرکسی هر کاری انجام بدهد ، از چهارچوب خودش خارج میشود. حتماً بعضی جاها برای بعضی از بیمارها مشاهده کردهاید که یکدفعه دستشان میپرد؛ اصلاً دست، دیگر دستِ خودشان نیست و نمیتوانند کنترلش کنند. مغزشان روی دستشان تسلط ندارد. ولی الان همه ما راحت نشستهایم و از این عملکرد هیچ اطلاعی نداریم. اگر ما بخواهیم آنجوری عمل کنیم، همان اتفاق میافتد. ما در یک سیستمی هستیم که اگر کسی بخواهد برای خودش رفتاری انجام بدهد که خارج از سیستم است، اینها را از تعادل خارج میکند. اگر میخواهیم روی احیای انسانی که داریم تمرکز کنیم و تفکر کنیم، باید خودمان را در آن چهارچوب، بر اساس منابع، آموزشها و وادیهایی که وجود دارد، قرار بدهیم. اگر نخواهیم این کار را بکنیم، زندگی چیزی را از دست نمیدهد، ولی این ما هستیم که این زمان را از دست میدهیم و ملزم به تکرارش هستیم؛ دوباره تکرار و دوباره تکرار. بنابراین، اگر در کنگره قرار گرفتهایم و حضور داریم، باید سلسلهمراتبی را که این سیستم و این چرخه را هدایت میکند، بشناسیم. همه مسافر هستند و همه سهم دارند. هر کسی که در این کنگره بهعنوان مسافر میآید، سهم دارد، ولی تفاوت در این است که چه کسی قوانین را بهتر درک میکند، چه کسی از این قوانین بیشتر استفاده میکند و چه کسی آنها را رعایت میکند و در چهارچوب همان قوانین حرکت میکند. هر کسی بیشتر اینها را یاد بگیرد، بهمراتب میتواند از موقعیتهای اجتماعی و خدمتی که برایش بهوجود میآید برخوردار شود؛ مثلاً بهعنوان مرزبان، راهنما یا خدمتگذارانی که در کنگره انتخاب میشوند. چون ببینید، ما تا زمانی که در مسئولیتی قرار نگیریم، خودمان را نمیتوانیم ببینیم. منِ مسافر نشستهام و میگویم اگر راهنما بشوم، میآیم این کار را میکنم، آن کار را میکنم، اینجوری میشوم؛ تمام ایدهها و تفکراتی که در ذهنم هست. ولی وقتی راهنما میشوم و در موقعیتش قرار میگیرم، مسافر میآید و روبروی من قرار میگیرد با تمام مشکلاتی که دارد؛ با تمام مسائل اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی که در سطح جامعه با آنها روبهرو است، وقتی میآید اینجا، یکدفعه حس دلسوزیِ من بالا میآید، ولی از آن طرف قوانین هم هست. دلرحمی میآید، ولی از آن طرف پروتکل هم هست. اینکه آدمها خودشان را بر اساس آن معیارها تنظیم کنند، با همین سطح تفکر؛ توانمندی به دست میآید. تفاوتها اینجا مشخص میشود، چون دیگر نظر شخصی نیست؛ این قوانین است که باید اینجا اجرا شود. این قوانین را هم در کنگره ۶۰ دیدبانها وضع میکنند. دیدبانها بر اساس تجربهای که در این بیستوچند سال اتفاق افتاده و بر اساس میزان دانش و آگاهی که در این تجربه برایشان بهوجود آمده، قوانین را تعیین میکنند وگرنه نظر شخصی نیست. حفظ امنیت، حفظ احترام و حفظ ادب است که برای خانوادههایمان و برای هویت بچههایمان اینجا قرار میدهند. کسانی که بهعنوان مرزبان قرار میگیرند، مرزها را میشناسند. کسانی که بهعنوان راهنما قرار میگیرند، این چهارچوبها را تعیین میکنند و در آن جایگاه قرار میگیرند. دیدبانها کسانی هستند که خودشان این سفرها را گذراندهاند؛ به عنوان مسافر بودهاند و سفر اول را طی کردهاند، خدمتگذار بودهاند و خدمتگذاری و مرزبانی را گذراندهاند. از نزدیک سرد و گرمهای این مسیر را تجربه کردهاند، چون بیرون از اینجا، بهقول معروف، تحصیلکرده و آموزشدیده اعتیاد و مواد مخدر نبودهاند که بگوییم دانشی را دیدهاند و الان آمدهاند در کنگره قرار گرفتهاند و ما باید از آن استفاده کنیم. خودِ کنگره با تفکر خودش، دارد این تفکر را احیا میکند و مدام آن را بزرگتر میکند. ببینید، آن چیزی که درست باشد، ناخودآگاه در درون خودش شکل میگیرد و ناخودآگاه در خودش رشد پیدا میکند. بیستوچند سال پیش، وقتی کنگره کارش را شروع کرد، آقای مهندس کارشان را با یک تفکر شروع کردند. بعد از آن هفت یا هشت نفر درکنارشان قرار گرفتند و شاید نصف اینجا، یا حتی یکسوم اینجا، فضا و مکانی بود که در اختیار داشتند. یک بخش از این موضوع، مربوط به فضا و مکانی بود که در اختیار داشتند؛ اما در طول بیستوچند سال، چه اتفاقهایی میتواند در درون یک فرد رخ بدهد که امروز در بیرون، نتیجهاش را بهصورت صد و پنجاه یا صد و شصت شعبه ببینیم؛ با دویست یا سیصد هزار نفر که این تفکر و اندیشه را پذیرفتهاند. الان اگر همینجا بگوییم پنج نفر بیایند و به صحبتهای من گوش بدهند، شاید حوصله و حالش را نداشته باشند؛ اما وقتی به کنگره میآییم، موقعیتی در اختیار ما هست که افراد میآیند و به صحبتهای ما گوش میدهند. پس در این صحبتها، در این وادیها و در این آموزشها، واقعاً حقیقتی نهفته است. وقتی در سفر اول هستید، به شما میگوییم که باید بیایید و اینجا وقت بگذارید. شاید بگویید اینها دلشان خوش است، یا شاید دارند پولی میگیرند و این سیستم را طوری درست کردهاند که من را جذب کنند تا حالم خوب شود. اما بعد از مدتی که میگذرد، میبینید اینطور نیست. چرا این اتفاق میافتد؟ چون سیستم تفکر ما در آن زمان مسموم است. اما حالا بعد از چهار، پنج سال، یا هر مدتی که حضور دارید، وقتی به فکرهای روز اول خودتان نگاه میکنید، شاید حتی به خودتان بخندید، چون رشد اتفاق افتاده است. در کنگره، حقیقتهایی که در وادیها وجود دارد، زنده و جاری است. هرچه این ناخالصیهای درون ما بیشتر تزکیه شود و شکوفا گردد، این رشد را هم از نظر کمّی و هم از نظر کیفی در کنگره میتوانیم ببینیم. صد و پنجاه، صد و شصت، یا حتی دویست شعبه میشود؛ تعداد نفراتی که در این سیستم قرار میگیرند بیشتر میشود و این مجموعه قدرت پیدا میکند. حقیقت، قدرت دارد و آدمهایی که در کنار آن قرار میگیرند، آن را احساس و لمس میکنند. کسی که به شما محبت میکند و احترام میگذارد، شما هم نمیتوانید به او بیاحترامی کنید یا بدرفتاری داشته باشید. این حقیقتِ ادب و احترام است که از اصول اساسی کار ماست، چیزی است که کنگره به ما یاد میدهد، اینکه نسبت به آدمها محترمانه و با محبت رفتار کنیم تا حالمان خوب باشد. در کنگره، هر سال که میگذرد، با چند جشن و چند هفته مهم روبهرو هستیم؛ مثل هفته همسفر، هفته مرزبان، هفته راهنما و هفته دیدبان. این مناسبتها کمک میکند که بدانیم سیستم چگونه کار میکند. وقتی هفته همسفر میشود و همسفران کنار ما هستند، باید بدانیم اگر ما به موفقیتی میرسیم، فقط به خاطر تلاش خودمان نیست؛ بلکه به خاطر حضور همسفران و کسانی هم هست که به ما کمک کردهاند. کسانی که در خانه، چه وقتی حال داشتیم و چه وقتی حال نداشتیم، خلقوخوی خوب یا بد ما را تحمل کردند.از سر کار آمدیم و جلوی ما چای گذاشتند. یاد بگیریم محبت دیگران را ببینیم. یاد بگیریم کسانی را که به ما خدمت میکنند، درک کنیم. اصلاً آن کسی که خدمت میکند مهم نیست؛ مهم آن کسی است که این خدمت را میبیند. من باید به جایگاهی برسم که وقتی کسی برای من خدمتی انجام میدهد، آن را درک کنم. مرزبانان صبح تا شب اینجا حضور دارند. با مسافران سفر اولی که حال خوبی ندارند و تازه سفرشان را شروع کردهاند و هنوز به تعادل نرسیدهاند، روبهرو میشوند. شاید بدترین حرفها و برخوردها را هم بشنوند. اما مهم این است که من، به عنوان یک فرد، بدانم چگونه به آنها احترام بگذارم تا آنها هم یک دوره و تجربه بسیار خوب داشته باشند. راهنماهایی که حضور دارند، از دانشی که در اختیارشان است استفاده میکنند و تلاش میکنند خودشان را پیدا کنند. راهنما فقط برای این نیست که به کسی آموزش بدهد؛ یکی از چیزهایی که خود راهنما دارد، این است که تلاش میکند خودش هم یاد بگیرد. چون اگر حضور این افراد نباشد، من به عنوان یک فرد هیچوقت نمیتوانم نقاط ضعف و قوت خودم را ببینم و آنها را مشاهده کنم. بنابراین، اگر در موقعیتی در کنگره قرار گرفتیم سعی کنیم از این فرصت در جهت ارتقا، رشد و شکوفایی خودمان استفاده کنیم؛ چون گاهی خیلی زود دیر میشود. امیدوارم در کنار هم تجربه خوبی داشته باشیم، ارتقای خوبی را تجربه کنیم، باعث رشد و شکوفایی دانش یکدیگر باشیم، باعث حال خوب همدیگر باشیم، حال خوب شدن یکدیگر را ببینیم و از رشد همدیگر در زندگیمان لذت ببریم. از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، متشکرم. در ادامه شمارو به تماشای گزارش تصویری از جشن دیده بان دعوت می نماییم: گروه سایت نمایندگی اروند آبادان تایپ:همسفرمهدی لژیون یکم مسافربهنام لژیون پنجم مسافر رضا لژیون پنجم عکاس:مسافر محمد ارسال مطلب:مسافررضا لژیون پنجم منبع: نمایندگی اروند جمعه 20 شهريور 1405 تعداد بازدید از این مطلب : 216 ویژه ها مقاله مشترک مهندس دژاکام و پروفسور وایت در یکی از معتبرترین انتشارات جهان، Taylor and Francis نمایه شد. خبری مسرتبخش: مقاله تیم تحقیقاتی کنگره ۶۰ درباره درمان بیماری "ام اس" با روش DST در آرشیو کتابخانه دانشگاه هاروارد قرار گرفت. انتشار دستاورد شگفتانگیز کنگره 60 در درمان کولیت اولسراتیو با پروتوکل دی اس تی و داروی اوتی در مجله بینالمللی "تصاویر بالینی و پزشکی" طرز تهیه OT - (اپیوم تینکچر) هشدار نایدا: وقفه در بروزرسانی و ارائه برخی از خدمات به دلیل وقفه در تأمین بودجۀ دولتی امریکا پذیرش مقاله مهندس حسین دژاکام برای ارائه در کنفرانس "مراقبت از اعصاب"،شیکاگو، امریکا (2026) گامی سرنوشتساز از سوی مهندس حسین دژاکام در درمان کووید-۱۹ و سارس ارائه مقاله جدید و برجسته مهندس حسین دژاکام در حوزه درمان اعتیاد با روش DST با دقت سلولی مولکولی در کنفرانس بین المللی درمان اعتیاد در اورلاندو، فلوری
مقاله مشترک مهندس دژاکام و پروفسور وایت در یکی از معتبرترین انتشارات جهان، Taylor and Francis نمایه شد.
خبری مسرتبخش: مقاله تیم تحقیقاتی کنگره ۶۰ درباره درمان بیماری "ام اس" با روش DST در آرشیو کتابخانه دانشگاه هاروارد قرار گرفت.
انتشار دستاورد شگفتانگیز کنگره 60 در درمان کولیت اولسراتیو با پروتوکل دی اس تی و داروی اوتی در مجله بینالمللی "تصاویر بالینی و پزشکی"
ارائه مقاله جدید و برجسته مهندس حسین دژاکام در حوزه درمان اعتیاد با روش DST با دقت سلولی مولکولی در کنفرانس بین المللی درمان اعتیاد در اورلاندو، فلوری