English Version
This Site Is Available In English

ذهن ابزاری در اختیار انسان

ذهن ابزاری در اختیار انسان

ذهن یک میدان انرژی می‌باشد که دائم در حال ارتعاش است و تفکر، تعقل، تخیل، تصور، ادراک و احساس می‌کند و به خاطر می‌آورد. می‌توان گفت که مغز مانند اپراتور است و تصمیم‌های ذهن را پردازش می‌کند. وجه تمایز انسان با سایر موجودات در همین ذهن خلاقش می‌باشد. تمام دستاوردهای انسان روزی فقط یک فکر بوده است؛ بنابراین اگر بیشتر ذهن و مکانیزم آن را بشناسیم و بتوانیم تا حدودی آن را مهار کنیم، بیشتر خواهیم توانست از رنج‌ها رها شویم و کیفیت زندگی بهتری خواهیم داشت.

اصلی‌ترین کاربرد بدن فیزیکی ما بقاء و تولید مثل است؛ ولی برای فکر خلاقانه از بدن فیزیکی استفاده نمی‌شود؛ بلکه توسط ذهن انجام می‌گیرد. در واقع ذهن ابزاریست که رابطی بین کالبد فیزیکی و جهان فیزیکی ما می‌باشد. ذهن از طریق فکر نمود پیدا می‌کند. انسان مجموعه چیزهایی که می‌بیند، می‌شنود، لمس می‌کند، بو می‌کند و تمام حواسش محدوده‌ای از ارتعاشات هستند. تمام حواس ما محدود می‌باشند؛ یعنی خارج از محدوده نمی‌توان دید، شنید، بوئید و ... . تمام تصمیم گیری‌های انسان در سطح دیگری از جهان فیزیک و کالبد فیزیکی انجام می‌شود و بعد از طریق ذهن متجلی می‌شود.

ذهن به انسان امکان می‌دهد که بودن را بی‌واسطه ادراک کند. ذهن دائم فکر تولید می‌کند و گاهاً افکار ذهن برای انسان از واقعیت بیرونی واقعی‌تر است؛ زیرا می‌تواند واقعیت بیرونی را تغییر دهد. ذهن ابزاری است که در و دیواری ندارد محدویت زمان و مکان ندارد، هر وقت بخواهد می‌آید و می‌رود؛ بنابراین اگر انسان به ذهنش آگاه نباشد، قطعاً رو به نابودی خواهد رفت. تقریباً بین ۵ تا ۱۰ درصد از ذهن ما ارادی است و بیش از ۹۰ تا ۹۵ درصد غیراردای است.

بخش خودآگاه ما (Conscious mind) قسمتی است که انسان کارهای روزمره خود را انجام می‌دهد که شامل؛ تفکر، تعقل، تصور، تخیل و ... است و بخش نیمه خودآگاه (Subconscious mind) را می‌توان یک حافظه‌ بی‌پایان نام برد که دو کار انجام می‌دهد، اول این‌که دائم اطلاعات را در هر لحظه که انسان لازم دارد در اختیارش می‌گذارد تا انسان بتواند به نوعی زندگی کند؛ یعنی مانند ذهن خودآگاه دائم گفتگوی ذهنی ندارد و فقط اطلاعات و آموزه‌هایی که در طول زندگی می‌آموزیم در اختیارمان قرار می‌دهد.

انسان شروع یادگیری‌اش از بدو تولد است، راه رفتن، غذا خوردن و کارهای دیگر و اگر ذهن نیمه خودآگاه ما نبود مجبور بودیم هر روز مسائل ساده‌ای مثل رانندگی یا غذا خوردن و ... را مکرر یاد بگیریم و دوم این‌که نیمه خودآگاه هماهنگ با زبانی است که در ذهن خودآگاه تولید می‌شوند؛ بنابراین قابل فهم و در دسترس است. پس ذهن نیمه خودآگاه مثل یک حافظه‌ بی‌پایان عمل می‌کند. سطح عمیق‌تری از ذهن است که اطلاعات در آن‌جا به سادگی در دسترس انسان نیست که به آن در روانشناسی کلاسیک، ذهن ناخودآگاه (Unconscious mind) می‌گویند که البته باید هم این‌گونه باشد و به نفع انسان است؛ زیرا انسان را حفظ می‌کند تا در بحران‌هایی که در زندگی برایش اتفاق می‌افتد، باقی نماند.

اطلاعات در این بخش کُد می‌شود. در واقع یک نوع مکانیزم دفاعی ذهن است که در موقعیت‌های بحران و رنج‌آور که خارج از تحمل ما می‌باشد را بتوانیم راحت‌تر پشت سر بگذاریم. این سیستم توسط معمار بزرگ یعنی خداوند درست طراحی شده است و بایستی اطلاعات و آموزه‌های ما در دسترس باشد تا بتوان زندگی کرد و قسمت ناخودآگاه در دسترس نمی‌باشد، آن هم بایستی همین‌گونه باشد تا ما دائم در بحران نمانیم. البته این اطلاعات یا بحران‌ها از بین نمی‌روند و گاهاً می‌بینیم که صحنه‌ دلخراشی از گذشته را به یاد می‌آوریم و حالمان قطعاً با آن صحنه خراب می‌شود.

پس می‌توان گفت: آن صحنه‌های غم‌بار خارج از تحمل، گاهی خودنمایی می‌کنند و انسان دگرگون می‌شود، گویی همان لحظه آن اتفاق افتاده است؛ حتی مدارهای مغزی فعال می‌شوند که دقیقاً آن روز خاص فعال شده بودند. کل حال و احوالات انسان چه در گذشته، حال و آینده در سطح لطیف‌تری از ذهن وجود دارد و اثباتش شاید همین یادآوری لحظات غم و شادی می‌باشد که انگار تازه هستند یا زنده هستند؛ اما خبر خوب این است که تمام ساختار ذهن قابل تغییر می‌باشد. انسان می‌تواند ریشه‌ رنج‌های خود را مشاهده کند، آن‌ها را بپذیرد و در نهایت رها شود.

وقتی اتفاق ناگواری را از روی عمد یادآوری کرده و به آن نگاه کنیم بعد از انجام هر بار، دیگر همان مدارات مغزی در مغزمان فعال نمی‌شود؛ یعنی بعد از هر مشاهده‌ عامدانه میزان اثرگذاری آن اتفاق یا آن حافظه قابل تغییر می‌باشد و این نکته امیدبخشی می‌باشد. مشاهده نه به عنوان دید فیزیکی بلکه این است که من به افکارم آگاه شوم. هر گفتگوی ذهنی که در ذهنم عبور می‌کند بدون هیچ مقاومتی آگاه باشم. وقتی به ذهن نگاه می‌کنم در وهله‌ اول شاید ذهن خاموش شود؛ اما قطعاً خاموش نمی‌ماند.

گفتگوی ذهنی از صبح که بیدار می‌شویم شروع و تا رختخواب با ما خواهد بود و اگر نتوانیم آن را مهار کنیم، باعث می‌شود که نتوانیم با هیچ‌چیز  در جهان به طور حقیقی ارتباط برقرار کنیم. ذهن از طریق این گفتگوی دائمی ارتباط ما را نه تنها با دیگران که با زندگی قطع می‌کند؛ درواقع حائلی بین من با خویشتن حقیقی است. گاهی اوقات این گفتگوی ذهنی می‌تواند به شکل‌های دیگری باشد؛ یعنی همیشه به شکل کلمات و گفتگو نیست، گاهی به شکل تصویر، آوا، ندا، صدا و ... دیگری می‌باشد.

تولید افکار دائمی غیراردی که معمولاً هم منفی و ناامیدکننده هستند؛ درواقع مانع این می‌شوند که ما شادی را تجربه کنیم و دائم در رنج خواهیم بود. حالا منظور از مهار ذهن خفه‌کردن یا خاموش کردن آن نیست؛ زیرا اصلاً چنین چیزی امکان‌پذیر نیست؛ زیرا چیزی که ما را با موجودات دیگر متفاوت کرده است، همین ذهن ما است و این یک امتیاز ویژه‌ای است که خداوند در اختیار انسان گذاشته است. منظور از مهار ذهن افکار پریشان و بی‌هدفی هستند که دائم نشخوار فکری ایجاد کرده و ارادی هم نیستند.

ذهن ابزاری است که در خدمت انسان می‌باشد تا بتواند با آن بیاندیشد، تعقل کند، تخیل کند، کشف کند، خلق کند، ادراک و احساس کند و به آگاهی و فهم برسد. مشکل اینجا است که نه‌تنها ذهن من هم اکنون ابزاری برای خلاقیت و خدمت نیست؛ بلکه من را هم به خدمت گرفته است. اگر بتوانم یک شاهد یا یک ناظر ساکت به وضعیت ذهنم باشم و آگاه به ذهنم و حالات روحی روانی مانند: خشم، نفرت، کینه و ... باشم، اندکی از رنج من کاسته می‌شود. همان‌طور که دکتر امین می‌فرمایند؛ ذهن به انسان داده شده است تا به اختیار و جایگاه خودش برسد.

هر چقدر ذهن فقط معطوف به اتفاقات بیرونی باشد دیگر به خویشتن خویش فکر نمی‌کند و خواهی نخواهی آرامش کنار گذاشته می‌شود. انسان بایستی یاد بگیرد که در لحظه حال زندگی کند؛ زیرا تمام اتفاقات و ماجراهای زندگی در حال تجربه می‌شود و در گذشته یا آینده اتفاق نیفتاده است. وقتی در لحظه زندگی کنیم، مدیریت بهتری روی گذشته و آینده خواهیم داشت. از گذشته و نکات تاریکش می‌توان درس گرفت و برای آینده برنامه‌ریزی دقیق کرد؛ ولی در حال زندگی کرد که این‌گونه زندگی کردن؛ یعنی در حال بودن یک وضعیتی از ادراک و آگاهی می‌باشد.

می‌توان با توصیف این مسائل گفت که هوشیاری و بیداری زائیده‌ مهار ذهن است و از فکرکردن جلوتر می‌افتد و بالطبع آگاهی سبقت می‌گیرد. البته هوشیار و بیدار بودن چون وجه ادراکی دارد؛ بنابراین داری مراتب می‌باشد. واقع واکنش ما نسبت به اتفاق‌ها و حوادث زندگی همان انعکاس آگاهی ما می‌باشد. فشارهای عاطفی، مالی، کاری و دیگر مشکلات فشارهای ذهنی هستند که ربطی به بدن ندارند؛ پس اگر ریشه‌ درد را که قطعاً در درون خودمان است، بیابیم رنج کمتری متحمل خواهیم شد. در سی‌دی انتقال صفات دکتر امین می‌فرمایند؛ ما صفات زشتی در درون خود داریم که در دیگران می‌بینیم و دوستش نداریم؛ بنابراین پیدا کردن ریشه‌ تاریکی‌ها در درون خودمان کمک می‌کند، نشخوار ذهنی کمتری داشته باشیم.

تا زمانی که آگاهی بالا نرود، رنج الزام دارد. تنها مانع برای بودن و وجود من همین ترس‌های ذهنی و نگرانی‌های بیهوده‌ من است. برای مثال کسی که دست به خودکشی می‌زند، قطعاً داستان خودکشی وی از گفتگوی ذهنی او شروع می‌شود و در نهایت تسلیم ذهن می‌شود. در موسیقی، ملودی وقتی درک می‌شود که سکوتی بین آن باشد، سکوت، نت نیست؛ اما بستری است که باعث می‌شود ملودی شنیده و درک شود. در بی‌زمانی طی‌کردن یا در لحظه حال بودن قدم اول است. دکتر امین در مورد مهار ذهن و رهایی از گفتگوهای مدام ذهنی، به دو کار اشاره می‌کنند، یکی دوری از ضدارزشی و دومی خودداری.

همچنین دکتر امین فرمودند که بایستی تکیه‌گاه دیگری هم داشته باشیم که به آرامش ذهنی برسیم و آن هم ساختن افکار مثبت است. گذشتن و چشم پوشی کردن از یک سری خواسته‌های نامعقول که هر چند شاید در ظاهر، لذت‌بخش هم هستند به قول دکتر امین باعث می‌شود که برای انسان جهش اتفاق بیفتد. کار کردن روی ذهن و آگاه شدن به ذهن و مکانیزم آن بسیار بسیار به انسان‌ها کمک خواهد کرد تا خودشان را پیدا کنند. در انتها خدا را شکر می‌کنم، بابت وجود کنگره۶۰ که باعث می‌شود آگاهی ما بالاتر رفته و رنج کمتری هم در قبالش داشته باشیم.

از استاد بزرگ آقای مهندس دژاکام، دکتر امین و خانواده محترم مهندس بسیار سپاسگزارم. امیدوارم همیشه نوری باشند برای من و امثال من که راه گم کرده‌اند تا ان‌شاءالله بتوانیم با آموزش‌های راستین این عزیزان مسیر درست را پیدا کرده و به خویشتن خویش برسیم و در ادامه خداوند لیاقت دهد سفیری باشم برای کنگره۶۰ که مسیر پر از نور کنگره۶۰ را به راه گُم‌کردگان دیگر هدیه می‌کند.

منبع: سی‌دی جهان ذهنی (دکتر امین)
نویسنده: راهنما همسفر فوزیه (لژیون نهم)
ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم‌) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کوروش آذرپور

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .