سلام دوستان نسرین هستم یک همسفر
اگر در کنگره۶۰ فرمانبردار نباشیم در درجه اول نمیتوانیم به رهایی برسیم. فرمانبرداری به معنی این است که با دل و جان به آموزشهای کنگره گوش دهیم. گوش به فرمان راهنما باشیم، علم او را قضاوت نکنیم و زیر سوال نبریم. اگر رهجویی بتواند فرمانبردار خوبی باشد به این معنا است که آموزشهای کنگره را خوب دریافت کرده است و میتواند در آینده به فرماندهی برسد.
آقای مهندس میفرمایند: ما در کنگره۶۰ چرا نداریم؛ اینکه چرا فلانی راهنما شده، چرا فلانی ایجنت شده، چرا باید OT بخورم، چرا سیدی بنویسم و… ؛ چون شما در آن حد از دانایی نیستید که بپرسید، در حد جایگاهی که هستید نظر دهید. فرماندهی امری مهم و یکی از خواستههای انسان است و لازمه یک فرمانده خوب شدن، فرمانبرداری کامل است. با فرمانبرداری از عقل میتوان به فرماندهی رسید که البته کار بسیار سخت؛ ولی درعین حال قابل اجرا است.
سلام دوستان پانتهآ هستم یک همسفر
شاید همیشه فکر میکردم آدم مستقلی هستم و خودم برای خودم تصمیم میگیرم؛ ولی وقتی دقیقتر نگاه میکنم میبینم خیلی وقتها اینطور نبوده است. خیلی وقتها احساس خشم، ترس، خواستهها و حتی حرف دیگران برای من تصمیم گرفتهاند و من فقط اجرا کننده بودهام.
در کنگره۶۰ یاد میگیرم که برای پس گرفتن فرماندهی، اول باید فرمانبردار باشم. اوایل شاید فرمانبرداری برایم سخت باشد؛ چون انسان دوست دارد خودش انتخاب کند و خودش تصمیم بگیرد؛ اما وقتی وارد کنگره۶۰ میشوم متوجه میشوم راهنما کسی است که قبل از من این مسیر را طی کرده و من اگر واقعاً خواهان تغییر هستم، باید مدتی فرماندهی مسیر درمانم را به او بسپارم.
وقتی به حرف راهنما عمل میکنم؛ وقتی آموزش میگیرم؛ وقتی به موقع در جلسه حاضر میشوم؛ وقتی آموزشها را از حالت حرف به عمل تبدیل میکنم؛ کمکم میتوانم در شرایط مختلف، خودم درست تصمیم بگیرم و به نظر من قشنگترین قسمت موضوع این است که در نهایت قرار نیست فرمانده دیگران باشم، قرار است فرمانده شهر وجودی خودم باشم.
رابط خبری: همسفر فاطمه ی. رهجوی راهنما همسفر ندا (لژیون چهاردهم)
ارسال: همسفر نسیم رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی لوییپاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
6