بنام قدرت مطلق الله
مسافر کیان از لژیون پنجم نمایندگی یوسف راجع به دستور جلسه :
از فرمانبرداری تا فرماندهی
اینگونه دلنوشته خود را به رشته تحریر درآورد.
آنچه باور است، محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی است.
من هم فرماندهی کردن را دوست دارم؛ اما برای این کار، ابتدا باید بتوانم فرمانبردار خوبی باشم،قبل از ورود به کنگره، تجربیات و اطلاعاتی در مورد راه و رسم زندگی کردن، کار کردن، دوستی با افراد و موارد دیگر را داشتم؛ اما با ورود به کنگره متوجه شدم بسیاری از اینها بیشتر برای نمایش و یا حتی بیهوده بوده و به درد زندگیام نمیخورده است.
هرچه جلوتر رفتم، متوجه شدم تا به حال درون یک توهم و تکبر گرفتار بودهام و مسیر را بهکلی اشتباه میرفتهام. اینجا برای من دقیقاً شبیه به جلسات بزرگان است، کسانی که برای حال خوب خودشان، در مسیر درست، تکاپو و جنبوجوش دارند و من هم یاد گرفتم که در این مسیر حرکت کنم.
شاید اوایل برایم خیلی سخت بود که آن کیانِ قبل از کنگره را پشت در بگذارم و وارد شوم؛ اما خیلی زود متوجه شدم وقتی در این مسیر حرکت میکنم و فرمانبردار هستم، حالم بسیار بهتر است. همین موضوع من را ترغیب کرد که بیشتر بخواهم و ادامه بدهم؛ حتی قویتر از قبل.
اینجا خودم را شناختم و توانستم با شهر وجودی خودم ارتباط برقرار کنم. متوجه شدم برای اینکه فرمانده خوبی باشم، باید فرمانبردار باشم و آموزش ببینم تا بتوانم در این مسیر جزو بهترینها باشم.
یاد گرفتم؛ اگر آموزش میبینم یا چیزی را یاد میگیرم، از آن در زندگیام استفاده کنم. در اصل، فرمانده شدن مستلزم استفاده از دانایی است و تا زمانی که از دادههایم نتوانم استفاده کنم، بمانند یک کتاب میمانم که روی طاقچه یا در کتابخانه قرار دارم و هنوز حتی آن را باز نکرده ام.
اینجا یاد گرفتم زندگی بسیار زیباست و باید قدر آن را بدانم و خیلی ساده میتوانم به بهترین شکل از این دنیا لذت ببرم و جزوی از یک پروژه بسیار بزرگ باشم، به شرطی که در جهت صراط مستقیم گام بردارم. به امید آن روزی که با روشنایی ها اشنا و به فرمان عقل نزدیک شوم .
رابطخبری، عکاس، ویرایش وارسال به سایت :مسافر رضا خدمتگزار سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
88