English Version
This Site Is Available In English

فرمانبرداری پلی برای رسیدن به فرماندهی

فرمانبرداری پلی برای رسیدن به فرماندهی

جلسه لژیون ویلیام وایت نمایندگی چرمهین با استادی و نگهبانی راهنمای وایت مسافر سعید، با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی » یکشنبه۱۵ شهریور ساعت ۱۵:۳۰ شروع بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان سعید هستم یک مسافر.
انسان تا زمانی که فرمان‌های الهی را نقض نکرده است، اختیار زندگی و وجود خویش را در دست دارد؛ اما زمانی که از مسیر درست خارج می‌شود و مرتکب کارهای ضد ارزشی می‌گردد، در حقیقت نوعی ناسپاسی را رقم می‌زند و به‌تدریج اختیار خود را از دست می‌دهد.

یکی از این فرامین، پرهیز از خمر و حرکت در مسیر ارزش‌ها و اخلاق است. همان‌گونه که جناب مهندس بیان کرده‌اند، خمر مانند یک حجاب و پرده است؛ پوششی که بر تفکر، عقل، شخصیت و تمام وجود انسان کشیده می‌شود و اجازه نمی‌دهد بسیاری از واقعیت‌های آشکار و پنهان زندگی را ببیند و بشنود.

به ما می‌گفتند: «سیگار نکش»، «مواد مصرف نکن»، «این کار را انجام نده»، اما ما نمی‌شنیدیم. حتی بسیاری از کمبودها، مشکلات و آسیب‌هایی را که در زندگی‌مان وجود داشت، نمی‌دیدیم. این نادیده گرفتن و نشنیدن، نتیجه همان نقض فرمان‌ها و حرکت در مسیر ضد ارزش‌ها بود.

به این ترتیب، کلید شهر وجودی خود را از دست دادیم و فرماندهی به دست نیرویی افتاد که ما را از اختیار واقعی دور می‌کرد. کار به جایی رسید که حتی برای جسم خود نیز فرمانده نبودیم؛ می‌دانستیم سیگار به ما آسیب می‌زند، اما باز هم مصرف می‌کردیم و با وجود آگاهی از پیامدها، توان اجرای تصمیم خود را نداشتیم.

اما کنگره ۶۰ به ما می‌آموزد که این کلید گم نشده است؛ باید آن را بازپس بگیریم.

ورود به کنگره و آغاز سفر، فرصتی است برای بازگشت به فرماندهی. این بازگشت از فرمانبرداری آغاز می‌شود؛ فرمانبرداری از آموزش‌های کنگره، راهنمای درمان، روش درمان و قوانین و حرمت‌ها.

در کنگره می‌آموزیم که مدتی «چشم» بگوییم و فرمانبردار باشیم تا بتوانیم دوباره فرمانده شویم. این فرمانبرداری، پایان راه نیست؛ پلی است برای رسیدن به فرماندهی.

اگر فرمان راهنما را نادیده بگیریم، نباید انتظار داشته باشیم فرمان ما اجرا شود. کسی که می‌خواهد فرمانده خوبی باشد، ابتدا باید توانایی فرمانبرداری صحیح را در خود ایجاد کند.

در سفر اول، نخستین و مهم‌ترین فرماندهی، فرماندهی بر خویشتن است؛ یعنی بتوانیم بر جسم، افکار، رفتار و خواسته‌های خود مسلط شویم. وقتی انسان این مرحله را به‌درستی طی کند، به‌تدریج می‌تواند به فرماندهی مرکب برسد؛ یعنی در ارتباط با همسر، فرزند، همکار و اطرافیان، انسانی معقول و قابل‌اعتماد باشد، به‌گونه‌ای که دیگران سخن او را از روی احترام و اعتماد بپذیرند، نه از روی اجبار.

پس مسیر از یک نقطه ساده آغاز می‌شود: فرمانبرداری از آموزش‌های درست.

ده ماه سفر و فرمانبرداری می‌تواند زمینه‌ای باشد برای سال‌ها و حتی یک عمر فرماندهی بر خویشتن. وقتی کلید شهر وجودی دوباره به دست خود انسان بازگردد، دیگر زندگی را از بیرون مدیریت نمی‌کنند؛ بلکه خود انسان سکان زندگی‌اش را در دست می‌گیرد.
فرمانبرداری در کنگره، از دست دادن اختیار نیست؛ راهی است برای بازپس گرفتن اختیار و رسیدن به فرماندهی.

تایپ ویرایش و ارسال : مسافر پوریا 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...