با سلام و احترام خدمت همراهان همیشگی سایت
همسفر راهنما سمیه، همراه مسافر خود مجید با ۱۵ سال تخریب وارد کنگره شدند. آخرین آنتیایکس مصرفی ایشان اپیوم بود. مدت ۱۶ ماه با روش DST و با داروی درمان اپیوم سفر کردند. راهنمای همسفر ایشان خانم صداقت و راهنمای مسافر کامیار حسینی بودند. در حال حاضر، ۱۳ سال و شش ماه است که آزاد و رها هستند. رشته ورزشی همسفر، تنیس و رشته ورزشی مسافر، شنا است. در ضمن، ایشان در دوره قبل مسئولیت آزمونها را بر عهده داشتند. من به نوبه خود از زحمات و خدمات ایشان تشکر و قدردانی میکنم.
لطفاً در مورد دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» کمی توضیح دهید.
فرمانبرداری زمانی اتفاق میافتد که انسان خواستهای داشته باشد و رسیدن به آن خواسته، در حقیقت همان فرماندهی است. همه ما زمانی که وارد کنگره شدیم، خواستهای داشتیم و آن هم رسیدن به حال خوب و آرامش بود. یعنی در حقیقت، فرماندهی خود را در جسم، روان و جهانبینی از دست داده بودیم. قدر مسلم، منِ همسفر، زمانی که سیستم طبیعی جسمم، یعنی نوروترانسمیترها، ناقلهای عصبی و بیوشیمی بدنم از تعادل طبیعی خارج شده بود، بخشی از اختیار خودم را از دست داده بودم و دیگر نمیتوانستم فرمان بدهم؛ چه در درون خودم و چه در بیرون. حتی فرزندم نیز حرف من را گوش نمیکرد و در روابط خود دچار مشکل شده بودم. حالا که میخواهم در کنگره توانایی حل مشکلاتم را به دست بیاورم، باید در مسیر آموزش قرار بگیرم و به دانایی برسم. باید از راهنما و استادانم فرمانبرداری کنم و با سعی، تلاش و تمرین، به دانایی مؤثر برسم. باید تمام اشتباهاتم را بپذیرم تا به این آگاهی برسم که مسیرم اشتباه بوده است و دیگر نمیتوانم کارهایم را به روش گذشته درست انجام دهم. باید با تفکر و اندیشه، در مسیر صراط مستقیم قرار بگیرم. این یعنی فرمانبرداری؛ مسیری که باعث بیداری و شناخت خودم و نیروهای درونیام میشود و در نتیجه، به آرامش درونی میرسم. بعد از تغییر و تبدیل، با راهنما شدن و خدمت در کنگره ۶۰، به یک فرمانده تبدیل میشوم.
با توجه به اینکه شما مسئول آزمونهای دوره قبل بودید، آزمونها چه نقشی در یادگیری مطالب و اهداف کنگره دارند؟
در ابتدا، آزمونها باعث ایجاد هماهنگی بین ایجنت، مرزبانان و راهنماها میشوند. اینها نیروهایی هستند که قدرتمندتر و آگاهتر در مسیر آموزش، یادگیری و پرورش رهجو قدم برمیدارند. این جایگاه برای من تجربهای شیرین و لذتبخش بود؛ چون خودم نیز آموزشهای زیادی از کل اعضا گرفتم و با آشنایی بیشتر با سؤالات، در سطح وسیعتری از آموزش قرار گرفتم
.jpeg)
برداشت شما از برگزاری و اعلام نتایج آزمونها چیست؟
زمانی که آزمون برگزار میشود، نظم و هماهنگی بیشتری بین رهجوها برقرار میشود. منظم بودن سر ساعت آمدن و به دنبال مطالعه بیشتر بودن، خیلی به یادگیری کمک میکند. نکته دیگر این است که رهجو متوجه میشود باید در جلسات با دقت و تمرکز بیشتری حضور داشته باشد. وقتی نوشتارها خوانده میشوند، استاد صحبت میکند یا سیدیها نوشته میشوند، رهجو باید با تمرکز بیشتری گوش دهد و آموزش بگیرد. در مجموع، این موضوع باعث میشود خودِ راهنما نیز با توان بیشتری در زمینه آموزش و بهتر شدن آینده نمایندگی تلاش کند
چگونه میتوان نیروهای متخصص و کارآزموده را در کنگره با آزمونهای ماهانه پرورش داد؟
به نظر من، این تفکر آقای مهندس که باید آزمونهای ماهانه برگزار شود، بسیار خوب و مؤثر بوده است؛ چون ایجنت، مرزبانان و راهنماها را در مسیر جدیدی از آموزش قرار میدهد و باعث میشود تجربههای کاملتر و عمیقتری در این مسیر کسب کنند. این موضوع باعث میشود راهنما با آگاهی و تجربه بیشتری در لژیون حضور داشته باشد و با شناخت بهتر رهجوها و نیروهای درونی آنها بتواند مفاهیمی مانند نظم و انضباط، احترام، مسئولیتپذیری، فرمانبرداری، خدمت و عشق بلاعوض را به رهجو انتقال دهد. در نتیجه، رهجوها نیز میتوانند رشد و پیشرفت بهتری در شناخت تواناییهای خود داشته باشند.
چگونه یک رهجو میتواند فرمانبردار خوبی در صور آشکار و پنهان خود داشته باشد و در فرمانبرداری و فرماندهی، ارتباط صور پنهان و آشکار چیست؟
در صور آشکار و پنهان، همه ما فرمانده جسم و نگرش و دیدگاههای خود هستیم. در صور آشکار، این فرماندهی توسط مغز به اعضای بدن انجام میشود؛ اما زمانی که شخص دچار بیماری میشود، این فرماندهی را از دست میدهد. برای مثال، شخصی که دیابت دارد، دیگر نمیتواند به راحتی قند و شیرینیجات مصرف کند، در صورتی که قبل از بیماری، هر چیزی را که دلش میخواست، استفاده میکرد
همینطور شخصی که دچار بیماری اعتیاد میشود، بعد از مدتی متوجه میشود که خیلی از کارها دیگر برایش قابل اجرا نیست. بنابراین، این فرماندهی چیز بسیار باارزشی است
در صور پنهان نیز وقتی قدرت فرماندهی بالا باشد، یعنی شخص در سلامت و تعادل کاملتری قرار دارد. تواناییها، استعدادها و نیروهای درونی خود را میشناسد و از آنها در جهت رسیدن به خواستهها و اهدافش استفاده میکند. اعتمادبهنفس بالایی دارد، سرشار از حس خوب و انرژی است و بر خودش تسلط دارد؛ بنابراین فرمانده قابلی است. کنترل ذهن خود را کاملاً در دست دارد؛ اما زمانی که دچار بیماری میشود، تعادل در صور پنهان نیز از بین میرود و شخص این فرماندهی را از دست میدهد. قدرت تصمیمگیری، برنامهریزی و تمرکز بر افکار و اندیشههایش دچار مشکل میشود. آموزشهای کنگره ۶۰ ابزارهایی هستند که شخص میتواند با کمک آنها خواسته خود را در جهت مستقیم قرار دهد و همین فرماندهی را دوباره به دست بیاورد. یک رهجو زمانی به تعادل میرسد که خواسته داشته باشد و فرمانبردار خوبی باشد.
در آخر، اگر صحبتی دارید، بفرمایید.
من خیلی خوشحال هستم که در این مسیر الهی و صراط مستقیم قرار گرفتم و خداوند را شاکر هستم که آقای مهندس و خانواده محترمشان و همچنین تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰ را در این مسیر قرار داده است؛ کسانی که با عشق و محبت بلاعوض در این مسیر قدم برداشتند.
مصاحبه کننده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر همتا رهجوی راهنما همسفر مبینا (لژیون سوم)
ارسال: همسفر ندا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون یکم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پردیس
- تعداد بازدید از این مطلب :
162