English Version
This Site Is Available In English

پاداش فرمانبرداری، فرماندهی است

پاداش فرمانبرداری، فرماندهی است

هشتمين جلسه از دوره‌ بیست و چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی گنجعلی‌خان کرمان، با استادي راهنما مسافر حسين، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر ابوالفضل با دستور جلسه «از فرمان برداري تا فرماندهي» سه‌شنبه ١٧شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

 

سخنان استاد:

سلام دوستان، حسین هستم یک مسافر. خدا را سپاسگزارم که یک‌بار دیگر توفیق داد که در کنگره ۶۰ در جمع شما عزیزان باشم. به رسم ادب و احترام تشکر می‌کنم از بنیان‌گذار کنگره ۶۰، آقای مهندس و خانواده محترمشان که این بستر را فراهم کردند تا من، حسین، و خانواده‌ام به حال خوب و درمان برسیم و یک تشکر می‌کنم از تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰، به‌خصوص شعبه گنجعلی‌خان کرمان؛ و یک تشکر هم می‌کنم از ایجنت محترم، آقا رضا، و گروه مرزبانی که زحمات زیادی می‌کشند تا این بستر و مکان فراهم شود تا منِ حسین و تمام اعضا بیاییم اینجا، حالمون خوب بشود و آموزش ببینیم. و یک تشکر می‌کنم از راهنمای بزرگوارم، آقا سینا، که بهترین‌ها نصیب خود و خانواده محترم‌شان شود.

دستور جلسه: «از فرمان‌برداری تا فرماندهی». پاداشِ فرمانبرداری، فرمان‌دهی است؛ یعنی منِ حسین اگر بخواهم فرمانده بشوم باید بهای فرماندهی را بدهم، و بهای آن، فرمان‌برداری است. من قبل از اینکه مصرف‌کننده بشوم، فرمانروای جسمم بودم و قدر این فرماندهی را ندانستم؛ می‌خواستم فرمانده لایق‌تری باشم و آمدم موادمخدر استفاده کردم تا بیشتر فعالیت و کار کنم و باعث شود که سیستم ایکس (X) من که مواد مخدر تولید می‌کند، و موادی که از بیرون وارد بدنم می‌کردم، اوایل باعث می‌شد فرمانده خوبی باشم و بهتر کار کنم؛ کم‌کم سیستم ایکس (X) من از کار افتاد و تولید مواد شبه‌افیونی متوقف شد و بنده محتاج مواد مخدرِ بیرونی شدم و این باعث شد که من فرماندهی جسم را از دست بدهم. بنده در اختیار خودم نبودم، در اختیار مواد مخدر بودم و مواد تصمیم می‌گرفت که من چه کاری انجام بدهم؛ کِی خواب بروم، کِی بیدار شوم، چه غذایی بخورم، چه غذایی نخورم، و همه‌جوره برای من تصمیم می‌گرفت و حتی به واسطه من، برای خانواده‌ام نیز تصمیم می‌گرفت. از آنجایی که من دوست داشتم این فرماندهی را دوباره به دست بیاورم، راه‌های مختلفی را رفتم؛ می‌خواستم این فرماندهی را یک‌دفعه به دست بیاورم؛ رفتم سم‌زدایی و همچنین داروهای گیاهی، و دیدم که این فرماندهی با یک مدت کوتاه به دست نمی‌آید و به‌تدریج و به‌مرورزمان اتفاق می‌افتد. خداوند را شکر می‌کنم راه کنگره برایم باز شد و وارد کنگره شدم؛ کنگره نیز به من گفت: «اگر می‌خواهی فرماندهی جسمت را به دست آوری، باید آن دانایی‌ات را تبدیل به دانایی مؤثر کنی.» دانایی مؤثری که یک ضلع‌اش آموزش است. بنده اگر بخواهم آموزش بگیرم باید یک معلم یا راهنما داشته باشم؛ آمدم در کنگره و یک راهنما انتخاب کردم و گوش‌به‌فرمان راهنمایم بودم؛ یعنی فرمان‌برداری کنم تا بعد از ده ماه فرماندهی جسمم را به دست بیاورم؛ با همین دارو خوردن سرِ ساعت، با همین نظم و انضباط داخل کنگره و رعایت حرمت قوانین کنگره، منظم و مرتب باشم. من کم‌کم طی ده ماه این فرماندهی را به دست می‌آورم و می‌توانم فرماندهی کنم؛ و یا شاید برعکس عمل کنم؛ یعنی اگر رهایی‌ام را بگیرم، اما فرمانده جسمم نباشم، باز هم فرماندهِ مواد مخدر و آن نیروی شیطانی شدم. اگر بخواهم فرمانده خوبی برای خودم باشم باید فرمان‌برداری کنم و فرماندهی جسمم را در اختیار بگیرم. نمونه‌اش آقای مهندس؛ کسی که خوب فرماندهی کرد و فرمانده جسم‌اش شد و امروز فرمانده ماست، یا اعضای کنگره که یک روز فرمان‌برداری کردند و امروز در این جایگاه هستند؛ همین‌طور یک سرباز در پادگان اگر خوب از فرمانده‌اش فرمان‌برداری کند به درجه بالاتر می‌رسد. ان‌شاءالله همه ما بتوانیم فرمانده خوبی برای خودمان باشیم و بتوانیم در زندگی‌مان آرامش و آسایش داشته باشیم. ما در دعای کنگره می‌خوانیم: «خداوندا، تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم، ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به فرمان عقل برسیم.» از اینکه به حرف‌های من گوش کردید، متشکرم.

عكاس:مسافر محمد حسين لژيون يازدهم

تايپ:مسافر حبيب لژيون ششم

ويرايش و بارگزاري :مرزبان خبري مسافر محمد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .