English Version
This Site Is Available In English

برای دستیابی به تکامل، باید هم فرمانبردار باشیم

برای دستیابی به تکامل، باید هم فرمانبردار  باشیم

جلسه اول از دوره چهاردهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی یوسف، با استادی مرزبان محترم مسافر اصغر، نگهبانی مسافر علی، و دبیری مسافر فرهاد، با دستور جلسه "از فرمانبرداری تا فرماندهی" روز چهارشنبه، ۱8 شهریور ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، من اصغر یک مسافر هستم. بسیار خوشحالم که بار دیگر فرصت تجربه این جایگاه به من داده شد. دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» پیوندی عمیق با مسیر من در کنگره ۶۰ دارد. زمانی که در تاریخ ۱۴۰۲/۶/۶ وارد کنگره شدم، نخستین جلسه‌ای که در آن نشستم دقیقاً با همین دستور جلسه همزمان بود؛ حتی در روز تولدم نیز این دستور جلسه تکرار شد و امروز هم مجدداً با همین موضوع در خدمت شما عزیزان هستم.

فرمانبرداری به معنای اطاعت و تواضع در برابر آموزش‌هایی است که برای رشد و پیشرفت ما لازم است. انسان برای دستیابی به تکامل، باید هم فرمانبردار شایسته‌ای باشد و هم فرماندهی لایق. انسان از دوران طفولیت در مسیر فرمانبرداری قرار می‌گیرد؛ سپس به دوران مدرسه می‌رسد، به سخنان معلم گوش فرامی‌دهد، تجربیاتش را می‌افزاید و تا مدارج دانشگاهی پیش می‌رود تا در نهایت به جایگاه شغلی موردعلاقه‌اش دست یابد. این روند نشان می‌دهد اگر فرد در دوران یادگیری، فرمانبرداری صادق باشد، به مراتب بالاتر خواهد رسید و شایستگی فرماندهی بر امور خود را پیدا می‌کند؛ در غیر این صورت، هرگز فرمانده توانمندی نخواهد شد. برای مثال، اگر دانش‌آموزی وظایف و تکالیفش را به درستی انجام ندهد، در آینده پاسخگوی مسئولیت‌های شغلی خود نیز نخواهد بود. در ساختارهای نظامی نیز مسیر به همین ترتیب است؛ افراد از ابتدا فرمانبرداری را می‌آموزند و همزمان با رشد خود، هم فرماندهی می‌کنند و هم تا زمان بازنشستگی به سلسله‌مراتب احترام می‌گذارند. این قانون در تمام ارکان زندگی و آموزش صادق است.

از نظر فرمانبرداری فردی در کنگره ۶۰، پس از شنیدن سی‌دی‌های دوم و سوم متوجه این پیام جناب مهندس شدم که فرمودند وقتی به کنگره می‌آیید، باید بدانید برای چه هدفی، در چه زمانی و با پیمودن چه مسافتی حاضر می‌شوید. از همان زمان، مسافت رفت‌وآمد خود را با کیلومترشمار موتور اندازه می‌گرفتم؛ مسافتی در حدود ۱۹۰۰ کیلومتر را در طول مسیر سفرم پیمودم. از مجموع ۱۳۰ جلسه‌ای که برای رهایی لازم بود، من در ۱۲۹ جلسه دقیق و منظم حاضر شدم و تنها یک جلسه به دلیل تعطیلات غیبت داشتم. حتی یک بار که حدود ساعت پنج و یک یا دو دقیقه رسیدم، با وجود آنکه مرزبان محترم، آقا علی‌اکبر، دفاتر را جمع کرده بودند، اصرار داشتم ورودم دقیقاً ثبت شود تا حتی دقیقه‌ای تأخیر برای من ثبت نگردد. آن روزها راهنمای عزیزم، آقا مجید، به این پایبندی من اشاره می‌کردند. ترس از تأخیر چنان در من جدی بود که حتی اگر در مسیر رفت‌وآمد با موتور تصادفی رخ می‌داد، بدون اتلاف وقت و با وجود خسارت، به طرف مقابل می‌گفتم به مسیرت ادامه بده، من باید رأس ساعت پنج در جلسه حاضر باشم. من با تمام وجود تلاش کردم در تمام جلسات به موقع، با لباس سفید و مرتب حاضر شوم و تصور می‌کنم در این سفر اول، فرمانبردار بسیار خوبی برای راهنما و کنگره بودم.

بُعد دیگر فرمانبرداری و فرماندهی، مربوط به صور پنهان و جسم انسان است؛ جایی که میان فرمانبری از عقل یا فرمانبری از نفس اماره باید انتخاب کرد. نفس همواره خواسته‌های معقول و نامعقول دارد و طبیعت انسان به گونه‌ای است که گاه گرایش بیشتری به تجربه امور نامعقول نشان می‌دهد. هنر فرماندهی بر ذهن و جسم در این نقطه نمایان می‌شود؛ یعنی جایی که ترمز خواسته‌های نامعقول نفس اماره را بکشیم و از آن تبعیت نکنیم. ما نیازمند فرمانبرداری از قوانین الهی و اصول ارزشی هستیم؛ درست همانند رعایت حرمت‌های کنگره ۶۰ و پرهیز از ضدارزش‌ها. در آموزه‌های کهن نیز آمده است که در ورود به هر مکانی چشم را حفظ کن، بر سر هر سفره‌ای شکم را مهار کن و در هر جمعی زبانت را نگه دار؛ این‌ها نمونه‌های بارزی از مهار نفس و فرمانبرداری از ارزش‌هاست.

اگر از این فرمانبرداری غفلت کنیم، نفس اماره زمام امور را در دست می‌گیرد. گاهی مسافر پس از مدتی که به حال خوش می‌رسد، گمان می‌کند کار تمام شده و از پل عبور کرده است؛ اما غفلت، زمینه گریز و آشفتگی ذهن را فراهم می‌کند. گریز از مسیر درمان همانند خنجری است که خونریزی آن بعدها آشکار می‌شود. به خاطر دارم سال‌ها قبل در سال‌های ۸۳ یا ۸۴، به دلیل دندان‌درد شدید، طی بیست روز چندین بار برای تهیه تریاک به فردی که ساقی محل بود مراجعه کردم. آن روز او به من هشداری جدی داد و گفت بیش از حد در حال تکرار این کار هستی؛ مراقب باش که این مواد بر تو حاکم نشود و فرماندهی وجودت را به دست نگیرد. آن زمان به این هشدار گوش ندادم و عواقب تلخ آن را دیدم.

امروز به اهمیت تسلط بر نفس و فرمانبرداری آگاهانه پی برده‌ام. از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، بسیار سپاسگزارم.

ضبط صدا و عکس: مسافر سعید لژیون 9
تایپ ویرایش و ارسال: مسافر محمد نگهبان سایت

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .