سیزدهمین جلسه از دوره چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی کمالالملک به استادی مسافر جواد و نگهبانی مسافر امیر حسین و دبیری مسافر محمود با دستور جلسه«از فرمانبرداری تا فرماندهی»در روز چهارشنبه 18 شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰شروع به کار کرد.

سخنان استاد:
خدا را شاکر هستم که این فرصت را به من داد که در این جایگاه خدمت کنم و در ادامه از ایجنت محترم و از راهنمای عزیزم مسافر علیرضا و گروه مرزبانی که این اجازه را به من دادند که در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم سپاسگزارم.
دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی است امروز روز چهارشنبه است و مشارکتها حسی میباشد من خیلی راجع به این دستور جلسه فکر کردم و در آخر به این نتیجه رسیدم که خودم هم حسی مشارکت کنم.
من وقتی که وارد کنگره شدم با حس بدی وارد شدم حالم خوب نبود یک مقدار که جلوتر آمدم و آن پیوند محبت بین من و راهنمایم شکل گرفت فهمیدم که باید فرمانبردار باشم تا حالم خوب شود و این یک واقعیت است و راه دیگری وجود ندارد.
به نظر من همه کسانی که فرمانبردار بوده اند الان اینجا هستند کنگره ۶۰ مثل پادگان نیست ولی مثل یک ارتش اداره میشود به خاطر نظم و انضباطی که در کنگره وجود دارد این را میگویم.
اگر میخواهی فرمانده خوبی باشید باید اول فرمانبردار خوبی باشید در کنگره ۶۰ از سفر اولیها کار خیلی سختی نمیخواهند یکی از کارهایی که در سفر اولم راهنمایم از من خواست این بود که صبح سر موقع بیدار بشوم و دارویم را بخورم اگه قرار بود که ما ساعت ۱۰ صبح دارو بخوریم به ما نمیگفتند که ساعت ۶ صبح بیدار شو و دارویت را بخور میگفتن هر موقع که بیدار شدی داروییت را بخور.
ما به خاطر بینظمی این اتفاق (اعتیاد) برایمان افتاده است باید دوباره به نظم و انضباط برگردیم به یک جایی رسید که من نگاه کردم که هیچ راهی به جز فرمانبرداری ندارم و حرفهای راهنمایم را گوش کردم و روز به روز حالم بهتر شد.

من اگر قبل از اینکه وارد کنگر بشوم به این پی میبردم که چشم گفتن اینقدر مسیر را برایم آسانتر میکند خیلی زودتر چشم میگفتم.
به کنگره آمدم و گفتم چشم و کارهایی که راهنمایم از من خواست را انجام دادم اول دارویم را سر موقع خوردم دوم سی دی نوشتم و روز ب روز حالم بهتر شد.
در سفر اولم راهنمایم به من گفت که زودتر بیا شعبه و من ترسیدم که کارم را از دست بدهم و به من گفت که نترس باید ایمان داشته باشی به این راه و سفری که انجام میدهی و من هم ایمان اوردم و به حرف راهنمایم گوش کردم و هرچه که جلوتر آمدم روز ب روز مشکلاتم کمتر شدن و خدارو شکر زندگیم بهتر شد.
خیلی خوشحالم که در جمع شما هستم از این که ب صحبت های من گوش کردید از شما سپاسگزارم .

- تعداد بازدید از این مطلب :
11