"به نام خدا"
یازدهمین جلسه از دور هشتم جلسات لژیون سردار نمایندگی عمان سامانی شهرکرد، به استادی پهلوان مسافر ناصر و نگهبانی دنور مسافر حمزه و دبیری دنور مسافر سامین، روز سهشنبه مورخ ۱۴۰۴/۰۶/۱۷ رأس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه صحبت های استاد؛
سلام دوستان ناصر هستم یک مسافر.

در ابتدا خداوند را سپاسگزارم که عالم هستی را بر مبنای بخشش و هدیه به انسان آفرید. درود بیپایان میفرستم بر پیامآوران حق و حقیقت که با بهترین راهنماییها، انسان را به سمت جایگاه واقعی خودش هدایت کردند.
در کنگره ۶۰ نیز چنین بستری فراهم شده است. از بنیان کنگره، دیدهبانان و تمام خدمتگزارانی که این بستر را برای من فراهم کردند، صمیمانه تشکر میکنم؛ بستری که در آن ابتدا توانستم درمان شوم، آموزش بگیرم، آموزش ببینم و در ادامه، خدمت کنم و آنچه آموختهام را به دیگران انتقال بدهم.
همچنین از لژیون سردار و تمام عزیزانی که این فرصت را برای خدمت و آموزش فراهم کردهاند، تشکر میکنم. من از تکتک شما عزیزان آموزش میگیرم و امیدوارم بتوانم آنچه دریافت کردهام، به شکل صحیح در اختیار دیگران قرار بدهم.
اگر بخواهم درباره دستور جلسه صحبت کنم، «از فرمانبرداری تا فرماندهی» برای من معنای بسیار عمیقی دارد. ما زمانی که درگیر مواد مخدر بودیم، در واقع فرمانبردار نیروهای منفی بودیم. خواستههای نفس، مواد مخدر و تاریکیها برای ما تصمیم میگرفتند و ما بدون اینکه متوجه باشیم، از آنها فرمان میبردیم.
اما با ورود به کنگره و دریافت آموزشهای صحیح، این مسیر تغییر کرد. یاد گرفتیم که فرمانبرداری صحیح، مقدمه رسیدن به فرماندهی است. ابتدا باید آموزش بگیریم، قوانین را یاد بگیریم، به آنها عمل کنیم و بعد بتوانیم در زندگی خودمان فرمانده خوبی باشیم.
یکی از موضوعات بسیار مهمی که در کنگره آموختم، معنای واقعی عشق و محبت است. شاید قبل از ورود به کنگره، محبت را فقط در حد یک کلمه میشناختم، اما اینجا متوجه شدم محبت فقط یک احساس نیست؛ محبت یعنی ارتباط درست با هستی و انسانها، یعنی رعایت حرمتها، قوانین و ارزشها.
وقتی به هستی نگاه میکنیم، میبینیم همهچیز بر اساس محبت و بخشش بنا شده است. بدن انسان را نگاه کنیم؛ از قلب و کبد و کلیه گرفته تا کوچکترین اجزای بدن، همه در خدمت ادامه حیات ما هستند. حتی نفس کشیدن ما اگر کاملاً در اختیار خودمان بود، شاید نمیتوانستیم یک شبانهروز آن را ادامه دهیم.
به اطراف خودمان هم که نگاه کنیم؛ کوه، جنگل، درخت، میوهها، آب و تمام امکاناتی که در اختیار انسان قرار گرفته، همه نشانههایی از بخشش و محبت هستند. بنابراین طبیعی است که انسان هم در مقابل این همه بخشش، مسئولیتی داشته باشد.
یکی از این مسئولیتها، رعایت فرمانهای الهی و دوری از ضد ارزشهاست. غیبت، قضاوت، دروغ و بسیاری از رفتارهایی که میدانیم نادرست هستند، ما را از مسیر ارزشها دور میکنند. آموزش به ما میگوید که باید از ضد ارزشها فاصله بگیریم و به سمت ارزشها حرکت کنیم.
موضوع دیگر، سپاسگزاری است. سپاسگزاری فقط با زبان نیست. اگر چیزی دریافت کردهایم، باید بتوانیم در حد توان خودمان آن را بازپرداخت کنیم.
فرض کنید پدر و مادری امکاناتی در اختیار فرزندشان قرار میدهند. آیا فرزند فقط باید بگوید «ممنونم» و تمام شود؟ نه؛ زمانی که خودش توانمند شد، باید بخشی از آنچه دریافت کرده در اختیار دیگران قرار دهد. زندگی و آموزش هم همین است.
من زمانی که وارد کنگره شدم، شرایط خوبی نداشتم. اما اینجا آموزش گرفتم، درمان شدم، زندگیام تنظیم شد و نگاه من نسبت به خودم، خانواده و جامعه تغییر کرد. حالا سؤال این است که وظیفه من چیست؟
وظیفه من این نیست که فقط دریافتکننده باشم. اگر عشق و محبت دریافت کردهام، باید عشق و محبت پرداخت کنم. اگر آموزش گرفتهام، باید آموزش را انتقال بدهم. اگر دیگران برای من وقت و انرژی گذاشتهاند، من هم باید در حد توان خودم برای انسانهایی که در مسیر ماندهاند، وقت و انرژی بگذارم.
این همان چیزی است که برای من معنای واقعی خدمت است.
ما در کنگره یاد میگیریم که انسان برای رشد و تعالی خودش و برای کاهش درد و رنج دیگران میتواند حرکت کند. هرکدام از ما روزی در نقطهای ایستاده بودیم که نیاز به کمک داشتیم. امروز اگر جایگاه بهتری داریم، به این دلیل است که کسانی قبل از ما خدمت کردند و دست ما را گرفتند.
پس این چرخه نباید متوقف شود.
من اگر بخواهم از آموزشهای کنگره استفاده کنم، اما آنها را در زندگی و خدمت خودم به کار نبرم، هنوز بخش مهمی از مسیر را طی نکردهام. آموزش زمانی ارزشمند میشود که به عمل تبدیل شود و نتیجه آن در رفتار، خانواده، جامعه و خدمت ما دیده شود.
برای من، «از فرمانبرداری تا فرماندهی» یعنی همین؛ ابتدا یاد بگیرم، فرمانبردار خوبی باشم، قوانین را رعایت کنم، مسئولیتپذیر باشم و بعد بتوانم در جایگاهی که قرار گرفتهام، مسئولیت خودم را به درستی انجام بدهم.
در نهایت، همه این مسیر به عشق و محبت برمیگردد؛ عشقی که دریافت کردهایم و باید آن را ادامه بدهیم. اگر امروز کنگره این بستر را در اختیار ما قرار داده، وظیفه ماست که از آن درست استفاده کنیم و اجازه ندهیم این زنجیره آموزش و خدمت قطع شود.
امیدوارم بتوانم در این مسیر، خدمتگزاری شایسته باشم و در حد توان خودم به انسانهایی که در راه ماندهاند کمک کنم. برای بنیان کنگره، دیدهبانان و تمام خدمتگزاران، طول عمر باعزت و توفیق روزافزون آرزو دارم و امیدوارم همه ما بتوانیم صفات الهی، عشق، محبت، بخشش و خدمت را در زندگی خودمان جاری کنیم.
سپاسگزارم که به صحبت های بنده توجه کردید.

عکس: مسافر رحیم لژیون دوازدهم
نگارش: مسافر حامد لژیون بیستویکم
ارسال: مسافر حمید لژیون نوزدهم
(22).jpg)
با احترام گروه سایت و مرزبان خبری نمایندگی عمان سامانی
- تعداد بازدید از این مطلب :
82