English Version
This Site Is Available In English

فرمانبرداری، پله‎‌ای تا توانمندی

فرمانبرداری، پله‎‌ای تا توانمندی

به نام قدرت مطلق
برای انجام موفقیت‌آمیز هرکاری باید توانا باشیم و توانا شدن نیاز به دانایی موثر دارد. یعنی پس از تفکر، ابتدا باید توسط مربی آموزش ببینیم، سپس آموخته‌هایمان را به مرحله اجرا درآوریم، به عبارت دیگر آنها را تجربه کنیم. در دانایی موثر باید تعادل بین تفکر و آموزش و تجربه برقرار باشد و تمام اضلاع مثلث با هم برابر باشند زیرا در غیر این‌صورت به دانایی موثر نمی‌رسیم. وقتی می‌گوئیم از فرمانبرداری تا فرماندهی در حقیقت داریم مسیر و نوع حرکت‌مان را مشخص می‌کنیم که چگونه با انجام دادن آن‌ها به فرماندهی و یا هدف‌مان برسیم. شرط لازم رسیدن به جایگاه فرماندهی این است که فرمانبرداری را کامل انجام دهیم.

فرمانبرداری در حقیقت همان مرحله‌ آموزش دیدن جهت کسب توانایی برای انجام یک کار و در نهایت دانایی موثر است. وقتی که انسان قادر می‌شود کار جدیدی را انجام دهد، به این مفهوم است که دامنه و قدرت فرماندهی‌اش افزایش پیدا کرده است.

اگر من بخواهم در یک رشته ورزشی مهارت پیدا کنم باید آن‌قدر تمرین کنم تا بدنم ورزیده شود تا بتوانم کارهایی را که قبلاً انجام آنها برایم غیرممکن یا سخت بود را انجام بدهم که در این صورت می‌توانم بگویم به هدفم یا به مرحله فرماندهی رسیده‌ام.

اگر صحبت کردن در جمع برایم سخت است باید با حضور در جمع و تمرین صحبت کردن بر این ضعف خودم غلبه کنم و  توانایی خودم را در این زمینه بالا ببرم. فرماندهی یعنی اینکه بتوانیم بر یک سری از نیروها چه نیروهای درون‌مان و چه نیروهای بیرون احاطه داشته باشیم تا کاری را که مورد نظرمان هست انجام دهیم. اما چرا داشتن فرماندهی برای‌مان اهمیت دارد؟ وقتی که من قادر به انجام کاری می‌شوم که قبلاً انجام آن برایم ممکن نبود، احساس خوبی به من دست می‌دهد یعنی در آن زمینه با تسلط بر نیرویم به فرماندهی می‌رسم  که باعث می‌شود در من انرژی و شادی و امید زیادی بوجود بیاید.

برعکس، اگر یک یا چند توانایی‌ام را از دست بدهم دچار غم و اندوه می‌شوم چون فرماندهی‌ام را بر آنها از دست داده‌ام و آنها دیگر از من فرمان نمی‌گیرند. مثال بارز این وضعیت شخص مصرف کننده است که در اثر اعتیاد جسمش از او فرمان نمی‌برد، کسی که دچار بیماری اعتیاد می‌شود بعد از مدتی متوجه می‌شود که خیلی کارهایی که قبلاً برایش قابل اجرا بود، دیگر قابل اجرا نیست و یا اینکه به‌ صورت مشروط یعنی به شرط مصرف مواد و یا حتی مواد بیشتر و یا مصرف مواد دیگر، قابل اجرا است.

افزایش مواد مصرفی فرد مصرف‌کننده و یا تغییر از یک ماده به ماده دیگر به این خاطر است که او می‌خواهد آن فرماندهی را که قبلاً داشته دوباره بدست آورد. پس بدست آوردن فرماندهی، جزء خواسته‌های وجود انسان است و همه ما دوست داریم که جایگاه فرماندهی را داشته باشیم و وقتی که این جایگاه به خطر می‌افتد حاضریم به خاطر حفظ آن و یا بدست آوردن دوباره آن بهای سنگینی پرداخت کنیم. 

برای بدست آوردن مجدد فرماندهی باید فرمانبرداری کرد یعنی همان‌طور که در ابتدا هم اشاره شد، باید آموزش دید و از مربی اطاعت کرد تا از تاریکی‌ها  و از مرحله نفس اماره خارج شد، زیرا انسانی که در وضعیت نفس اماره قرار دارد نمی‌تواند به فرماندهی برسد. 

البته باید بدانیم که فرمانبرداری و اطاعت از استاد کار آسانی نیست زیرا نفس اماره می‌خواهد که همچنان کنترل نیروهای ما را در اختیار داشته باشد. یکی از شرط‌های مهم برای فرمانبردار بودن این‌است که استادمان را قضاوت نکنیم و به او اعتماد داشته باشیم. به امید اینکه بتوانیم با فرمانبردار بودن به جایگاه‌های فرماندهی بیشتری دست پیدا کنیم.

نویسنده: همسفر سیمین رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون چهارم)
رابط خبری و عکاس: همسفر فرنوش رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر الهام نگهبان سایت 
همسفران نمایندگی یوسف تهران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .