English Version
This Site Is Available In English

فرماندهی یکی از خواسته های درونی انسان است

فرماندهی یکی از خواسته های درونی انسان است

جلسه یازدهم از دوره هفتم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰  ، نمایندگی قشم به استادی مسافر یحیی  ، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر نادر با دستور جلسه ( از فرمانبرداری تا فرماندهی  ) در روز سه شنبه ۱۷ شهریورماه ۱۴۰۵ در محل دانشگاه خوارزمی رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد  . 

خلاصه سخنان استاد   ؛ 

دستور جلسه این هفته از فرمانیرداری تا فرماندهی است قبل از هر چیز باید در ابتدا بدانیم فرماندهی چیست و چرا انسان باید از فرمانبرداری شروع کند چون با آموزش گرفتن و فرمانبرداری انسان به فرماندهی می رسد مثلاً من خودم قبل از این که به کنگره بیایم در محل کار خود سرپرست گروه بودم چندین نیروی عملیاتی را هدایت می کردم به خاطری که آموزش درست ندیده بودم در وقت کاری خیلی جدی و سخت برخورد می کردم سعی بر آن داشتم که کارها در سریع ترین زمان ممکن انجام گیرد و احساس مالکیت می کردم فکرم این بود پرسنل زیر دست هر چیزی که فرمان دادم را بایستی اجرایی کنند و اگر فرمان نمی گرفتند با هم درگیر می شدیم حتی اگر از خستگی زیاد دست از کار می کشیدند با تندی برخورد می کردم فکر می کردم کار درستی را انجام می دهم دلیل هم این بود که رفتار و از الگوهای نیرو های قدیمی استفاده می کردم و خودم را نسبت به آموزش های جدید به روز نمی کردم و باعث می شد دیگران از من برنجند و این هم از جهل و ناآگاهی من می آمد که در انتها باعث شد جایگاه سر گروهی را از دست بدهم و دقیقاً همان کارهایی را که خود تجربه کرده بودم و با خودم برخورد شده بود را به دیگران فرمان می دادم.

در کنگره ۶۰ همه ی آموزش ها به روز و کاربردی است و جناب آقای مهندس می فرمایند تا کاری را تجربه نکرده باشم و به روش درست آن دست نیافته باشم مطلبی را در کنگره به دیگران آموزش نمی دهم که این خود یکی از راز های موفقیت در کنگره است به عنوان مثال در کنگره اگر فردی به جایگاه راهنمایی می رسند همه آموزس ها را دریافت نموده و راجب اعتیاد سختی و چالش ها را کذرانیده و سپس به رهایی و تعادل رسیده اند تا راهنما شدند و به خاطر همین است که همه مسافران اگر گوش به فرمان باشند نتیجه خواهند گرفت.

فرماندهی یکی از خواسته های درونی انسان است هر انسانی دوست دارد اختیار و فرماندهی زندگی خودش را در دست داشته باشد اما برای رسیدن به این جایگاه ابتدا بایست آموزش بگیرد و فرمانبردار خوبی باشد من فبل از ورود به کنگره تصور می کردم فرمانده بودن یعنی این که به دیگران دستور بدهم و حرف خودم را به کرسی بنشانم اما در کنگره متوجه شدم فرماندهی واقعی قبل از هر چیزی یعنی این که بتوانم خودم را مدیریت کنم و بتوانم بر خواسته های خودم، رفتارم و تصمیم هایم مسلط باشم.

ما وقتی وارد کنگره می شویم متوجه می شویم که در گذشته فرماندهی شهر وجودی خودمان را از دست داده ایم و بخشی از این فرماندهی را به مواد مخدر سپرده و برای من تصمیم می گرفت که چه زمانی مصرف کنم، چه کاری انجام بدهم و حتی چگونه رفتار کنم بنابر این برای این که دوباره فرماندهی را به دست بیاوریم باید از فرمانبرداری شروع کنیم اگر کسی در سفر اول فرمانبردار خوبی باشد بعد از رهایی می تواند در جایگاه های مختلف خدمت کند و مسئولیت بیشتری بپذیرد همان طور که یک روز خودش از راهنما آموزش گرفته می تواند در ادامه مسیر به دیگران کمک کند در واقع فرماندهی در کنگره برای خدمت گرفتن است نه این که به دیگران دستور بدهد.

ویرایش، تائپ و ارسال   :  مسافر سجاد 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .