نهمین جلسه از دوره چهاردهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی کریمان کرمان با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی » با استادی مسافر رامین و با نگهبانی مسافر عبدی و دبیری مسافر مهدی روز سهشنبه مورخ ۱۴۰۵/۶/۱۷ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان، رامین هستم یک مسافر.
به رسم ادب و احترام، تشکر میکنم از جناب آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان که این بستر را فراهم کردند تا من، مسافر رامین، بتوانم به درمان و رهایی برسم. همچنین از آقا سینا، ایجنت محترم و راهنمای مواد و سیگارم سپاسگزارم؛ هرچه آموختهام و هر حال خوبی که امروز دارم، از زحمات ایشان است.
یک تشکر ویژه هم از جناب آقای حسین حاجمحمدی، راهنمای محترم لژیون هفتم دارم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و از شما عزیزان انرژی بگیرم.
در اینجا یک تسلیت عرض میکنم خدمت آقا ابراهیم، هملژیونی عزیزم، برای فوت پدر بزرگوارشان. خداوند روح ایشان را قرین آرامش کند و برای خانواده محترمشان صبر و بردباری خواهانم.
در مورد دستور جلسه که موضوع آن از فرمانبرداری تا فرماندهی میباشد، اگر بخواهم صحبت کنم، باید بگویم قبل از اینکه با مواد آشنا شوم و زمانی که سالم و جوان بودم، اصلاً چیزی به نام فرماندهی جسم را نمیدانستم. چرا؟
چون هر روز خداوند در بدن من به صورت رایگان سروتونین، دوپامین و سایر مواد حیاتی را به نسبت مشخص تولید میکرد و خمر درون فعال بود و من کارهایم را بهخوبی انجام میدادم.
اما من در مقابل این نعمت، یک نافرمانی انجام دادم؛ شاید از روی کنجکاوی، شاید منیت یا هر دلیل دیگری… و آغشته شدم به مواد مخدر.
در مقابل این نافرمانی، خداوند جزای آن را به من داد. دیگر مثل قبل نمیتوانستم صبح زود از خواب بیدار شوم، با دوستانم بیرون بروم، ورزش کنم یا حتی برای خانوادهام وقت بگذارم. فرمانبردار مواد مخدر شده بودم و از خودم میترسیدم. تا جایی که حتی بدون مواد نمیتوانستم چند قدم راه بروم و کاملاً درگیر نفس اماره شده بودم.
تا اینکه خداوند قسمت کرد و وارد کنگره ۶۰ شدم و آموزشهای لازم و کامل را دریافت کردم.

اما فرماندهی یعنی چه؟
یعنی احاطه بر نیروهای صور پنهان و صور آشکار.
این احاطه از من گرفته شده بود و کسی مفهوم فرمانبرداری را بهتر درک میکند که مصرفکننده و ناتوان بوده باشد؛ انسان سالم شاید عمق این مسئله را درک نکند.
بعد از ورود به کنگره، با سفر کردن، فرمانبرداری، نوشتن سیدیها، نظم، ترتیب و سروقت آمدن، بعد از گذشت ده ماه به رهایی، درمان و حال خوب رسیدم.
جناب آقای مهندس دژاکام در کنگره ۶۰ وقتی مطلبی را با صفت فرمان بیان میکنند، یعنی قانون.
مثلاً قوانین راهنمایی و رانندگی: اگر بیرون از اینجا قانونی را رعایت نکنید و با سرعت غیرمجاز حرکت کنید، قطعاً باید منتظر حادثه و جزای آن باشید.
اینجا هم اگر روی برنامه و اصول باشید، لطف به خودتان کردهاید، نه لطف به راهنما.
اما اگر بخواهید با تفکر و منیت خودتان حرکت کنید، عواقب این طرز فکر گریبانگیر خودتان خواهد شد.
یک مطلبی که همین الان به ذهنم آمد این است که تمامی راهنمایان فرمانهای خوبی صادر میکنند، چون برای رهایی از بند مواد و اعتیاد است.
در واقع میتوان گفت راهنمایان، فرمانبردارهای بسیار خوبی بودهاند و همین فرمانبرداری را به ما منتقل میکنند.

در سفر اول، یکبار آقا سینا جدای از روش DST فرمودند:
«وقتی در حال سفر هستید و سبد قانون ۱۱ از کنار شما رد میشود، خیلی راحت از کنارش رد نشوید. یک روزی امثال ما بهای حال خوب شما را پرداخت کردند. حالا که حالتان کمکم خوب میشود، باید بهای آن را بپردازید.»
این صحبت برای من یک جرقه بود.
من در زمان مصرف، شاید اوایل نه، اما در اواخر روزی تا ۶۰ گرم مواد مصرف میکردم. حالا وقتی سبد رد میشود و کسی ۵۰ هزار تومان محبت میکند، این خودش یک نوع حقالناس است و یعنی فرمان نبردن.
همانطور که ما خواستیم در کار خداوند دخالت کنیم و گفتیم سیستم بدنمان را بهتر از خدا میدانیم و در منجلاب اعتیاد فرو رفتیم، قطعاً نباید دوباره نافرمان و بیتفاوت باشیم؛ چون برگشت خواهیم کرد.
روی صحبت من با خودم است: باید حواسم باشد که کنگره چه چیزهایی را از ما گرفته و چه چیزهایی به ما داده است.
همه انسانها دوست دارند فرمانده باشند و هیچکس دوست ندارد همیشه فرمانبردار باشد. چه بهتر که انسان از فرماندهی جسم خودش شروع کند.
کنگره این بستر را فراهم کرده تا من و امثال من بیاییم و به درمان و رهایی برسیم.
انشاءالله بتوانم خدمتگزار خوبی در کنگره باشم و به خودم خدمت کنم.
ممنون از شما که با سکوت زیبایتان به صحبتهای من گوش کردید.
تایپ: مسافر علی لژیون ششم
عکس: مرزبان محترم مسافر آرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
64