فرماندهی یک هدف است و برای رسیدن به آن، باید مسیر فرمانبرداری را طی کرد. فرماندهی واقعی، از فرماندهی بر خویشتن آغاز میشود؛ انسان زمانی میتواند فرمانده خوبی باشد که ابتدا فرمانبردار خوبی باشد.
سایت همسفران نمایندگی دهخدا قزوین، گفتوگویی دلنشین با اسیستانت همسفر پروانه ترتیب دادهاست؛ شما را به مطالعه این گفتوگو دعوت میکنیم.
همسفر پروانه به همراه مسافر خود، با مصرف تریاک و قرص وارد کنگره شدند. ایشان به مدت ۱۰ ماه، با روش DST و داروی OT با راهنمایی مسافر حمید و همسفر ناهید سفر کردند، ورزش ایشان در کنگره بدمینتون است؛ هماکنون نیز به لطف خداوند و دستان پرمهر آقای مهندس، ۱۱ سال و ۲ ماه است که آزاد و رها هستند.
ایشان در جایگاههای خدمتی مختلفی، از جمله راهنمای تازهواردین، راهنمایی، ایجنت به مدت دو دوره و سه دوره دنور خدمت کردهاند؛ هماکنون نیز در جایگاه اسیستانت مشغول به خدمت هستند و بهتازگی اجازه پهلوانی را از مهندس دژاکام دریافت کردهاند.
از نگاه شما، فرمانبرداری در مسیر یک همسفر از کجا شروع میشود؟
نقطه آغاز فرمانبرداری برای یک همسفر، این است که بپذیرد برای حال خوش خودش و آموزش به کنگره میآید، نه صرفاً برای رهایی مسافرش. بزرگترین آزمون فرمانبرداری همسفر، رها کردن مسافر و اعتقاد به روش DST است؛ هنگامیکه همسفر متوجه میشود که ترکشهای اعتیاد، سیستم خمر، افکار و روان او را بههمریخته است، سر تسلیم فرود میآورد تا راه درمان و جهانبینی خودش را پیش بگیرد.
یک همسفر چگونه میتواند بفهمد در مسیر آموزش، فرمانبردار خوبی بودهاست؟
برای اینکه یک همسفر متوجه شود آیا واقعاً در مسیر آموزش، فرمانبردار خوبی بودهاست یا نه، نیاز به تأیید دیگران ندارد. نشانههای آن کاملاً در حس، رفتار و جهانبینی درونی خودش هویدا میشود؛ مهمترین آنها، برداشتن دوربین از مسافر، فاصله گرفتن از منیت، نظم و استمرار در تکالیف، تغییر حس و رسیدن به آرامش درونی است.
یک فرمول ساده برای محک زدن خودمان این است که هر زمان دیدیم کاربردی کردن یک آموزش برایمان سخت و سنگین است؛ اما سر تعظیم در برابر آن فرود آوردیم و انجامش دادیم، بدانیم به آن فرمانبرداری رسیدهایم که نتیجه آن، رهایی، آموزش و روشنایی برای خودمان و خانوادهمان است.
یک همسفر برای اینکه فرمانده خوبی در خانواده باشد، ابتدا باید چه چیزی را در خودش تغییر دهد و آیا فرماندهی به این معنا است که همیشه باید تصمیمگیرنده اصلی خانواده باشد؟
یک همسفر برای اینکه بتواند فرمانده لایقی باشد؛ باید ابتدا فرمانده وجود خودش باشد تا وقتی فردی نتواند بر افکار، احساسات و زبان خودش تسلط داشته باشد، چگونه میتواند در محیط خانواده اثرگذار و آرامشبخش باشد؟
آیا پذیرفتن مسئولیتهای کوچک در کنگره میتواند تمرینی برای رسیدن به فرماندهی باشد؟
قطعاً همینطور است. مسئولیتها از هر نوعی که باشند؛ درواقع همان پلههای رسیدن به فرماندهی و حال خوش هستند. انجام مسئولیتهای کوچک، یعنی شکستن غول منیت و تکبر و تمرین نقطه تحمل و پذیرش؛ آقا مهندس بارها تأکید کردهاند که فرماندهی بر جسم و جان، از انجام کارهای کوچک و منظم روزانه شروع میشود.
با توجه به سالها خدمت شما در کنگره، چه تجربهای از خدمتهای کوچک داشتید و کدام بخش از آموزشهای کنگره بیشترین تأثیر را در رسیدن شما به این حال خوش داشتهاست؟
بزرگترین درسی که خدمتهای کوچک به ما میدهند، درمان خاموش منیت و پاکسازی حس است. همسفری که با کولهباری از غم و سنگینی ذهن وارد کنگره میشود، هنگامیکه صندلی را جابهجا میکند یا سالن را جارو میکند، ناگهان سبکی عجیبی را در درونش حس میکند؛ زیرا خدمت بلاعوض، انرژیهای منفی و راکد را در درون انسان از بین میبرد و درون را زلال میکند.
مصاحبه کننده و طراح سوال: راهنمای ویلیام وایت همسفر زهرا
ویرایش: همسفر زیبا دبیر اول سایت
ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم) دبیر دوم سایت
عکاس: همسفر کلثوم رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون چهارم)
نمایندگی همسفران دهخدا قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
310