همسفر زهرا (ح.پ):
در گذشته تصور میکردم فرمانبرداری یعنی از کسی دستور گرفتن و کاری را که به من سپرده اند، انجام دادن. اما با ورود به کنگره ۶۰ فهمیدم فرمانبرداری یکی از مراحل مهم برای رسیدن به جایگاه فرماندهی است.
انسانی که نتواند خودش را مدیریت کند قطعآ نمیتواند فرمانده خوبی برای دیگران هم باشد. در وهله اول باید یاد بگیرم به قوانین و آموزشها احترام بگذارم و آموزش هایی که دریافت می کنم را در زندگیام به درستی به اجرا در آورم. اینجا است که فرمانبرداری به من کمک میکند تا نظم، مسئولیتپذیری و تعهد را یاد بگیرم.
در کنگره 60 فرمانبرداری کورکورانه نیست زمانیکه مدتی در مسیر درست حرکت میکنم، به مرور میتوانم نتیجه آموزشها را در زندگی خودم ببینم و اعتماد به نفسم بیشتر میشود.
به نظر من و با توجه به تجربه شخصی خودم حرکت کردن در مسیر درست شروع خیلی سختی دارد و همراه با درد زیاد و بهایی بسیار سنگینی است، اگر بخواهم این درد را شبیه سازی کنم، می توانم از مثال آبمیوه گیری استفاده کنم. برای قرار گرفتن در مسیر درست ابتدا باید مانند یک میوه وارد دستگاه آبمیوه گیری شویم و تحمل درد جدا شدن تفاله ها و آب میوه را داشته باشیم و پس از آن مجددا این هر دو ماده با هم ترکیب شوند و به ما میوه ای خوب و مرغوب بدهند.
حال این انتخاب و تصمیم خودمان است که وارد آبمیوه گیری بشویم و تن به تغییر و تحمل درد بدهیم و یا اینکه بیرون دستگاه بمانیم و همانطور پلاسیده و در معرض فاسد شدن باشیم.
ما قبل از هر چیز باید فرماندهی نفس خودمان را بر عهده بگیریم تا بتوانیم خشم، ترس، عجله، خواستهها و رفتارهای نادرست خودمان را مدیریت کنیم.
امروز فهمیدهام که اگر میخواهم روزی در جایگاه فرماندهی قرار بگیرم باید از همین امروز فرمانبردار خوبی باشم و به خوبی آموزش بگیرم، عمل کنم و مسئولیت کارهای خودم را بپذیرم.
در کنگره 60 آموختهام که هیچ جایگاهی یک شبه به دست نمیآید، من می بایست پله پله حرکت کرده و از فرمانبرداری شروع کنم و با آموزش، تجربه و عمل سالم، به فرماندهی برسم.
در پایان از خداوند و سپس از جناب مهندس و تک تک خدمت گزاران کنگره 60 علی الخصوص راهنمای عزیزم همسفر محبوبه سپاسگزارم که در مسیر کنگره به من کمک کردند تا بتوانم آنچه را که یاد کرفته ام فقط کلامی نباشد و در زندگی روز مره هم به کار ببرم .
همسفر سکینه (لژیون دوم) :
فرماندهی تا فرمانبرداری مانند یه جاده پر پیچ و خم است که اگر درست عمل کنیم این پیچها بی خطر هستند.آقای مهندس می فرمایند: هر کاری را که بخواهیم شروع کنیم یک مبدا و یک مقصد داریم و هدفی که باید در این مسیر به آن برسیم. برای رسیدن به این اهداف به سه مؤلفه نیاز داریم که شامل: تجربه، تفکر و آموزش است. در کنگره 60 ما راهنمایان داریم که قبل از ما آموزش دیده و تجربه کسب کرده و به تفکر و دانایی رسیده اند.
اگر من رهجو به حرف راهنمایم گوش کنم و در نوشتن سی دی و حضور به موقع در جلسات فعال و کوشا باشم قطعآ به دانائیکه امروز راهنمایم از آن بهره میبرد، بهرمند خواهم شد. راهنما همه این ها را از روی تجربه به ما می گویدتا مانیز به دانایی برسیم.و همه این ها تنها با فرمانبرداری صحیح کاربردی خواهد شد.مسافران ما قبلا مصرف کننده بودند و فرمانده آنها مواد مخدر بود و اکنون که وارد کنگره شده اند باید فرمانبردار راهنمای خود باشند و وادی ششم را سرلوحه کار خود قرار دهند و حکم عقل را در قالب فرمانده اجرا نمایند و برای رسیدن به حکم عقل باید پیرو ارزشها باشند و در صراط مستقیم حرکت نموده و از ضد ارزشها دوری کنند و با فرمانبرداری از راهنمای خود که فرمانده آنهاست از تاریکی ها بیرون بیایند.
رابط خبری :همسفر طیبه رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون اول)
ویراستاری :راهنمای تازه واردین همسفر زهرا نگهبان سایت
ارسال : راهنمای تازه واردین همسفر اکرم دبیر سایت
همسفران نمایندگی قوچان
- تعداد بازدید از این مطلب :
26